در آن غروبِ سرخگون، زنجان نه یک شهر، که یکپارچه «دل» بود. در امتدادِ خیابانهای منتهی به حسینیه اع…
انتشار: 2026/06/24 10:24 UTC
در آن غروبِ سرخگون، زنجان نه یک شهر، که یکپارچه «دل» بود. در امتدادِ خیابانهای منتهی به حسینیه اعظم، موجِ خروشانِ مردم، گویی دریایی بیکران از ایمان و عشق بود. صدایِ طبلها نه تنها در گوش، که در اعماقِ جانها طنینانداز میشد؛ ضربآهنگی که گویی تپشِ قلبِ تاریخ بود که پس از قرنها، هنوز در سوگِ علمدارِ کربلا میتپید.#زنجان_شهر_جهانی_ملیله #زنجان_پایتخت_شور_و_شعور_حسینی #یوم_العباس @miraszanjan_irدر آن غروبِ سرخگون، زنجان نه یک شهر، که یکپارچه «دل» بود. در امتدادِ خیابانهای منتهی به حسینیه اعظم، موجِ خروشانِ مردم، گویی دریایی بیکران از ایمان و عشق بود. صدایِ طبلها نه تنها در گوش، که در اعماقِ جانها طنینانداز میشد؛ ضربآهنگی که گویی تپشِ قلبِ تاریخ بود که پس از قرنها، هنوز در سوگِ علمدارِ کربلا میتپید.#زنجان_شهر_جهانی_ملیله #زنجان_پایتخت_شور_و_شعور_حسینی #یوم_العباس @miraszanjan_ir






