هرسال در هفتهای که از سوی تقویم رسمی کشور به عنوان هفتهٔ «وحدت» نامگذاری شده، در کانالهای جریان…
انتشار: 2026/08/22 18:25 UTCدریافت: 2026/08/24 13:40 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 13:40 UTC
هرسال در هفتهای که از سوی تقویم رسمی کشور به عنوان هفتهٔ «وحدت» نامگذاری شده، در کانالهای جریان موسوم به «برائتی»، اینطور محتواهایی میبینم که با استناد به بعضی روایات (مثل روایتی که داخل عکس درج شده)، مدّعی میشن که ما با اهلسنّت هیچ اشتراکی نداریم تا…خب، بریم سراغ نقد این. اوّل متن روایت رو براتون کامل بیارم تا هم اعتبارش رو بررسی کنیم و هم ببینیم آیا از این روایت، چیزی که اینها نتیجه میگیرن برداشت میشه؟ راوی میگوید: نزد امام صادق علیهالسلام از این فرقهها نام بردم؛ حضرت فرمودند:«به خدا سوگند آنان به هیچیک از آنچه رسول خدا صلّیاللهعلیهوآله آورده است، پایبند نیستند؛ جز رو کردن به سوی کعبه [هنگام نماز].» (المحاسن، ج ۱، ص ۱۵۶)استدلال به این حدیث برای اثبات حرفی که میزنن چندتا اشکال داره: ۱ـ در سند روایت، شخصی مجهول به نام «بشیر دَهّان» وجود داره که باعث میشه این روایت از اعتبار ساقط بشه. علاوه بر این اشکال در سلسلهٔ سند، یک اشکال کلّی نسبت به روایات کتاب «محاسن» (منبع این حدیث) وجود داره که خلاصهاش اینه که روایاتی که فقط در این کتاب حدیثی اومده باشن، قابل اعتماد نیستن.۲ـ دلیل اینکه جریان موسوم به «برائتی» این روایت رو بر اهلسنّت تطبیق میدن اینه که اونها واژهٔ «الأهواء» که در این روایت اومده رو، به عموم اهلسنّت تفسیر میکنن، درحالیکه اصطلاحشناسی واژهٔ «الأهواء» در سایر روایات، نشون میده که خیلی اوقات این واژه در سخنان ائمّه برای اشاره به فرقههای انحرافی مخصوصی مثل «خوارج»، «ناصبیها» و امثال اینها به کار میرفته نه تمام اهلسنّت. (نمونه)۳ـ حتّی اگر بپذیریم که این روایت داره راجع به عموم اهلسنّت حرف میزنه، باید گفت که این روایت اصلاً ربطی به انحراف «اعتقادی» اونها نداره؛ همونطور که اگر به موردی که امام علیهالسلام استثناء کردن (روبهقبلهایستادن موقع نماز) دقّت کنیم، این مطلب کاملاً واضح میشه برامون. امام علیهالسلام در این روایت دارن میگن: فرقههای انحرافی که بعد از پیامبر به وجود اومدن، در احکام عملی شرعی، رفتهرفته اینقدر گرفتار انحراف شدن که میشه گفت از اون احکامی که پیامبر تبلیغ کردن، اینها فقط روبهقبلهایستادنشون موقع نماز تحریفنشده است.اینکه بعضی از محقّقین، این روایت رو در آثارشون، جزء شواهد بر تحریف و تغییر احکام شرعی بعد از پیامبر آوردن هم همین تفسیر ما رو تأیید میکنه.۴ـ همونطور که بعضی علمای بزرگ شیعه (سیدعلی سیستانی، تعارض الأدلة، ج ۱، ص ۳۴۵) هم گفتن، اون معدود احادیث ضعیفالسندی که میگن ما با اهلسنت یا سائر فرق اسلامی هیچ اشتراکی در دین نداریم، به خاطر مخالفت مضمونیشون با احادیث معتبر ائمه علیهمالسلام، بهکلّی از اعتبار میافتن و اصلاً قابل استناد نیستن.ما احادیث صحیحی داریم که نشون میده ما در اکثر ارکان مهم دینی با اهلسنت اشتراک داریم. مثلاً در روایت معتبری از امام باقر علیهالسلام اومده: «اسلام بر پنج [پایه] بنا شده است: نماز، زکات، روزه، حج و ولایت؛ و [در اسلام] به هیچچیزی مانند «ولایت» دعوت نشده. اما سنّیها [آن] چهار مورد را گرفته و این یکی، یعنی ولایت را رها کردند.» (الکافی، ج ۲، ص ۱۸) خب این روایت معتبر به صراحت میگه اهلسنّت با شیعیان در چهار پایه از پایههای پنجگانهٔ اسلام اشتراک دارن.۵ـ صِرف اینکه اهلسنّت راجع به برخی صفات خداوند و یا اوصاف و شؤون پیامبر اکرم، باورهای متفاوتی با ما داشته باشن، باعث نمیشه بتونیم بگیم خدا و پیامبر ما شیعیان با خدای اونها فرق میکنه. ببینید؛ قرآن به مسلمونها میگه به یهودیها و مسیحیها بگید: «..آمَنَّا بِالَّذِی أُنْزِلَ إِلَيْنَا وَ أُنْزِلَ إِلَيْكُمْ وَ إِلَٰهُنَا وَإِلَٰهُكُمْ وَاحِدٌ..»؛ با اینکه اهلش میدونن ما با مسیحیها و یهودیها در زمینهٔ صفات خداوند و مسائل توحید کلی اختلاف داریم. اما قرآن میگه بهشون بگید ما خدامون مشترکه، یکیه؛ چون اختلاف در جزئیّات و تفاصیل مسائل، به معنای این نیست که ما و طرف مقابلمون به دو چیز متفاوت اعتقاد داریم.اوکی؟ همین دیگه.

