👆👆علّامه محمّد باقر مجلسی رَحِمَهُ الله مینویسد ؛در تألیفات علماء یافتم که سلیمان أعمش گفت من ساکن…
انتشار: 2026/07/27 02:32 UTC
👆👆علّامه محمّد باقر مجلسی رَحِمَهُ الله مینویسد ؛در تألیفات علماء یافتم که سلیمان أعمش گفت من ساکن کوفه بودم و همسایهای داشتم که با او مجالست میکردم. شب جمعه ای نزد او رفتم و گفتم درباره زیارت حسین علیه السّلام چه عقیدهای داری؟ گفت بدعت است ، و هر بدعتی گمراهی است ، و هر شخص گمراهی أهل جهنم خواهد بود. سلیمان میگوید از نزد او برخاستم در حالیکه بر او بسیار خشم گرفته بودم و با خویشتن گفتم من در وقت سحر نزد او میروم و قدری از فضائل إمام حسین علیه السّلام را برایش حدیث میکنم ، اگر بر عنادش اصرار کرد او را خواهم کشت. هنگام سحر بسراغش رفتم و دقالباب نمودم و نام او را صدا زدم. همسرش گفت شوهرم از اول شب به قصد زیارت حسین علیه السّلام رفته است. سلیمان میگوید من در پی او بسوی کربلاء رهسپار شدم ، همگامی که کنار قبر إمام حسین علیه السلام مشرف شدم دیدم در حال سجده است و با گریه از درگاه الهی طلب مغفرت میکند ، بعد از مدتی طولانی سر از سجده برداشت ، نزد او رفته و گفتم تو که میگفتی زیارت حسین بدعت است و هر بدعتی گمراهی و هر شخص گمراهی در دوزخ خواهد بود ، حال چه شده که به زیارتش آمده ای؟! گفت ای سلیمان ، مرا ملامت مکن ، من معتقد به إمامت أهل بیت رسول خدا صَلَّی اللهُ عَلَیْه وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ نبودم تا اینکه دیشب خوابی دیدم که منقلبم نمود.گفتم چه خوابی دیده اى؟ گفت در عالم رؤیا مرد جلیلالقدری راپ دیدم که قامتی متوسط داشت نه زیاد بلند بالا و نه کوتاه قد بود ، من از شرح جمال و جلال و هیبتش عاجزم ، تاجی بر سر داشت که آن تاج دارای چهار پایه بود و در هر پایه آن یک گوهر بود که مسافت سه روز راه را نورانی مینمود. گروهی همراه او بودند ، یکی از آنها پهلوانی دلاور بود. من به یکی از خادمان او گفتم این شخص کیست؟ گفت حضرت محمّد مصطفی صَلَّی اللهُ عَلَیْه وَ آلِهِ وَ سَلَّمَ است. گفتم آن شخص دیگر کیست؟ گفت علی مرتضی علیه السّلام است که وصیّ وی میباشد. سپس ناقهای از نور دیدم که هودجی از نور بر پشت آن بود. در میان آن هودج دو نفر زن بودند. گفتم این ناقه از کیست؟ گفت از خدیجه کبری و فاطمه زهرا علیهما السّلام است. گفتم این آقازاده کیست؟ گفت حسن بن علی علیه السّلام میباشد. گفتم ایشان کجا میروند؟ گفت برای زیارت حضرت حسین علیه السّلام که مقتول و شهید شده است به کربلاچ میروند. من متوجّه هودج فاطمه زهرا علیها السّلام شدم. دیدم رقعههایی که چیزی در آنها نوشته شده بود از آسمان فرو میریزد. جویا شدم این رقعهها چیست؟ گفت این رقعهها برات آزادی از آتش جهنم است برای کسانیکه شب جمعه به زیارت إمام حسین علیه السّلام میروند. من خواهان یکی از آن رقعه ها شدم ، به من گفت تو میگویی زیارت قبر إمام حسین علیه السّلام بدعت است. از این رقعه ها نصیب تو نخواهد شد مگر زمانیکه حسین علیه السّلام را زیارت کنی و به فضیلت و شرافت آن حضرت معتقد شوی. من در حالیکه مضطرب و هراسان بودم از خواب بیدار شدم و همان موقع به قصد زیارت مولایم امام حسین علیه السّلام خارج گردیدم. من توبه کردم ای سلیمان ، من از قبر حسین علیه السّلام مفارقت نمیکنم تا روح از بدنم مفارقت نماید.بحارالأنوار ۴۵ / ۴۰۱.╭━━⊰•═🏴═•⊱━━╮ @mohagheghyazdy1╰━━⊰•═🏴═•⊱━━╯#إمام_حسین #زیارة_الحسين