قسمت ۷ از ۷زندان تریومینوس- پرونده فرار بزرگ -جاتسون که روی صندلی راحتی لم داده بود و داشت صفحه حوا…
انتشار: 2026/07/06 15:27 UTC
قسمت ۷ از ۷زندان تریومینوس- پرونده فرار بزرگ -جاتسون که روی صندلی راحتی لم داده بود و داشت صفحه حوادث روزنامه رو میخوند یه دفعه گفت: برات عجیب نیست که زندان مرکزی شهر یه اسم یونانیطور داره؟ تریومینوس! خیلی عجیبه این اسم. شرلوز با چوب بیلیارد یه ضربه کوچیک به توپ زد و مسیر توپ رو در حالی که به صورت دورانی به سوراخ نزدیک میشد با چشم تعقیب کرد و گفت: فکر میکنم به چینش سرامیکهای کف زندان ربط داشته باشه. شنیده بودم که معماری خیلی ویژهای داره. میدونستی اتاقاش چه شکلی هستن؟ همه به شکل مستطیلهایی با طول زوج و عرض مضرب ۳ هستن؛ یا برعکس. یعنی اتاقایی هم داره با عرض زوج و طول مضرب ۳. - اما مسئله اصلی الان این نیست. معضلی که ایجاد شده فرار زندانیاس. تقریباً هر هفته یه نفر از زندان فرار میکنه؛ و هنوز نتونستن بفهمن که مفر اصلی کجاس. + پس لازم شد یه سر بزنیم. رئیس زندان رو میشناسم. شاید بد نباشه یه تماس باهاش بگیریم و این پرونده رو حل کنیم.دکتر جاتسون این مأموریت رو به عهده گرفت که با رئیس زندان تماس بگیره و یه قرار ملاقات رو ست کنه. رئیس زندان خیلی استقبال کرد و گفت: اتفاقاً تو همین فکر بودم. من میدونم فرار دقیقاً از چه زمانی شروع شد و حتی به یه نفر از مسئولان زندان هم مشکوک هستم ولی مشکل اینه که نمیتونم اثبات کنم تقصیر اونه. ما باید همدیگه رو ببینیم زودتر. تا همین الان ۸ نفر به همین روش فرار کردن. وقتی برای جلسه به زندان رفتن اولین درخواست شرلوز این بود که تمام اتاقهای زندان رو ببینه. در حال بازدید از اتاقا بودن که معاون گفت: چقدر خوب شد که شما بعد از تغییرات اومدین. حدود ۲ ماه پیش بازسازی داشتیم. چند تا اتاق مربعی اضافه کردیم. شرلوز ابروش رو خاروند و گفت: چه فکر جالبی! پیشنهاد کی بود؟ مربع چند در چند؟- من خودم این پیشنهاد رو دادم. همه اتاقای جدید به صورت مربع ۱۶ در ۱۶ هستن. + پس اسم زندان تریومینوس باید تغییر کنه.- نه! چرا؟ + از چه سرامیکایی برای کف این اتاقا استفاده کردین؟- مثل بقیه اتاقا. سرامیکایی به شکل L که از ۳ مربع تشکیل شده. همین که وارد اولین اتاق مربعی شدن شرلوز روی زمین دراز کشید و چشمش رو بر سطح اتاق مماس کرد. این مسخرهترین کاری بود که از مردی با سن و سال اون بر میاومد. بعد ناگهان از جا پرید و به سمت یکی از گوشههای اتاق حملهور شد. گرچه در نظر اول اون گوشه هیچ فرقی با بقیه قسمتای اتاق نداشت ولی با کمی دست کشیدن مشخص شد که شرلوز اشتباه نکرده چون گرچه کاملاً همرنگ بقیه سرامیکا بود ولی یه دستگیره خیلی ظریف اونجا وجود داشت که وقتی اون رو بالا کشید دریچهای به سمت پایین اتاق باز شد. شرلوز بلند شد، لباساش رو تکوند و گفت: میدونی جاتسون. باید زودتر میفهمیدیم که ماجرا چیه.- آره. این دفعه حتی برای منم قابل حدس زدن بود. ۱۶×۱۶ میشه ۲۵۶ و این عدد مضرب ۳ نیست. پس کاشیکاری نمیتونه کامل انجام بشه. در نتیجه یکی از مربعهای کف اتاق سرامیک نشده ولی کاملاً شبیه بقیه جاها رنگ شده بود و راه فرار دقیقاً از همون جا بوده.شرلوز رو به معاون زندان کرد و گفت: و طراح این اتاقای مربعی کسی نبود جز خود شما. این چیزی بود که خودتون قبلاً بهش اعتراف کردین.مجید میرزاوزیریتابستان ۰۵@mirzavaziribooks