قسمت ۵ از ۷ایستگاه آنتیسیدنت - پرونده شهادت دروغ -شرلوز در حالی که سرتاپاش خیس شده بود با هیجان فر…
انتشار: 2026/07/06 14:14 UTC
قسمت ۵ از ۷ایستگاه آنتیسیدنت - پرونده شهادت دروغ -شرلوز در حالی که سرتاپاش خیس شده بود با هیجان فراوان وارد دفتر کارش شد.جاتسون نگاهی بهش انداخت و گفت: صد بار بهت گفتم وقتی هوا بارونیه با خودت چتر بردار ولی هیچ وقت گوش تو بدهکار این حرفای من نیست. شرلوز یه حوله برداشت و داخل گوشهاش رو خشک کرد و گفت: گوشی که آب بارون توش باشه بدهکار هیچ چیزی نیست. ضمناً ما امروز به دادگاه دعوت شدیم. شهود میخوان شهادت بدن و قاضی از ما خواسته حضور داشته باشیم تا صحت شهادت شهود رو بررسی کنیم. میدونی که، مهمترین ضامن برای صحت استدلال، منطق ریاضیه؛ و اصولاً به همین دلیله که ما باید اونجا باشیم. اون روز سه شاهد در دادگاه حضور داشتن و شرلوز اجازه داشت هر سؤالی رو که صلاح میدونه از هر کدوم که خواست بپرسه. موضوع پرونده در مورد خانمی جوان بود که در ایستگاه اتوبوس آنتیسیدنت به قتل رسیده بود. شهود ادعا میکردن که در زمان وقوع قتل در اونجا حضور داشتن.نفر اول گفت: من در لحظه قتل اونجا بودم. قاتل پشتش به من بود. چهرهشو ندیدم. یه مرد بود. با سرعت از اونجا فرار کرد. اما هیچ کسی غیر از قاتل، مقتول و من اونجا نبود. اینو مطمئنم. دو شاهد دیگه اصلاً در لحظه قتل حضور نداشتن. دو نفر دیگه معتقد بودن که اونجا بودن و همدیگه رو دیدن و به علاوه شاهد اول رو ندیدن. اونا هم مشخصات قاتل رو نمیدونستن. شرلوز باید مشخص میکرد که چه کسی این وسط راست میگه.شرلوز از جا بلند شد، رو به شاهد اول کرد و گفت: دوربینهای مداربسته حضور ۴ نفر رو در ایستگاه آنتیسیدنت ثبت کردن که نشون میده فقط یه نفر از اونجا فرار کرده و دقیقاً همون کسیه که با مقتول گلاویز شده بوده. نظر شما چیه؟- من فرار کردم آقای شرلوز. این درسته که هر قاتلی از صحنه جرم فرار میکنه، ولی درست نیست که هر کسی فرار کرد لزوماً قاتل باشه. در حقیقت هر گردویی گرده ولی لزوماً هر گردی گردو نیست. امیدوار بودم که حداقل شما با منطق آشنا باشین. این بدیهیه که از فرار کردن من نمیتونین قاتل بودن منو نتیجه بگیرین آقای شرلوز!+ بله. مسئله منطقی دقیقاً همینه. منم چنین نتیجهای رو نگرفتم. شرلوز مکثی کرد و ادامه داد: اما از اونجایی که هر قاتلی فرار میکنه، پس اگه کسی فرار نکنه میشه نتیجه گرفت که قاتل نبوده. دو شاهد دیگه فرار نکردن و در نتیجه قاتل نبودن. به علاوه اونا همدیگه رو دیدن، مقتول رو دیدن، قاتل رو هم دیدن ولی ظاهراً تصور میکنن که شما رو ندیدن چون فکر میکردن که شخصی غیر از شما رو دیدن. جاتسون با دهان باز شرلوز رو نگاه کرد. شرلوز رو به قاضی کرد و گفت: من بدون این که نتیجهای بگیرم کار رو به شما و شواهدی که پلیس، از آثار انگشت و مدارک دیگه به دست خواهد آورد میسپرم.مجید میرزاوزیریتابستان ۰۵@mirzavaziribooks