
مناجات های عارفانهای درد توام درمان در بستر ناکامیای یاد توام مونس در گوشه تنهایی...
مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
تازگی نسبی · اطمینان پایین · 23 نمونه پست · پوشش داده: 2026/08/11 تا 2026/08/15
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
هنوز مشاهدهٔ کافی برای امتیازدهی به این کانال وجود ندارد. هر امتیاز دستکم به ۱۴ روز پوشش و ۵ پست مشاهدهشده نیاز دارد؛ کمتر از آن حدس است، نه اندازهگیری.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-11 تا 2026-08-17
ليس كلُّ إغلاقٍ حرمانًا بعضُ الأبواب تُغلقُ رحمةً.هر بستهشدنی محرومیت نیست؛ بعضی درها از سرِ رحمت بسته میشوند..#غفران_عبیات
وقتی کسی زیباییِ تو را میبیند و آن را به زبان میآورد، فقط از ظاهر تو حرف نمیزند؛ از نگاه خودش هم پرده برمیدارد.همه بلد نیستند زیبایی را ببینند. همه آنقدر سخاوتمند نیستند که خوبیهای دیگران را بدون حسادت یا غرور تحسین کنند.پس اگر کسی صادقانه از زیبایی، مهربانی یا ویژگی قشنگی در تو گفت، قدردانش باش،چون دیدنِ خوبیهای دیگران، خودش نشانهی زیباییِ درونِ آدمهاست.تحسینِ صادقانه، یکی از کمیابترین هدیههاییست که یک انسان میتواند به انسانِ دیگری بدهد.@dr_marziehmohammadzadeh
خشم آزادکننده نیست، بلکه اسیرکننده و قیدآفرین است. خشم مانند ریسمانی ما را به طرف مقابل متصل نگه میدارد و باعث ادامه حضور و اثر او در زندگی مان میشود. تا وقتی انرژی عصبانیت و رشوه های حقیر آن، مانند احساس بر حق بودن، احساس قربانی بودن و میل به انتقام را رها نسازیم، در قید الگوهای منفی آن باقی خواهیم ماند.ممکن است شخص خاصی پیوسته به شکل منفی در زندگی ما خودنمایی کند. اما حتی اگر این شخص هم نباشد، به کسان دیگری برخورد می کنیم که ویژگی های مشابه دارند و باعث به وجود آمدن خشم و رنجش در ما میشوند.این الگو، تا روزی که یاد بگیریم با خشم درونی خود چگونه برخورد کنیم. تکرار می شود. آنگاه، ناگهان چنین افرادی از زندگی ما ناپدید میشوند. بنابراین، خشم ممکن است باعث شود که کسی از نظر فیزیکی از ما فاصله بگیرد، ولی از نظر روانی به ما متصل و نزدیک تر خواهد شد، تا روزی که کاملاً خشم و رنجش خود را از او رها سازیم.رهاسازی خشم برای ما فواید بسیاری به همراه دارد. ما آزاد خواهیم شد تا راحتی و آرامش عاطفی پیدا کنیم، قدر فرصت های رشد و التیام را بدانیم، سالم تر و با انرژی تر باشیم و بتوانیم بدون وجود «قیود مخفی»، به دیگران توجه و دلسوزی متقابل نشان دهیم. چنین پیشرفت های مهم احساسی به ما اجازه می دهد به درجه ای بالاتر که در آن، آزادی و آرامش درونی وجود دارد، بدون هیچ زحمتی دست پیدا کنیم.دیوید آر هاوکینزرهایی طریقت تسلیمص 164
ﻣﺎ ﺑﺎ ﺧــﻴﺎل روﻳـــــــﺖ ﻣﻨﺰل در آب دﻳﺪهﻛﺮدﻳﻢ ﺗﺎ ﻛﺴﻰ را ﺑﺮ ﻣﺎ ﮔـــــــــﺬر ﻧﺒﺎﺷﺪتضمین رهایی🤝ما را به جز خـــیالت، فکـــری دگر نباشد🕊🕊🕊🕊#قربانی_جان🍃@realmehrgram🍃
هست این ذرات جسمی ای مفیدپیش این خورشید جسمانی پدیدهست ذرات خواطر و افتکارپیش خورشید حقایق آشکارمولانامثنوییعنی همونطور ذرات و اجسام که در دنیای فیزیکی میبینیم بوسیله نور خورشید پدیدار میشنافکاری که ما درونمون داریم هم پیش چشم حق بین همینطور واضح و پدیدار هستن
شهادت امام رضا علیهالسلام محمدعلی انصاریزمان: ۱:۵۱ حجم: ۷ MB#ویدئو#مناسبتها@MohammadaliAnsari
زیبا بود؛ چشمانش میدرخشید؛انگار تمام ستارگان جهان در چشمانش جا شده بود.روحش پاک بود و ذرهای تیرگی نداشت.شاید همین او را از زمینیان جدا میکرد.آشیانهای در آسمان هفتم داشت و چند سالی در زمین ماند..عکسهایش را ثبت کرد؛ خاطراتش را نوشت..شما نمیشنوید اما من در هر عکس صدای خنده هایش را میشنوم...و یک صبح زود، بیخبر رفت.بدون خداحافظی...دمدمهای صبح که به آسمان نگاه کنی ردش را میبینی، صدای خندههایش میآید...[عروسکت هنوز گوشهٔ میزمه؛ فاطیما]
