تنهایی مردم در برابر ابهام بنزینی مسوولان✍ رضا غبیشاوی 🔹مردم در برابر ابهام بنزینی، تنها مانده اند. نه مقامات شفاف صحبت می کنند نه راه حل پایداری برای این مشکل دارند. نتیجه این وضعیت را باید در صف طولانی پمپ بنزین ها در این چند روزه دید.🔹یکی از دلایل، نگرانی مردم و گسترش شایعات است. عامل این شایعات هم، رفتار و گفتار دولت و مسوولان است زیرا مردم را در ابهام و تعلیق نگه داشته اند.🔹به تازگی نیکزاد نائب رئیس مجلس گفته: "مقرر شد سهمیه ۶۰ لیتر با نرخ ۱۵۰۰ تومان محفوظ بماند، سهمیه ۷۰ لیتر با نرخ ۳ هزار تومان به ۵۰ لیتر کاهش پیدا کند و سهمیه ۳۰ لیتر با نرخ ۵ هزار تومان نیز به ۱۵ لیتر برسد."🔹مشخص نیست این خبر واقعیت دارد یا نه؟ اگر بله، چرا تغییرات بنزینی را یک نماینده مجلس باید زودتر از سخنگوی دولت یا مقامات وزارت نفت اعلام کند؟ چرا مسوولان دولت تاکنون از تایید یا رد آنها خودداری کرده اند؟ 🔹رئیس دفتر رئیسجمهوری هم گفته : در مورد سیاستهای قیمتی تردیدهایی وجود دارد و هنوز گزینه واحدی را نمیتوانم اعلام کنم." در آخرین واکنش هم مهاجرانی سخنگوی دولت گفت: "تا آخر شهریور هیچگونه تغییری در بنزین ۱۵۰۰ و ۳۰۰۰ تومانی نخواهیم داشت. تولید داخل و ذخائر استراتژیک بنزین مناسبی داریم و جای نگرانی نیست."🔹اتفاقا اگر کسی هم نگرانی نداشت با این صحبت خانم مهاجرانی، حتما نگران شده است. مگر می توان برای کشوری به وسعت ایران و با جمعیت ۸۷ میلیون نفری این گونه تصمیم گیری کرد. یعنی تنها تا ۲۵ روز آینده معلوم است؟ بعد از شهریور چه خواهد شد؟ چرا دولت نمی تواند برای یک مشکل، به موقع و برای طولانی مدت، تصمیم بگیرد؟🔹وضعیت فعلی یعنی گیجی و ناتوانی دولت در تصمیم گیری بنزین. نتیجه می شود نگرانی مردم و صف های طولانی مقابل پمپ بنزین ها؛ نتیجه می شود کاهش اعتماد عمومی به دولت.🔹در غیاب اطلاع رسانی دقیق، صحیح و شفاف مسوولان از وضعیت بنزین، این، نگرانی و شایعه است که جایگزین می شود و مردم را به سمت واکنش غریزی و طبیعی سوق می دهد.@modara_ir
فشار به پزشکیانِ پزشک برای پنهان کردن دردها✍گروه سیاسی چندثانیه آنلاین🔹مسعود پزشکیان نخستین رئیسجمهور ایران نیست که از بحران و کمبود حرف میزند، اما شاید از معدود رؤسایجمهوری باشد که اینقدر بیپرده و مکرر نام دردها را به زبان میآورد؛ از ناترازی انرژی و هزینه بنزین تا دشواری فروش نفت، محدودیت منابع و ضرورت گفتوگو برای پایان دادن به بحران.🔹این زبان در سیاست رسمی ایران چندان معمول نیست. رؤسای دولتها، با تفاوتهایی جدی، اغلب ترجیح دادهاند تصویر مسلط از کشور، تصویر حرکت رو به جلو، کنترل مشکلات و عبور از بحران باشد. مشکلی که گاه پیش آمده، فاصله این تصویر با چیزی است که مردم در قبض برق، قیمت ارز، سفره و بازار میبینند.