#قسمت_۱روزگاری کودک بود و بی محابا به هرچه که میخواست فکر میکرد ؛پر از رهایی از منطقبا چالشهای…
انتشار: 2021/01/20 00:41 UTCدریافت: 2026/08/18 16:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/18 16:06 UTC
#قسمت_۱روزگاری کودک بود و بی محابا به هرچه که میخواست فکر میکرد ؛پر از رهایی از منطقبا چالشهای زندگی که رو به رو شد ضمیر خودآگاهش محاسباتی را رقم زدو دریافت که دو بهعلاوه دو میشود چهارحال جوانی سترگ بود؛و در این روزگارمیشود ها به نمیشودمیتوانم ها به نمیتوانمسفید ها به سیاهیو خوبی ها به بدی میگرایید.انگار فراموش کرده بود که هیچکدام از اولین تلاشهایش کارساز نبوده؛اولین تلاش برای نشستناولین تلاش برای ایستادناولین تلاش برای راه رفتنهمه و همه با شکست رو به رو شده بود؛اما ذهنش به تمامی او را فریب داده بود.حتی زخمهای نشسته بر دست و پایش وقتی که اولین بار میخواست با دوچرخه کمی زودتر به مقاصدش برسد را به فراموشی سپرده بود.آن کودک جنگنده امروز خود را جوانی بازنده میپندارد.بینصیب از آنچه که دلش میخواست.- در جهان ماده ، اصول ذهن بر محاسبات منطقی استوار است.بادا که خود را به معنویت بسپاریم. -#مجتبی_میرزازاده @MojtabaMirzazadeh