فرهاد قنبریشبکههای ماهوارهای و فرهنگ عمومیشبکههای تلویزیونی فارسی زبان از جمله شبکه «من و تو» و «اینترنشنال» و «جم» و...، پس از بیش از دو دهه فعالیت تاثیر ویرانگری بر جامعه ایران به ویژه جامعه زنان ایران داشته است.- دگوریسم فرهنگی که با محوریت این شبکهها رشد کرد، بیشترین آسیب را به هویت زن و جامعه ایرانی وارد کرده است و الگوی «زن ایده آل» در جهان و جامعه امروز ما را نه مادران و زنان فداکار که با سختی فراوان، نانشان را از کارخانه ها و کارگاههای تنگ و تاریک بیرون می کشند، بلکه چهرههای پلاستیکی که در زندگیشان هیچ هنری جز لوندی و اغواگری مردان زنباره نداشتهاند، معرفی میکنند.- یکی از کارویژههای این شبکه قبح زدایی از ادبیات و گفتاری بود که به صورت تاریخی در جامعه ایران قببح و مذموم به شمار میرود. استفاده از شوخیها و متلکهای جنسی و عادی نشان دادن این گونه گفتارها و رفتارها به عنوان رفتار و گفتار معیار و الگو معرفی کردن «زن قرتی» که راحت از فحشهای رکیک و ادبیات جنسی استفاده میکند، به عنوان زن امروزی!- تثبیت برداشت شبه هالیوودی از جامعه غرب در میان مخاطبان. مخاطبان این شبکهها عموما برداشتی کاریکاتوری از جوامع غربی دارند، برداشتی که در آن زنان و مردان غربی هیچ دغدغه و هدفی جز «توکوچه بوسیدن و تو کوچه رقصیدن و تو کوچه...» ندارند و برای رسیدن به چنین هدفی باید شورش کرد و شده به قیمت نابودی کشور به «توی کوچه بوسیدن» رسید!- سهلالوصول شدن زنان و دختران و نرمالیزه شدن خیانت ولنگاری و سبکسری. این شبکهها کاری کردند که رفتن به پاتایا و همخوابگی با تن فروشان به عنوان ارزش و افتخار در میان بخشی از مخاطبانشان (از کارمند تا استاد دانشگاه و...) تثبیت شد.- این شبکهها نقش بسیار پررنگی در تحریف تاریخ معاصر ایران داشتند. تغییر این نگرش برای مخاطبان تلویزیونها که عموما ارتباط چندانی با مطالعه جدی تاریخ ندارند امری بسیار دشوار و چه بسا محال خواهد بود.- این شبکهها نقش پر رنگی در ارائه تصویری کاریکاتوری و بهشتگون از غرب و تصویری شبیهجهنم از ایران داشتند. این شبکه در ایجاد نفرت مردم از کشور و جامعه خود نقش پررنگی داشته و بخشی از مخاطبان دائمی خود را به دشمن وطن و شیفته چشم و گوش بسته جوامع غربی تبدیل کردند.- این شبکهها در نزول سلیقه هنری و فرهنگی جامعه نقش بسیار پررنگی داشتند. این شبکهها فرهنگی مبتذل و شبهِکابارهای را به عنوان فرهنگ غالب و معیارِ جهانی به مخاطبان خود معرفی کرده و باعث سقوط آزاد فرهنگی بخشی از مخاطبان خود شدند.- این شبکهها در سقوط آزاد فهم سیاسی بخشی از مخاطبان خود نقش پررنگی ایفا کردند. این شبکهها با تقلیل «دیالوگ سیاسی» به «وراجی بیسروته» باعث ایجاد چنان توهمی در جامعه شدند که برخی ارسال قیمت ماست و چیپس و تخم مرغ به شومنهای این تلویزیونها را یک کنش سیاسی رادیکال فهم و ارزیابی میکردند.- این شبکهها در به ابتذال کشیده شدن جنبش زنان ایران (که با تاریخی بیش از یک قرن فعالیت در حوزههای مختلف اجتماعی مانند آموزش، بهداشت و.. هم دستاوردهای قابل دفاعی دارد و زنان محترم و تحصیل کرده و روشنفکر بسیاری باعث رقم خوردن آن شدهاند) نقش پررنگی داشتند. این شبکه در جا انداختن دریدگی و وقاحت و بددهانی به جای حقوق زنان ایران نقش غیرقابل انکاری داشتهاند.- و شاید مهمترین آسیب این تلویزیونها تربیت و پرورش مخاطبان به اصطلاح سلطنتطلبی است که رذالت را به نهایت رسانده و در هر کنشی به دشمن قسم خورده ایران و مدافع تمام قد منافع اسراییل و آمریکا و ناتو و دشمنان منطقهای ایران بدل شدهاند.@kharmagaas
برای امشب فقط قربانی؛@Greenaspeace
آدما اگه واقعا یه چیزی یا کسی رو بخوان، بخاطرش یاد میگیرن.
