در آبادی عاشقانه هایم کنار جویبار واژه های نابم ، قدم میزنم آرام و آهسته ،در حالیکه مست کرده روحم را ، عطر پونه های وحشی مژگان بلندت ، و من با نفسی عمیق بخیر میکنم صبحِ امروزم را با غزلی از چشمانت...🤞🤞
دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفتدائما یکسان نباشد حال دوران غم مخورهان مشو نومید چون واقف نهای از سر غیبباشد اندر پرده بازی های پنهان غم مخور✍️ حافظ❤️❤️❤️❤️