سه سؤال جانسوز حضرت سکینه سلام الله علیها در روز عاشوراگاهی یک جمله، یک سؤال، از هزار خطبه و مرثیه…
انتشار: 2026/06/25 15:48 UTC
سه سؤال جانسوز حضرت سکینه سلام الله علیها در روز عاشوراگاهی یک جمله، یک سؤال، از هزار خطبه و مرثیه سوزناکتر است. بعضی سؤالها آنقدر جانسوزند که قرنهاست دل شیعیان را میلرزانند.حضرت سکینه سلام الله علیها، دختر دلبند امام حسین سلام الله علیه، در روز عاشورا سه سؤال پرسید؛ سه سؤالی که هر کدام داغی از مصیبت کربلا را آشکار میکند و دل هر انسان آزادهای را به آتش میکشد. اولین سؤالهنگامی بود که امام حسین سلام الله علیه از کنار علقمه به خیمهها بازگشت؛ اما این بار دیگر علمدار کربلا، حضرت ابوالفضل العباس سلام الله علیه، همراه او نبود.حضرت سکینه سلام الله علیها با نگرانی پرسید:أَيْنَ عَمِّي الْعَبَّاسُ؟«عمویم عباس کجاست؟» دومین سؤالغروب عاشورا، ذوالجناح بیسوار و غرقه در خون به سوی خیمهها بازگشت. حضرت سکینه سلام الله علیها خود را به اسب پدر رساند، دست بر گردن ذوالجناح انداخت و با چشمانی اشکبار پرسید:يَا جَوَادَ أَبِي، هَلْ سُقِيَ أَبِي أَمْ قَتَلُوهُ عَطْشَانًا؟«ای اسب پدرم! آیا به پدرم آب نوشاندند، یا او را در حالی که تشنه بود به شهادت رساندند؟»سومین سؤالپس از شهادت امام حسین سلام الله علیه، حضرت سکینه سلام الله علیها خود را به گودی قتلگاه رساند. دید عمهاش، حضرت زینب سلام الله علیها، بدن غرقه به خون و پارهپارهای را در آغوش گرفته است؛ بدنی که دیگر سری نداشت...با صدایی آمیخته به گریه پرسید:عَمَّتِي، هَذَا نَعْشُ مَنْ؟«عمه جان! این پیکر چه کسی است؟»آری... این سه سؤال، سه فریاد مظلومیت کربلاست؛ سؤالهایی که پاسخ آنها را تاریخ با اشک نوشته است.