.«خدایا اکنون که همهٔ گلها حاضر هستندو همهٔ مرغها بر شاخسار دلم میخواننداکنون که همهٔ رودها را میبینم که خروشان به دریا میریزندو صفِ کوههای زرّین را میبینمپیمان یاد میکنم هیچگاه... هیچگاهدنیا را فراموش نکنم.»▫️«خدایا من این دنیای تو را دیدمو این آشنایی را هرگزنه تو و نه من فراموش نخواهیم کرد.»▫️«خداوندا شکرکه عشق تو دروغ نیست زیرا که من دروغگو نیستمو زیبایی جهان هموارهاز ابدیت عشقسخن خواهد گفت.»(بیژن جلالی)این شعرها زندگی را همچون فرصتی برای آشنایی روایت میکنند. دیدن، رخ میدهد. نگاه با زیبایی جهان تلاقی میکند. آشنایی تجربه میشود. قدردانستنِ این تجربه، کار شاعر است. قدردانستن تجربهٔ آشناییِ با جهان، راه به عشق میبَرَد. گویی عشقی بوده که امکان چنین آشنایی شوقانگیزی را فراهم کرده است. آشنایی چشم و گوش و دل با گلها و رودها و پرندهها. شاعر از ما میخواهد تجربهٔ زیبایی را از یاد نبریم. همچون بذری در خاک روح خود بنشانیم و همواره به آن آب بدهیم. شاید رسالت آدمی در زندگی تجربهٔ تلاقی با زیبایی باشد. و از رهگذر آن لمس عشق آفریدگار.این آشنایی که زادهٔ عشق است، از شاعر میخواهد که فراموش نکند: قول بده این تجربهٔ زیبا را از یاد نبری! آن را بزرگ داری و ارج بگذاری. و شاعر قول میدهد: خدایا زیبایی جهان را دیدم و قول میدهم آن را از یاد نبرم.@sedigh_63
گوشه ای از خلق عظیم پیامبر مکرم اسلام(ص)محمدعلی انصاری⏱ مدت: 07:39💾 حجم: 27.11 MB@MohammadAliAnsari
دَمی با مونتنی (یکم)«من دچار این اشتباه رایج نمیشوم که دیگران را به محک خودم بزنم و بر اساس آنچه خودم هستم دربارهٔ آنها قضاوت کنم. به راحتی میپذیرم که دیگری ممکن است ویژگیهایی غیر از ویژگیهای من داشته باشد. من چون خودم را مقیّد به صورت خاصّی از زندگی مییابم، همهٔ دیگر افراد را مُلزم به تٲیید آن صورت نمیدانم. هزاران شیوهٔ مختلفِ زیستن برایم قابل تصوّر و قابل تصدیق است و بر خلاف معمول آدمها، من تفاوتِ میان ما آدمیان را راحتتر از شباهت میانمان میپذیرم. تا دلتان بخواهد آمادهام دیگران را از پذیرفتن شرایط و اصولم معاف کنم. من دیگری را صرفاً به صورتی که خودش هست میخواهم، فارغ از شباهت یا عدم شباهتش با دیگران؛ من او را بر مبنای خودش میشناسم.»"میشل مونتنی"فیلسوف فرانسوی (۱۵۳۳_۱۵۹۲)تتبعات، نشر سخن، ترجمهٔ احمد سمیعی گیلانی@irajrezaie