📝📝📝پیشنهاد مستندی درباره کودتای ۲۸ مرداد✅۴۱ سال پیش تیمی از بهترین مستندسازان انگلیسی مستندی سیزده…
انتشار: 2026/08/24 07:55 UTCدریافت: 2026/08/24 20:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/24 20:00 UTC
📝📝📝پیشنهاد مستندی درباره کودتای ۲۸ مرداد✅۴۱ سال پیش تیمی از بهترین مستندسازان انگلیسی مستندی سیزدهقسمتی درباره افول امپراتوری بریتانیا در اواسط قرن بیستم ساختند که یکی از قسمتهای آن به ماجرای ملیشدن صنعت نفت ایران و کودتای ۲۸ مرداد اختصاص داشت.✅در این مستند چند مقام و مامور سیاسی و امنیتی انگلیسی و امریکایی بی هیچ ابهام یا پردهپوشی اعلام میکنند که از یک موقعی به این نتیجه رسیدند که تا وقتی مصدق در قدرت باشد نمیتوانند منافعشان از نفت ایران را تامین کنند و تصمیم میگیرند او را با کودتایی از کار کنار بگذارند.✅در واقع اول انگلیسیها به این نتیجه رسیدند اما چون مصدق سفارتشان را بسته بوده اقدام مستقیم برایشان سخت بوده و به همراهی امریکا نیاز داشتهاند. امریکا اول تمایلی به همراهی نداشته اما با روی کار آمدن دولت جمهوریخواه آیزنهاور در دی ماه ۱۳۳۱ (هفت ماه قبل از کودتا) ورق برمیگردد و انگلیس موفق میشود نظر مثبت امریکا را جلب کند. شاه هم جایی در همین مسیر راضی و همراه میشود.✅ماموران امریکایی و انگلیسی در این فیلم توضیح میدهند که چطور بین عواملشان در ایران پول پخش میکردهاند تا کودتا را انجام دهند.✅میشود درباره سیاست نفتی مصدق یا تصمیمات سیاسیاش درباره انتخابات مجلس و رابطهاش با شاه بحث کرد، اما به نظرم یک چیز جای بحث ندارد، آن هم اینکه عدهای مستقیماً از امریکا و انگلیس پول گرفتند که دولت مصدق را سرنگون کنند و دولتی سر کار بیاورند که منافع انگلیس و امریکا را از نفت ایران تامین کند و شاه هم با همه این روند همراه بوده.✅پیشنهاد میکنم ۵۰ دقیقه وقت بگذارید و ببینیدش.با زیرنویس فارسی هم در آپارات هست.@MostafaTajzadeh
نخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- مهمات · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۸ مرداد ۱۴۰۵، ۱۶:۴۸
- فردای بهتر (مصطفی تاجزاده) · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۹ مرداد ۱۴۰۵، ۱۵:۱۰
- Lalun(لالون)Lalehgoon · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۹ مرداد ۱۴۰۵، ۲۰:۲۵
- بهمن دارالشفایی · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۱ شهریور ۱۴۰۵، ۱۶:۰۵
- یک حرف از هزاران · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۱ شهریور ۱۴۰۵، ۱۷:۳۰
- فردای بهتر (مصطفی تاجزاده) · تطابق دقیق — ۲ شهریور ۱۴۰۵، ۲۰:۰۰
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند
پستهای تلگرام — فردای بهتر (مصطفی تاجزاده)
📝📝📝ریزش ۷۷۰ هزارنفری شاغلان✅گزارش جدید مرکز پژوهشهای اتاق ایران حکایت از وخامت وضعیت بازار کار دارد. در بهار ۱۴۰۴ حدود ۲۵ میلیون و ۱۲۲ هزار نفر در کشور شاغل بودند. پس از وقوع جنگ ۱۲روزه، اشتغال در تابستان حدود ۱۶۵ هزار نفر نسبت به بهار کاهش یافت. در پاییز، کاهش اشتغال نسبت به بهار به حدود ۲۶۵ هزار نفر رسید و در زمستان، با انباشتهشدن آثار سه شوک، تعداد شاغلان نسبت به بهار حدود ۷۷۰ هزار نفر کاهش یافت.✅تعداد بیمهشدگان اصلی سازمان که در اسفند ۱۴۰۳ حدود ۱۶ میلیون و ۸۵۵ هزار نفربود، در دیماه ۱۴۰۴ به حدود ۱۶ میلیون و ۲۴۴ هزار نفر رسید. یعنی در این فاصله حدود ۶۱۱ هزار بیمهشده کاهش یافته است.✅سهم اشتغال ناقص از حدود ۶.۶ درصد در بهار ۱۴۰۴ به ۸.۲ درصد در زمستان رسیده است.✅تعداد کارگاههای ۶ تا ۱۰ نفره ۲۲.۳ درصد کاهش یافته است. تعداد کارگاههای ۴ نفره نیز ۱۷.۹ درصد و کارگاههای ۱۱ تا ۵۰ نفره ۱۴.۲ درصد کاهش داشتهاند. در مقابل، تعداد کارگاههای یکنفره ۱۲ درصد افزایش یافته است.✅مهمترین خطر دوره پساجنگ ممکن است صرفاً افزایش بیکاری نباشد؛ بلکه فرسایش تدریجی ظرفیت اشتغالزایی اقتصاد باشد.@mohammadreza_dadgostar@MostafaTajzadeh
