لشکرگاه یکی از ولسوالیها و مرکز ولایت هلمند در جنوب افغانستان است. جمعیت آن در سال ۲۰۱۲ م. ۱۰۰٬۲۰۰…
انتشار: 2026/07/10 16:36 UTC
لشکرگاه یکی از ولسوالیها و مرکز ولایت هلمند در جنوب افغانستان است. جمعیت آن در سال ۲۰۱۲ م. ۱۰۰٬۲۰۰ نفر اعلام شدهاست. مردم این ولسوالی از پشتونها هستند.ولایت پنجشیرولایت پَنجْشیر، از ولایتهای افغانستان به مرکزیت شهر بازارَک است و در شمال شرقی این کشور واقع شدهاست. جمعیت آن ۳۸۲٫۴۸۵ نفر است. از شمال به ولایت بدخشان و بغلان و تخار، از شرق به نورستان، از جنوب به لغمان و کاپیسا و از غرب به پروان محدود است. ساکنان آن به زبان فارسی صحبت میکنند. پنجشیر از ولایتهای سرسبز و خوش آب و هوای افغانستان است، که درههای حاصلخیز آن توسط رود پنجشیر آبیاری میشود. این ولایت به هفت ولسوالی تقسیم شده و دارای ۵۴۰ قریه است. حدود ۴۰ درصد جمعیت را هزاره سنی تشکیل می دهدولایت پنجشیر یکی از ولایات تازه تأسیس در افغانستان بوده و از لحاظ درجهبندی دولت جمهوری اسلامی افغانستان دارای درجه سوم میباشد. این ولایت، در سال ۱۳۸۳ مطابق فرمان رئیسجمهور از بدنهٔ ولایت پروان جدا و به عنوان ولایت مستقل اعلام شد.پنجشیر، به شکل یک وادی خرم و شاداب در نقاط مرکزی افغانستان واقع است. به علاوه، این ولایت به فاصله ۱۲۰ کیلومتری به طرف شمال شرق کابل در بین دو شاخهٔ جنوبی هندوکش، از شمال شرق به جنوب غرب موازی به امتداد هندوکش واقع است و درههای فرعی آن از شمال به جنوب و از جنوب به شمال امتداد داشته و به درهٔ عمومی پنجشیر وصل می شود.نامدر مورد نام پنجشیر نظرات مختلفی وجود دارد. باشندگان پنجشیر معتقدند، که در گذشته پیش از ظهور غزنویان پنجشیر به کِچکِن یا کِچکِنه معروف بوده است؛ ولی در تمام آثار معتبر تاریخی و آثار منظوم و منثور قدما «پنجهیر» ضبط شده است.پنجهیر این نام تنها یک بار در شاهنامه آمده است. در جنگ یازده رخ، که ایرانیان بر تورانیان غلبه مییابند پیران ویسه در نامهای به گودرز پیشنهاد صلح و تعیین مرزهای ایران و توران را میکند و پنجهیر و بامیان را هم جزء قلمرو ایران میشمرد؛ اما در بعضی منابع دیگر هم نام پنجشیر مخفف پنج هیربِذ آمده است و هِربِذ یا هربد بهمعنای نگهبان آتشکدهٔ زرتشتی میباشد.مطابق عرف مردم پنجشیر عقیده دارند که زال پسرش رستم را از رفتن به پنجشیر منع کرده و به وی چنین توصیه نموده است:به کجکن مرو ای پسر زینهارکه سمّ ستورت شود پاره پارکه دریای پر قعر دارد ستیزگیاهی ندارد بجز سنگ تیزاین ابیات را مردم پنجشیر منتسب به حکیم توس و شاهنامه میدانند؛ در حالیکه در شاهنامه نیامده است؛ اما افسانهٔ بالا در آثار علما و شعرای کهن پنجشیر مکرر آمده است.پنجشیر در نوشتههای جغرافیدانان و نویسندگان متقدم اسلامی به صورتهای بَنجَهیر، بَنجَهار، بِنجار و پنجهیر آمده است. همچنان پنجشیر در حدود العالم و تاریخ بیهقی پنجهیر ضبط شده است.از جمله جغرافینویسان عرب تنها یعقوبی «بنجهار»، ابن خردادبه «بنجار» و ابن فقیه «فنجهیر» آوردهاند؛ اما مؤلفان و جغرافینویسان خراسان در همهٔ مواردی که از پنجشیر ذکری کردهاند نام آن را به شکل پنجهیر ضبط نمودهاند.پنجهیر از دو کلمهٔ «پنج» و «هیر» ترکیب یافته است که در زبان پهلوی و اوستا به معنی آب آمده است. مانند «هیرمند». ابن بطوطه سیاح مغربی هیر را در زبان سانسکریت به معنی کوه ترجمه کرده و پنجهیر را مآخذ از پنج کوه میداند.بجایی رسیدیم که پنجهیر نام داشت هیر به معنی کوه است و پنجهیر یعنی پنج کوه. در آنجا شهر قشنگ و آبادانی دیدم که روی نهر بزرگ کبودینی بنا شده است. لشکر چنگیزخان آن را خراب کرده است و از آن پس روی آبادانی ندیده. این رودخانه از کوهستان بدخش سرچشمه میگیرد. یاقوت معروف بدخش از همین کوهستان بدست میآید.— ابن بطوطهدر حدود العالم آمده است:بنجهیر و جاریابه دو شهر است و اندر وی معدن سیمست و رودی میان این هر دو شهر بگذرد و اندر حدود هندوستان افتد. شهری است بنواحی بلخ و در آن معدن سیم است و اهل آن اخلاطاند … ابن بطوطه گوید این کلمه مرکب است از پنج بمعنی خمسه و هیر بمعنی کوه لکن شاید این لفظ مخفف پنج هیربذ باشد. حمدالله مستوفی در نزهةالقلوب (ص ۱۵۵) گوید: پنجهیر از اقلیم چهارم است. طولش از جزایر خالدات بب و عرض از خط استوا لوله. شهری وسط است و هوای خوش دارد.در تاریخ بیهقی:امیر از آنجا [باغ خواجه علی میکائیل] برداشت به سعادت و خرمی با نشاط و شراب و شکار میرفت میزبان بر میزبان: به خلم و به پیروز، و نخجیر. [ظ: بنجهیر: حاشیه مصحح] و به بدخشان. احمد علی نوشتگین آخرسالار که ولایت این جایها برسم او بود.» " و به ترکستان پوشیده فرستاده بوده است [احمد ینالتگین] بر راه پنجهیر تا وی را غلامان ترک آرند و مسعود محمد لیث را برسولی فرستاد نزدیک ارسلان خان با نامهها و مشافهات در معنی مدد و موافقت و مساعدت و وی از غزنین برفت براه پنجهیر.— بیهقی ص ۶۴۳