مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان متوسط · 12 نمونه پست · پوشش داده: 2026/06/20 تا 2026/08/12
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
این امتیاز چگونه محاسبه میشود
محاسبهشده از 13 پست مشاهدهشده و 0 مشاهدهٔ عضو. وزنها میان مؤلفههایی که برای این کانال قابل اندازهگیری بودهاند تقسیم میشود، بنابراین مؤلفهای که نتوانستهایم مشاهده کنیم به زیان کانال محاسبه نمیشود.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
جا ماندهام ...#محمدخاکسار_آذرخشhttps://telegram.me/mkhazarakhshmkh
جا ماندهام در قصهای که-مادرم میگفتدر قصهای که سبز و روشن بوددر انتظار لحظهی تحویل سال نودر اضطراب ان چروکی که-افتاد روی پاچهی شلوار چلوارمجا ماندهام در کوچهای خاکیپای برهنه ، زانوی زخمیسرگشته در صحراوقت شکار جیرجیرکهادر پشت بام خانهی گلزاردر کوچهباغ سبز آبادیجا ماندهام در سطر سطر دفتر انشادر واژههای مبهم املازیر هجوم ناگزیر پرسش تاریخدر جدول ضرب کتاب پایهی سومدر زنگهای راحتِ کوتاهدر پلههای ممتد و نمناک آبانباردر بازی هموارهام با سایههای بسته بر دیوارجا ماندهام در جمعههای خستهی پاییزدر ناتمام مشقهای سختِ تکراریدر خلسههای گمشده در لابلای خواب و بیداریجا ماندهامدر گریهها و خندههای بیفریب و پاکدر لحظههای خالی از نیرنگزیر غبار آرزوهای محالِ رنگ و رو رفتهسرگرم با-تکراری هر روز و هر هفتهجا ماندهامدر ابتدای جادهای کهرو به فردا بودجا ماندهامدر خلوت آرام تنهایی با انتظار تو-تو که ، هرگز نمیآیی ...#محمدخاکسار_آذرخشhttps://telegram.me/mkhazarakhshmkh*خانهی گلزار نام اختصاصی خانهی پدر بزرگم در روستای مشگنان
ازدحام بودمن امادر جمعیت گم نشدمبی اینکهترسیده باشمبیاعتنا به جماعتخودم بودمهمرنگ خودمرسوای رسوا#محمدخاکسار_آذرخشhttps://telegram.me/mkhazarakhshmkh
مینشینم کنار میزِ خیالبا دلی از امید ، مالامالنکند حسرتت بماند و منبا دوتا چای سرد و چند سؤال#محمدخاکسار_آذرخشhttps://telegram.me/mkhazarakhshmkh
اینسوی پنجرهی خاطره ، باران میزدآنسوی پنجره مستی به خیابان میزدخسته از یورش دلتنگی ، میزد بیرونمثل مجنون که به پهنـای بیابان میزدمثل یک یاغیِ دیوانه که برنو بر دوش-پرسه اطرافِ حصـارِ قُرُقِ خان میزدابر انـــدوه که بر گونــهی او مـیباریدآبـــــــــ بر آتشِ در سینه گدازان میزدبید از شدّتــــــِـ سنگینیِ غــم میلرزیدبا نسیمی که به گیسوی پریشان میزدپیش چشمان فقیهان ریاپیشهی شهـرکفر چون صاعقه بر خرمن ایمان میزد#محمدخاکسار_آذرخشhttps://telegram.me/mkhazarakhshmkh
به پیشواز تو دیدم هزار پنجره وا شدهزار جفت کبوتر به پیش پات رها شدسکوت بود و تَحیّر ، نگاه بود و تماشابرای بدرقه اما ، تمام شهر صدا شد#محمدخاکسار_آذرخشhttps://telegram.me/mkhazarakhshmkh
هنوز ، طرح تو را عاشقانه میریزمشراب اسم تو را در ترانه میریزمتو را به یاد میآرم که مهر میورزی- برای فاخته هر بار ، دانه میریزم#محمدخاکسار_آذرخشhttps://telegram.me/mkhazarakhshmkh
خیلی وقته غزل نمیجوشمغیر غم نیست توی آغوشمداغ ، هی روی داغ میبارهخیلی وقته ، سیاه میپوشماستکان استکان پر از حسرتروبراهه که تلخ مینوشمذرهای نور توی این ظلمتنیست سهم چراغ خاموشمتا کجا ؟ آیه آیه رنج و عذابمیشود حلقه حلقه درگوشمشوربختم که مزهی لبخند-شده این روزها فراموشمماندهام زیر بار تنهاییکه یِ عمره نشسته رو دوشمخیلی وقته غزل نمیجوشمخیلی وقته ، سیاه میپوشم#محمدخاکسار_آذرخشhttps://telegram.me/mkhazarakhshmkh
جُستنش را پا نفرسودمبه هنگامی که رشتهی دار مناز هم گسستچنان چون فرمان بخششی فرود آمدهم در آن هنگامکه زمین را دیگربه رهایی من امیدی نبود…#احمد_شاملو
... روزی ، روزگاری داشتم با تو #محمدخاکسار_آذرخشhttps://telegram.me/mkhazarakhshmkh
با اینکه روزی ، روزگاری داشتم با تویادت نمیآید ، قراری داشتم با تو ؟عمری مرا پشت سرت چون سایه میدیدیاما نپرسیدی چه کاری داشتم با تورفتی ، نفهمیدی من رسوای درماندهدر بین مردم ، اعتباری داشتم با توهستی گوارای تو باشد هرکجا هستیبا اینکه وصل ناگواری داشتم با تویادت نمیآید ولی من خوب یادم هست-حالِ خوشِ ناپایداری داشتم با توسرسبز باشی ، تا همیشه برقرار و شادای بیخزان ، باری بهاری داشتم با توتا روزگاران برگ و بارت باد پیوستهمن روزگاری برگ و باری داشتم با تو#محمدخاکسار_آذرخشhttps://telegram.me/mkhazarakhshmkh
پیالهایبه تسلای خمارم برخاستدر عطشم گم شدپیالهای دیگر و پیالههایی که-گم شدندو مننشانی خودم را پیدا نمیکنمسرگشتهای که-میمانم-تا همیشه#محمدخاکسار_آذرخشhttps://telegram.me/mkhazarakhshmkh