عادت یک پزشک؛ اول باید درد را گفت🔹پزشکیان بیش از آنکه محصول حرفه سیاست باشد، سالها پزشک، جراح قلب، استاد دانشگاه و مدیر نظام سلامت بوده است. البته نمیتوان از شغل او نسخهای قطعی برای شخصیت سیاسیاش ساخت، اما در شیوه سخن گفتنش چیزی از منطق پزشکی دیده میشود: پیش از درمان باید پذیرفت که بیماری وجود دارد.🔹در پزشکی نیز بیمار حق دارد درباره وضعیت خود بداند. شاید پزشکیان همین عادت را، آگاهانه یا ناخودآگاه، به سیاست آورده باشد: اینکه گفتن ناترازی و کمبود، خود بخشی از آغاز درمان است. مشکل اینجاست که کشور، اتاق معاینه نیست.جملهای برای مردم؛ تیتر آماده برای واشنگتن🔹وقتی رئیسجمهور میگوید پول کم است، صادرات دشوار شده یا ادامه جنگ راهحل نیست، فقط شهروند ایرانی صدای او را نمیشنود. همان جمله چند ساعت بعد میتواند در رسانههای خارجی یا سخنان یک مقام آمریکایی با معنایی کاملاً متفاوت بازتولید شود.🔹خبرگزاری فارس، از رسانههای اصولگرا، نیز از همین زاویه به برخی سخنان پزشکیان انتقاد کرده و هشدار داده است که چنین ادبیاتی میتواند در بیرون بهعنوان نشانه خستگی یا ضعف ایران خوانده شود.🔹این نگرانی را نباید صرفاً جدال جناحی دانست. مقامهای آمریکایی نیز از سخنان پزشکیان و قالیباف برای تقویت این روایت استفاده کردهاند که فشار اقتصادی و جنگ، ایران را تحت فشار جدی قرار داده است. در سیاست خارجی، جملهای که در تهران نشانه صداقت است، ممکن است در واشنگتن به سند موفقیت فشار تبدیل شود.اما مردم را هم نمیتوان از دردشان بیخبر گذاشت🔹شهروندی که تورم، قطعی برق، کاهش قدرت خرید یا مشکلات انرژی را لمس میکند، اگر دائماً از تریبون رسمی بشنود که اوضاع خوب و رو به پیشرفت است، دیر یا زود نه فقط آن روایت، بلکه اصل اطلاعرسانی رسمی را با تردید میشنود.🔹اینجاست که صراحت پزشکیان مزیتی کمیاب پیدا میکند: تجربه مردم و زبان قدرت برای لحظاتی به یکدیگر نزدیک میشوند. مردم میشنوند که دستکم کسی در بالاترین سطح اجرایی همان مشکلی را میبیند که آنها هر روز با آن زندگی میکنند.درد را بگو؛ نسخه را هم روی میز بگذار🔹با این همه، صداقت بهتنهایی سیاست نیست. تکرار اینکه «ناترازی داریم»، «منابع کم است» یا «باید مذاکره کرد»، اگر با برنامه، اولویت و چشمانداز همراه نشود، میتواند بهجای اعتماد، احساس بیپناهی ایجاد کند.🔹این شاید مهمترین ضعف ارتباطی پزشکیان باشد: گاهی تشخیص او از بیماری روشنتر از نسخهای است که برای درمان ارائه میکند.🔹فشار بر او برای کمتر گفتن دردها راهحل نیست؛ همانطور که گفتن بیمحاسبه همه دردها نیز هنر حکمرانی نیست. مسئله اصلی این است که رئیسجمهور چگونه حقیقت را بگوید، بیآنکه رقیب خارجی قاب آن را تعیین کند؛ و چگونه از مشکل سخن بگوید، بیآنکه جامعه را در برابر آن بیدفاع بگذارد.🔹پزشک خوب فقط نمیگوید بیمار است؛ توضیح میدهد چه باید کرد. شاید سیاستمدار خوب هم همین تفاوت ظریف را باید رعایت کند.@modara_ir
