•#شاهنامهی_عصرهوش_مصنوعیدغدغهی دوستانی چند، در هجوم چند واژهی بیگانه در زبان روزمرهی جوانان، مر…
انتشار: 2026/07/27 04:09 UTCدریافت: 2026/08/01 00:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:00 UTC
•#شاهنامهی_عصرهوش_مصنوعیدغدغهی دوستانی چند، در هجوم چند واژهی بیگانه در زبان روزمرهی جوانان، مرا به اندیشیدن دربارهی مسئلهای بزرگتر کشاند.شاید مسئلهی زبان فارسی ما، دیگر استفادهی "اوکی" بجای "باشه" نباشد.شاید مسئله، آینده باشد.آیندهای که در آن، تنها انسانها زبان نمیآموزند؛ ماشینها نیز میخوانند، مینویسند، ترجمه میکنند و حتی در زبانها میاندیشند.پرسش این نیست که جوانان چند واژهی انگلیسی به کار میبرند.پرسش این است که پنجاه یا صد سال دیگر، آیا هوشهای مصنوعی خواهند توانست به فارسی فکر کنند؟آیا فارسی، زبان تولید دانش خواهد بود یا فقط زبان خاطرهها؟فردوسی، هزار سال پیش، تنها از واژههای فارسی پاسداری نکرد.او بنایی ساخت که زبان فارسی توانست هزار سال در آن زندگی کند.شاهنامه، فقط یک منظومه نیست.شاهنامه، زیرساخت یک تمدن است.اما هر عصر، شاهنامهی خود را میطلبد.اگر فردوسی امروز در میان ما بود، شاید دیگر رستم و سهراب نمیآفرید.شاید به جای آن، بنایی میساخت که هوشهای مصنوعی نیز ناگزیر باشند فارسی را از آن بیاموزند.اثری که تنها گنجینهی واژگان نباشد؛ گنجینهی اندیشه باشد.روایت باشد.فلسفه باشد.علم باشد.اخلاق باشد.و تجربهی زیستهی مردمانی که هزاران سال با این زبان جهان را فهمیدهاند.امروز میدان نبرد زبانها، دیگر فقط مدرسه، دانشگاه یا رسانه نیست.پیکرههای زبانی است.کتابخانههای دیجیتال است.دادههایی است که ذهن ماشینها را میسازند.هر زبانی که بیشتر بیافریند، بیشتر خوانده شود و بیشتر به جهان دانش بیفزاید، سهم بیشتری از آینده خواهد داشت.شاید زمان آن رسیده باشد که به جای هراس از چند واژهی وامگرفته، به ساختن #شاهنامهی_عصرهوش_مصنوعی بیندیشیم.نه یک کتاب. نه یک شاعر. بلکه میراثی زنده که هزار سال دیگر نیز، انسان و ماشین، زبان فارسی را از آن بیاموزند.شاید فردوسی آینده، دیگر یک نفر نباشد. شاید یک ملت باشد که تصمیم گرفته است زبانش، تنها یادگار گذشته نباشد؛ زبان اندیشیدن آینده نیز باشد.#محسن_قریب