•بههمسرم؛تو را نه فقط با چشمهایم،که با تمام فصلهایی که با هم گذراندهایم دوست دارم.تو را در روزه…
انتشار: 2026/07/14 22:22 UTC
•بههمسرم؛تو را نه فقط با چشمهایم،که با تمام فصلهایی که با هم گذراندهایم دوست دارم.تو را در روزهای روشن،در شبهای سنگین،در خستگیهای بیصدا،در لحظههایی که سقف جهان کوتاه میشود و آدم تنها به یک پناه نیاز دارد،بیشتر شناختهام.عشق من به تو شبیه آتشِ جوانی نیست؛که با یک لبخند شعلهور شود و با یک اخم خاموش.عشق من به تو شبیه ریشه است؛در تاریکیِ خاک پنهان،و عمیقتر از هر شکوفهای که دیده میشود.تو شاهد تمام نسخههای من بودهای؛آنکه خندید،آنکه گریست،آنکه جنگید،آنکه شکست خورد،آنکه گاهی خودش را هم گم کرد.و شاید زیباترین بخش دوست داشتن تو همین است؛که مرا فقط در بهترین لحظههایم نخواستی،مرا با تمام ناتمام بودنم پذیرفتی.تو فقط همراه سالهای من نبودی؛تو مادرِ دو جوانهای شدیکه از عشق ما روییدند؛پسرانی که در نگاهشان بخشی از تو را میبینم،در خندههایشان ردّی از روزهایی را که با هم ساختیم.تو به آنان فقط زندگی نبخشیدی؛به آنان آموختی که جهان را با مهر ببینند،که روشنیِ آب را حرمت بگذارند،که انسان بودن، پیش از هر موفقیتی، یک فضیلت است.ما همیشه قصهی آرامی نبودیم؛گاهی خسته شدیم،گاهی حرفهایمان به هم نرسید،گاهی از هم رنجیدیم،گاهی در میان شلوغی زندگی،راه رسیدن به قلب هم را گم کردیم.اما دستهای هم را رها نکردیم.خاصیت عشق شاید همین باشد؛نه نبودنِ طوفان،که پیدا کردن دوبارهی ساحل پس از هر طوفان.اگر زندگی کتابی باشد،تو فقط زیباترین فصل آن نیستی؛تو همان دستی هستی که وقتی بعضی صفحهها پاره شد،آنها را دوباره کنار هم گذاشت.و کلمات گمشده را دوبارهنویسی کرد.در میان این همه رفتن و آمدن،این همه آدم که از کنار هم عبور میکنند،چه موهبتی است که انسانی پیدا شودکه بتوانی کنارش سکوت کنیو هنوز احساس کنی گفتوگویی عمیق در جریان است.من نتوانستم به تو زندگی بیدردسر بدهم؛زندگی با ما همیشه مهربان نبوده و نیست.اما میخواهم تا آخرین روز،همراهت باشم در ساختن معنا،در تحمل طوفانها،در خندیدن به شادیهای کوچک.و اگر روزی موهایمان یکدست سفید شد،اگر دستهایمان آرامتر و قدمهایمان آهستهتر شد،آرزو دارم در پایان این راه،پس از همهی فرازها و فرودها،پس از همهی خندهها و اشکها،پس از همهی بحثها و آشتیها،باز هم وقتی به هم نگاه میکنیم،در چشمهای یکدیگر همان چیزی را ببینیمکه در آغاز دیدیم:یک خانه،یک آغوش گدم،یک دوست داشتنِ ژرف.دوستت دارم؛نه فقط برای آنچه به زندگیام افزودی،بلکه برای آنچه در کنار تواز خودم دوباره کشف کردم...#محسن_قریب