🔴 منتشر شد یکی از زیباترین سرودها و نماهنگ ها برای امام #سید_مجتبی_خامنه_ای صالحُ بعدَ صالح
انتشار: 2026/08/27 17:55 UTCدریافت: 2026/08/27 19:05 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/27 19:05 UTC
🔴 منتشر شد یکی از زیباترین سرودها و نماهنگ ها برای امام #سید_مجتبی_خامنه_ای صالحُ بعدَ صالح
پستهای تلگرام — 🍂منتظـ³¹³ــرانظـهـور🍂
دعا کن!دعا، یکی از اون اکسیرهاییه که دمِ دستمونه؛خدا برامون منت گذاشته و خیلی ارزون در اختیارمون قرارش داده!#دعا، راه ارتباط ما با خداست.گفتهاند اگر میخواهی با خدا حرف بزنی، دعا کن.فرقی هم نمیکنه دعایت از روی مفاتیح باشه یا با زبان خودت، با همون کلمههایی که از ته دلت میاد.مهم اینه که با خدا حرف بزنی.خدا دعا رو خیلی خیلی دوست داره؛گاهی حتی منتظره ما دست به دعا برداریم تا گرهای از کارمون باز کنه.این روزها که برای گشایش مشکلات مملکت، آرامش مردم و آیندهی جوانهامون دعا میکنی،برای امام زمانت هم زیاد دعا کن.این از اون دعاهاست که فقط برای یک نفر نیست؛دعای فرج، یعنی دعا برای گشایش خیلی از گرههای عالم:برای عدالت،برای صلح،برای آبادانی،برای دوستی و محبت بین آدمها،برای نجات مظلومها،برای آینده بهتر جوانهاو برای دنیایی که در آن حق و عدالت، بیشتر از ظلم و بیعدالتی مجال نفس کشیدن داشته باشه.پس وقتی برای فرج امام زمان علیهالسّلام دعا میکنی،در واقع داری برای گشایش بزرگ زندگی خودت و همه آدمها دعا میکنی.خود امام زمان علیهالسلام فرمودند:«برای فرج من بسیار دعا کنید؛ زیرا فرج و گشایش شما نیز در همین است.»پس دعا کن...!زیاد هم دعا کن"شاید یکی از همین دعاهای سادهای که از ته دلت میکنی،همون کلیدی باشه که خدا برای باز کردن یک گره بزرگ کنار گذاشته.#ظهور #عید_بیعت #آغاز_ولایت_امام_زمان علیهالسلام
کوروش اگر او را میدید و میشناخت،شعارش این چنین میشُد؛گفتار علیﷺ❤️ پندار علیﷺ ❤️کردار علیﷺ❤️
📌 امیرالمؤمنین علی علیه السلامهرگاه به مشورت نيازمند شدى ، نخست به جوانان مراجعه نما، زيرا آنان ذهنى تيزتر وحدسى سريع تر دارند . سپس (نتيجه) آن را به نظر ميان سالان و پيران برسان تا پيگيرىنموده، عاقبت آن را بسنجند و راه بهتر را انتخاب كنند، چرا كه تجربه آنان بيشتر است. (شرح نهج البلاغه ابن ابى الحديد ، ج 20،ص 337، ح 866) 🌱
تلنگر 🥀🥀🥀🥀🥀✍دوستی دارم که از بادکنک بدش میآید؛حتی از دیدن بادکنکفروشها هم حالش دگرگون میشود.میگفت:وقتی بچه بودم، در پارک، محوِ تماشای بادکنکهای رنگارنگ یک بادکنکفروش شده بودم.مرد اشتیاق را از چشمهایم خواند.لبخندی زد، نزدیک آمد و گفت:«بادکنک میخواهی؟»از خوشحالی فقط سرم را تکان دادم.زانو زد، یک بادکنک به دستم داد و آرام گفت:«حالا به جای بادکنک، اون دوتا النگوت رو بده.»آنقدر ذوقزده بودم که نفهمیدم چه میکنم.النگوها را از دستم درآوردم و به او دادم...چند ثانیه بعد، مرد ناپدید شده بود.ماندم و یک بادکنک...و مچهای زخمی...و بغضی که راه نفسم را بسته بود.دوستم میگفت:هیچوقت پدرم را به اندازه همان لحظهای که پیدایش کردم و خودم را در آغوشش انداختم، دوست نداشتم.وقتی مچ زخمیام را بوسید و اشک در چشمهایش حلقه زد، تازه فهمیدم «پدر» یعنی چه.بادکنک را رها کردم...دستم را محکم در دستش گذاشتم و آرام گفتم:«بابا...دیگه هیچوقت دستت رو رها نمیکنم...»آن روز، برای اولین بار، طعم واقعی امنیت را چشیدم.یا صاحبالزمان...دنیا پر از بادکنکفروش است.یکی ایمانمان را میخواهد...یکی عقلمان را...یکی حیا را...یکی آرامش را...و یکی تمام عمرمان را...همهشان هم، جنسشان را پشت لبخند و رنگهای زیبا پنهان کردهاند.ما هم گاهی آنقدر محوِ بادکنکهای رنگارنگ دنیا میشویم که یادمان میرود چه چیزهایی را داریم میدهیم.وقتی به خودمان میآییم،نه از بادکنک خبری هست،نه از آرامش...فقط ماندهایم با دستهای زخمیو دلی که آرزوی یک پناه امن دارد.*یا صاحبالزمان...**مشکل ما این نیست که پناه نداریم...**مشکل این است که یادمان میرود پدری داریم.*یادمان میرود گفته بودند:«دستش را رها نکنید.»یادمان میرود که بادکنکهای دنیا، رنگ دارند...اما اعتبار ندارند.یادمان میرود هر بار دست از شما کشیدیم، دستمان در دست فریبکاران دنیا افتاد!و هر بار که زخمی شدیم،تازه یادمان آمد...پدر،همیشه همانجا ایستاده؛منتظرِ اینه که دوباره دستمان را در دستش بگذاریم😔🥀اللهم عجل لولیک الفرج و الْعافیه والنصر و جعلنا من المستشهدین بین یدیه...
