در شهر ماکوندو، مردم گرفتار بیماری عجیبی میشوند: بیماریِ فراموشی.ابتدا اسم چیزهای ساده را فراموش م…
انتشار: 2026/08/20 05:32 UTCدریافت: 2026/08/20 07:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 07:40 UTC
در شهر ماکوندو، مردم گرفتار بیماری عجیبی میشوند: بیماریِ فراموشی.ابتدا اسم چیزهای ساده را فراموش میکنند؛ میز، صندلی، پنجره و درخت.برای همین روی هر چیز برچسبی میچسبانند تا بدانند با چه چیزی روبهرو هستند. روی گاو مینویسند: «این گاو است.» روی شیر مینویسند: «از این باید شیر دوشید.»اما بیماری پیشرفت میکند. مردم نامِ آدمها را هم فراموش میکنند؛ حتی نام خودشان را.آنها دیگر نمیدانند چه کسی را دوست داشتهاند، از چه چیزی ترسیدهاند و برای چه جنگیدهاند.شاید حافظه فقط انبار گذشته نباشد؛ شاید چیزی باشد که به زندگیِ امروزمان معنا میدهد.آدمی وقتی خاطراتش را از دست میدهد، فقط گذشتهاش را گم نمیکند؛ کمکم نمیفهمد اکنون چه کسی استصد سال تنهاییگابریل گارسیا مارکز@meyguon
