🦋گویند: صاحب دلی، برای اقامه نماز به مسجدی رفت. نمازگزاران او را شناختند.از او خواستند که پس از نما…
انتشار: 2026/07/14 15:32 UTC
🦋گویند: صاحب دلی، برای اقامه نماز به مسجدی رفت. نمازگزاران او را شناختند.از او خواستند که پس از نماز، بر منبر رود و آنها را موعظه کند. مرد صاحب دل پذیرفت. نماز جماعت تمام شد. چشم ها همه به سوی او بود. مرد صاحب دل برخاست و بر پله نخست منبر نشست. بسم الله گفت و خدا و رسولش را ستود. آن گاه خطاب به مردم نمازگزار گفت: ای مردم! هر کس از شما که می داند امروز تا شب خواهد زیست و نخواهد مرد، برخیزد! کسی برنخاست. گفت: حالا هر کس از شما که خود را آماده مرگ کرده است، برخیزد! باز کسی برنخاست. گفت: 🔸شگفتا از شما که به ماندن اطمینان ندارید؛ اما برای رفتن نیز آماده نیستید!#حکایت#عرفانوآرامش 🦋👇┈┈••••✾•🌿🌺🌿•✾•••┈┈•Join🔜 @mohandesi_fekr2🌺🌿🌺🌿
