قسمت ۶ از ۷قتل هفتگانه- پرونده کسرهای مصری -اون شب شرلوز و دکتر جاتسون تو دفتر کار شرلوز نشسته بود…
انتشار: 2026/07/06 14:48 UTC
قسمت ۶ از ۷قتل هفتگانه- پرونده کسرهای مصری -اون شب شرلوز و دکتر جاتسون تو دفتر کار شرلوز نشسته بودن که با یه تماس ناشناس موضوع پرونده جنایی بعدیشون شکل گرفت. - سلام. اونا همه رو کشتن. هر ۷ نفرو. شرلوک در حالی که پیپش تو دهنش بود پرسید: کیا کشتن؟ کیا کشته شدن؟ کجا کشته شدن؟- من نمیدونم قاتل کیه ولی خواهش میکنم هرچه زودتر خودتون رو به خیابون اجیپفرک شماره ۷۳ برسونین. شرلوز رو به دکتر جاتسون کرد و گفت: بزن بریم رفیق. ظاهراً پرونده جالبیه. هفت کشته در یه جا!دکتر جاتسون بدون این که سؤالی بپرسه چترش رو از روی جالباسی برداشت و گفت: هواشناسی گفته امشب بارون میاد. بهتره چتر داشته باشیم. - آره. فکر خوبیه. چیزی که عجیب بود پلاک خونه بود. یه عدد اوله! + این نمیتونه خیلی مهم باشه چون قاتلا ریاضیدون نیستن. - اما ممکنه ریاضیدونا قاتل باشن. هیچ احتمالی رو نباید از نظر دور داشته باشیم. وقتی به محل قتل رسیدن فرد ناشناسی که تلفن کرده بود منتظرشون بود. سراسیمه گفت: امشب مهمونی بوده. از یه هفته قبل برنامهریزی شده بود ولی من از همون موقع بهشون گفته بودم که نمیتونم بیام. اونا برای خودشون هفت نفر سور و سات رو آماده کرده بودن. حدود دو ساعت قبل یکیشون با من تماس گرفت. صداش بریده بریده بود. انگار نفسای آخرش بود. گفت: ما رو به رگبار بستن. سریع خودتو برسون. وقتی رسیدم همه مرده بودن. شرلوز نگاهی به میز غذاخوری انداخت. سه پیتزا روی میز بود که به شکلی دقیق و حساب شده، دو تا از اونا ۴ قسمت شده بود و یکی ۸ قسمت اما بشقابا خالی بود. انگار قبل از این که فرصت کنن شامو شروع کنن قتل صورت گرفته بود. شرلوز بدون هیچ توضیحی دستبندش رو از جیب پالتوش بیرون کشید و به مرد ناشناس دستبند زد و گفت: خودت اونا رو به قتل رسوندی! وقتی به دست قانون بسپرمت اعتراف خواهی کرد. دکتر جاتسون با تعجب پرسید: شرلوز تو چطوری تونستی بفهمی اون قاتله؟شرلوز در حالی که سعی داشت نشون بده کشفی که کرده چندان مهم نبوده گفت: سه پیتزا بین هشت نفر به طور مساوی تقسیم شده؛ یک چهارم به علاوه یک هشتم برای هر نفر. توی ریاضی به این میگن نمایش مصری یه کسر. اونا واقعاً هشت نفر بودن نه هفت نفر.مجید میرزاوزیری تابستان ۰۵@mirzavaziribooks