فشار به پزشکیانِ پزشک برای پنهان کردن دردها✍گروه سیاسی چندثانیه آنلاین🔹مسعود پزشکیان نخستین رئیسجمهور ایران نیست که از بحران و کمبود حرف میزند، اما شاید از معدود رؤسایجمهوری باشد که اینقدر بیپرده و مکرر نام دردها را به زبان میآورد؛ از ناترازی انرژی و هزینه بنزین تا دشواری فروش نفت، محدودیت منابع و ضرورت گفتوگو برای پایان دادن به بحران.🔹این زبان در سیاست رسمی ایران چندان معمول نیست. رؤسای دولتها، با تفاوتهایی جدی، اغلب ترجیح دادهاند تصویر مسلط از کشور، تصویر حرکت رو به جلو، کنترل مشکلات و عبور از بحران باشد. مشکلی که گاه پیش آمده، فاصله این تصویر با چیزی است که مردم در قبض برق، قیمت ارز، سفره و بازار میبینند.🔹عادت یک پزشک؛ اول باید درد را گفتپزشکیان بیش از آنکه محصول حرفه سیاست باشد، سالها پزشک، جراح قلب، استاد دانشگاه و مدیر نظام سلامت بوده است. البته نمیتوان از شغل او نسخهای قطعی برای شخصیت سیاسیاش ساخت، اما در شیوه سخن گفتنش چیزی از منطق پزشکی دیده میشود: پیش از درمان باید پذیرفت که بیماری وجود دارد.🔹در پزشکی نیز بیمار حق دارد درباره وضعیت خود بداند. شاید پزشکیان همین عادت را، آگاهانه یا ناخودآگاه، به سیاست آورده باشد: اینکه گفتن ناترازی و کمبود، خود بخشی از آغاز درمان است. مشکل اینجاست که کشور، اتاق معاینه نیست.جملهای برای مردم؛ تیتر آماده برای واشنگتن🔹وقتی رئیسجمهور میگوید پول کم است، صادرات دشوار شده یا ادامه جنگ راهحل نیست، فقط شهروند ایرانی صدای او را نمیشنود. همان جمله چند ساعت بعد میتواند در رسانههای خارجی یا سخنان یک مقام آمریکایی با معنایی کاملاً متفاوت بازتولید شود.🔹خبرگزاری فارس، از رسانههای اصولگرا، نیز از همین زاویه به برخی سخنان پزشکیان انتقاد کرده و هشدار داده است که چنین ادبیاتی میتواند در بیرون بهعنوان نشانه خستگی یا ضعف ایران خوانده شود.🔹این نگرانی را نباید صرفاً جدال جناحی دانست. مقامهای آمریکایی نیز از سخنان پزشکیان و قالیباف برای تقویت این روایت استفاده کردهاند که فشار اقتصادی و جنگ، ایران را تحت فشار جدی قرار داده است. در سیاست خارجی، جملهای که در تهران نشانه صداقت است، ممکن است در واشنگتن به سند موفقیت فشار تبدیل شود.🔹اما مردم را هم نمیتوان از دردشان بیخبر گذاشت. طرف دیگر ماجرا کمتر اهمیت ندارد. شهروندی که تورم، قطعی برق، کاهش قدرت خرید یا مشکلات انرژی را لمس میکند، اگر دائماً از تریبون رسمی بشنود که اوضاع خوب و رو به پیشرفت است، دیر یا زود نه فقط آن روایت، بلکه اصل اطلاعرسانی رسمی را با تردید میشنود.🔹اینجاست که صراحت پزشکیان مزیتی کمیاب پیدا میکند: تجربه مردم و زبان قدرت برای لحظاتی به یکدیگر نزدیک میشوند. مردم میشنوند که دستکم کسی در بالاترین سطح اجرایی همان مشکلی را میبیند که آنها هر روز با آن زندگی میکنند.