عمریست ندیدهایم گلزار تراوان نرگس پرخمار خمار تراپنهانشدهای ز خلق مانند وفادیریست ندیدهایم رخسا…
انتشار: 2026/07/01 13:27 UTC
عمریست ندیدهایم گلزار تراوان نرگس پرخمار خمار تراپنهانشدهای ز خلق مانند وفادیریست ندیدهایم رخسار ترا #مولانای_جان @Molana79
پستهای تلگرام — حضرت مولانا
🎙#تفسیر_مثنوی جلسه چهل و هشتمنقش میبینی که در آیینهایستنقش تست آن نقش آن آیینه نیستدر محضر #علامه_مروجی_سبزواری هرگونه استفاده، کپی و نطق برداری از تفاسیر حضرت استاد بدون ذکر منبع مورد رضایت ایشان نمی باشد.برگرفته از کانال 👇👇👇🆔 @moravej_tohid@Molana79
به مقام خاک بودی سفر نهان نمودیچو به آدمی رسیدی هله تا به این نپاییتو مسافری روان کن سفری بر آسمان کنتو بجنب پاره پاره که خدا دهد رهایی#مولانای_جان @Molana79
شادم که ز شادی جهان آزادممستم که اگر مینخورم هم شادماز حالت هیچکس ندارم بایستاین دبدبهٔ خفیه مبارکبادم#رباعی_مولانا @Molana79 📘می فرماید شادم، چون از اسباب شادی جهان آزادم. شادم، چون منتظر شادی نیستم؛ حتی شادی را هم نمی خواهم! شادی حقیقی و بی زوال آن شادی ای است که وابسته به بیرون و منوط به شرایط نباشد. شادی حقیقی از جنس رهایی است و از درون می جوشد. شادی حقیقی بال پرواز ماست تا بی کران عالم تجرید، رها از همه تعلقات.
خط عذار یار که بگرفت ماه از اوخوش حلقهایست لیک به دَر نیست راه از اوابروی دوست گوشهٔ محراب دولت استآن جا بمال چهره و حاجت بخواه از اوای جرعهنوش مجلس جم! سینه پاک دارکآیینهایست جام جهانبین که آه از اوکردار اهل صومعهام کرد مِیپرستاین دود بین که نامهٔ من شد سیاه از اوسلطان غم هر آن چه تواند بگو بکنمن بُردهام به بادهفروشان پناه از اوساقی چراغ می به ره آفتاب دارگو بر فروز مشعلهٔ صبحگاه از اوآبی به روزنامهٔ اعمال ما فشانباشد توان سترد حروف گناه از اوحافظ که ساز مطرب عشاق ساز کردخالی مباد عرصهٔ این بزمگاه از اوآیا در این خیال که دارد گدای شهرروزی بود که یاد کند پادشاه از او؟#حضرت_حافظ @Molana79
بر سر نفس نهم پای که در حالت رقصمرد راه از سر این عربده دستافشان شدرو که در مملکت عشق سلیمانی تودیو نفست اگر از وسوسه در فرمان شدهمچو عطار درین درد بساز ار مردیکان نبد مرد که او در طلب درمان شد#شیخ_عطار_نیشابوری @Molana79


