محمّد بن ابراهیم طالقانی میگوید ؛من نزد جناب حسین بن روح أعلی الله مقامه بودم که شخصی برخاست و گفت…
انتشار: 2026/07/06 03:59 UTC
محمّد بن ابراهیم طالقانی میگوید ؛من نزد جناب حسین بن روح أعلی الله مقامه بودم که شخصی برخاست و گفت میخواهم از شما در مورد موضوعی سؤال کنم. فرمود هرچه در نظر داری بپرس. گفت بمن بگویید آیا إمام حسین علیه السّلام ولیِ خدا بود یا نه؟ فرمود بله.گفت آیا قاتل إمام حسین دشمن خدا بود یا نه؟ فرمود بله. گفت آیا جایز است که خداوند دشمن خود را بر دوست خود مسلّط نماید؟ فرمود جوابی را که بتو میگویم ، خوب بفهم. بِدان که خدای عزّ و جلّ علَناً با مردم سخن نمیگوید ، بلکه پیامبرانی را از جنس و صنف بشر نظیر خودشان برای آنان فرستاد. اگر خداوند پیامبرانی را برای بشر میفرستاد که هم جنس و هم شکل آنان نبودند ، مردم از ایشان دور میشدند و سخن آنان را قبول نمیکردند . اما هنگامی که پیامبرانی از جنس بشر برای ایشان آمدند و غذا خوردند و در بازارها راه رفتند ، به پیامبران خود گفتند شما هم مثل خود ما هستید ، ما سخن شما را نمی پذیریم مگر این که معجزهای بياوريد که ما از آوردن مانند آن عاجز هستیم ، در این صورت ما متوجّه میشویم که آوردن معجزه به شما اختصاص دارد و ما قادر به آن نیستیم. لذا خداوند عزّ و جلّ معجزاتی به انبیاء علیهم السّلام عطاء فرمود که مردم از آوردن آنها عاجز بودند. یکی از انبیاء بعد از اینکه مردم را از عذاب خداوند بیم داد ، طوفان را از باب معجزه آورد و کلیه افرادی که طغیان کردند و متمرّد بودند غرق شدند. یکی از پیامبران را در آتش انداختند و آتش بر او از باب معجزه سرد و سلامت شد. یکی از پیامبران از سنگِ سخت شتر درآوَرد و در پستان آن شیر جاری نمود. برای یکی از انبیاء دریا شکافته شد و از میان سنگ چشمه آب جاری گردید و عصای او که از چوب خشک بود تبدیل به اژدها گردید و سِحر و جادوی ساحران را باطل نمود. یکی از پیامبران شخص کور و مرضِ پیسی را شفا میداد و اموات را به اجازه خداوند زنده میکرد و به آنان از آنچه میخوردند و در خانههای خود ذخیره میکردند خبر میداد. یکی از پیغمبران شقّ القمر کرد و حیواناتی چون شتر و گرگ و غیره با او سخن گفتند. هنگامی که انبیاء از این قبیل معجزات آوردند و أمّتهای ایشان از اظهار اینگونه معجزات عاجز شدند ، خداوند بخاطر تقدیرات و لطف و حکمتی که نسبت به بندگان خود داشت ، پیامبران را با این معجزاتی که داشتند ، گاهی غالب و گاهی مغلوب ، گاهی مسلّط و قاهر و گاهی مقهور میساخت. اگر خداوند عزّ و جلّ انبیاء را در همه حال غالب و قاهر میگردانید و آنان را مورد آزمایش و ابتلاء قرار نمیداد ، مردم ایشان را بجای خداوند میپرستیدند و از طرفی هم فضیلت و ارزش صبر بر بلا و محنت و امتحانات آنان شناخته نمیشد ، لذا خداوند عزّ و جلّ حال پیامبران را از این لحاظ نظیر حالِ دیگران قرار داد تا در هنگام محنت و بلا ، صبور ، و در هنگام عافیت و غلبه بر دشمنان ، سپاسگزار و در همه احوال فروتن باشند ، متکبّر و جبّار نباشند ، و از جهتی هم مردم بدانند که پیامبران خدایی دارند که او خالق و مدبّر آنان است. سپس مردم خداوند را پرستش کرده و از پیامبران او إطاعت نمایند و بدین وسیله بر افرادی که سرکشی کرده و مدّعی خدایی پیامبران میشوند یا نسبت به دستور انبیاء عناد و مخالفت و نافرمانی و إنکار میکنند ، إتمام حجّت شود. و از جهة ديگر کسی که دچار هلاکت و گمراهی شده حجّت برش تمام شده باشد و شخص هدایت یافته ، با حجّت و برهان باشد.محمّد بن ابراهیم طالقانی میگوید من فردای آن روز نزد جناب حسین بن روح برگشتم و با خود میگفتم جوابهایی که دیروز ایشان داد ، از پیش خودش بود یا نه؟ وقتی نزد ایشان رفتم ، ایشان پیش دستی کرده و بمن فرمود ؛لَأَنْ أَخِرَّ مِنَ السَّمَاءِ فَتَخْطَفَنِی الطَّیْرُ أَوْ تَهْوِی بِیَ الرِّیحُ فِی مَکانٍ سَحِیقٍ أَحَبُّ إِلَیَّ مِنْ أَنْ أَقُولَ فِی دِینِ الله تَعَالَی ذِکْرُهُ بِرَأْیِی وَ مِنْ عِنْدِ نَفْسِی ، بَلْ ذَلِکَ عَنِ الْأَصْلِ وَ مَسْمُوعٌ عَنِ الْحُجَّةِ صَلَوَاتُ الله عَلَیْهِ.از آسمان فرو افتم و پرندهای مرا برباید ، یا باد مرا در مکان بسیار دوری پرتاب نماید ، برایم بهتر است از اینکه مطلبی راجع به دین را از پیش خود بگویم. جوابهایی که دادم از حضرت حجّت عجل الله تعالی فَرَجَه الشّریف شنیده بودم.بحارالأنوار ۴۴ / ۲۷۳ ، حدیث ۱ ، عَنْ کمالِ الدین و عللِ الشرایع و الإحتجاج .╭━━⊰•═🏴═•⊱━━╮ @mohagheghyazdy1╰━━⊰•═🏴═•⊱━━╯#إمام_حسین #حسین_بن_روح#إسارت