درد را بگو؛ نسخه را هم روی میز بگذار🔹با این همه، صداقت بهتنهایی سیاست نیست. تکرار اینکه «ناترازی داریم»، «منابع کم است» یا «باید مذاکره کرد»، اگر با برنامه، اولویت و چشمانداز همراه نشود، میتواند بهجای اعتماد، احساس بیپناهی ایجاد کند.🔹این شاید مهمترین ضعف ارتباطی پزشکیان باشد: گاهی تشخیص او از بیماری روشنتر از نسخهای است که برای درمان ارائه میکند.🔹فشار بر او برای کمتر گفتن دردها راهحل نیست؛ همانطور که گفتن بیمحاسبه همه دردها نیز هنر حکمرانی نیست. مسئله اصلی این است که رئیسجمهور چگونه حقیقت را بگوید، بیآنکه رقیب خارجی قاب آن را تعیین کند؛ و چگونه از مشکل سخن بگوید، بیآنکه جامعه را در برابر آن بیدفاع بگذارد.🔹پزشک خوب فقط نمیگوید بیمار است؛ توضیح میدهد چه باید کرد. شاید سیاستمدار خوب هم همین تفاوت ظریف را باید رعایت کند.@modara_ir
کاهش قیمت طلا و سکه در بازار🔹قیمت طلا و سکه امروز چهارشنبه ۴ شهریور کاهش یافت.🔹هر گرم طلای ۱۸ عیار ۲۱ میلیون و ۶۰۰ هزار و ۸۰۰ تومان و سکه امامی ۲۱۳ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان معامله شد.🔹همچنین نیمسکه ۱۰۸ میلیون و ۹۰۰ هزار تومان، ربعسکه ۵۸ میلیون و ۵۰۰ هزار تومان و سکه گرمی ۲۹ میلیون تومان قیمتگذاری شدند.@modara_ir
وقتی بینقصبودن دیگر جذاب نیست؛ مردم دوباره دنبال واقعیت میگردند✍️نگار صالحی گروه هنر و زندگی چندثانیه آنلاین🔹در شبکههای اجتماعی، محتوای بیشازحد حرفهای و بینقص دیگر همیشه جذابترین گزینه نیست و گاهی یک ویدئوی ساده با نور نامناسب، صدای محیط یا حتی لرزش دوربین، بیشتر از یک تولید پرهزینه دیده میشود؛ چون حس واقعیبودن دارد.🔹سالها مخاطبان به دیدن بهترین نسخه از زندگی دیگران عادت کردند؛ خانههای مرتب، سفرهای رویایی، لباسهای بینقص و لبخندهای همیشگی، اما حالا بسیاری ترجیح میدهند لحظههایی را ببینند که بیشتر شبیه زندگی معمولی خودشان است.🔹ورود هوش مصنوعی این تغییر را پررنگتر کرده است؛ وقتی ساختن چهره، صدا، عکس و حتی یک زندگی کاملاً ساختگی آسان شده، تصاویر بیشازحد بینقص میتوانند بهجای جذابیت، حس تردید ایجاد کنند و مخاطب را به دنبال نشانههای واقعی بفرستند.🔹به همین دلیل، پشتصحنهها، ویدئوهای بدون فیلتر، اعتراف به شکست، خانههای معمولی و لحظههای پیشبینینشده دوباره محبوب شدهاند؛ چون مخاطب فقط به دنبال زیبایی نیست، بلکه میخواهد چیزی ببیند که بتواند به آن اعتماد کند.🔹شاید تناقض عصر هوش مصنوعی همین باشد: هرچه ساختن محتوای بینقص آسانتر میشود، ارزش یک لحظه واقعی بیشتر میشود؛ در دنیایی که تقریباً هر چیزی قابل ساختن است، یک اتفاق ساده و واقعاً ثبتشده میتواند از هزار تصویر بیعیبونقص جذابتر باشد.@modara_ir