📝📝📝 حسین شنبهزاده به یک سال حبس دیگر محکوم شد✅حسین شنبهزاده، زندانی سیاسی محبوس در اوین، در پروندهای که در دوران حبس علیه او تشکیل شده، به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. به گزارش هرانا، اتهام او «تشویش اذهان عمومی از طریق نشر اکاذیب» عنوان شده است.✅امیر رئیسیان، وکیل شنبهزاده، گفته این پرونده به دلیل انتشار یک فایل صوتی از داخل زندان علیه او تشکیل شده است.✅شنبهزاده که از خرداد ۱۴۰۳ در زندان به سر میبرد، پیشتر نیز در پروندهای با چند عنوان اتهامی به مجموع ۱۲ سال حبس محکوم شده بود که با اعمال ماده ۱۳۴، پنج سال آن قابل اجراست.@tahkimmelat@MostafaTajzadeh
📝📝📝درسهای اشتباه آمریکا از جنگ ایران✅برت دورو، مورخ نظامی، در تحلیلی برای فارن پالیسی به تاریخ ۲۱ آگوست ۲۰۲۶ نوشت که بسیاری از تحلیلها در مورد ناکامیهای آمریکا در جنگ با ایران به کاستیهای لجستیکی مانند کمبود مهمات، مینروب، آمادگی برای کمبود نفت و... اشاره میکنند، اما مشکل اصلی این ناکامیها نیست. حتی با رفع آنها، اهداف اصلی آمریکا نظیر تغییر رژیم، نابودی موشکهای دوربرد ایران و تغییر سیاست هستهای دستنیافتنی بودند. دورو بر این باور است که ترامپ سه خواسته غیرممکن از نیروهای نظامی آمریکا داشت:✅✅اولین خواستهٔ ناممکن، تغییر رژیم ایران صرفاً از طریق بمباران هوایی بود. نویسنده معتقد است که این ایده یکی از قدیمیترین و شکستخوردهترین آرزوهای نظامی در تاریخ جنگهای مدرن است. از نظریهپرداز ایتالیایی به نام جولیو دوهه در سال ۱۹۲۱ که ادعا کرد ۳۰۰ تن بمب میتواند در عرض یک ماه جنگی را تمام کند، تا جنگهای جهانی و ویتنام، هیچگاه بمباران هوایی بهتنهایی نتوانسته رژیمی را ساقط کند. برای نمونه، ۴۰ هزار تن بمبی که آلمان در جریان بلیتز بر روی لندن ریخت، فقط ارادهٔ بریتانیا برای مقاومت را محکمتر کرد. همچنین ۲.۵ میلیون تن بمبی که متفقین در جنگ جهانی دوم بر روی آلمان ریختند، نه تنها باعث فروپاشی رژیم نازی نشد، بلکه به نظر میرسد حمایت عمومی از جنگ را افزایش داد. در ویتنام نیز ۸ میلیون تن بمب آمریکا نه تنها کمونیستها را شکست نداد، بلکه باعث شد مردم آمریکا از جنگ بیگانه شوند و در عین حال، حمایت غیرنظامیان ویتنامی از اهداف کمونیستی را تقویت کرد. به باور نویسنده، تنها استثنای نسبی این قاعده، کمپین ناتو علیه صربستان در سال ۱۹۹۹ بود، اما حتی در آنجا بمباران در ژوئن متوقف شد و رژیم میلوشویچ در اکتبر ۲۰۰۰ بر اثر تظاهرات مردمی فروپاشید، نه بمباران. بنابراین، تا زمانی که از سلاح هستهای استفاده نشود، بمباران هوایی بهتنهایی قادر به ساقط کردن یک رژیم نیست و شانس فروپاشی رژیم ایران از این طریق، از ابتدا بسیار ناچیز یا صفر بود.✅دومین خواستهٔ ناممکن، نابودی سامانههای لانچر موشکی و پهپادی ایران، باز هم صرفاً از طریق حملات هوایی بود. نویسنده تأکید دارد که این مأموریت نیز بارها در تاریخ آزمایش شده و هرگز موفق نبوده است، زیرا لانچرها میتوانند از مخفیگاه شلیک کنند و بلافاصله به مکان دیگری نقل مکان کنند، که یافتن و انهدام آنها را از هوا بسیار دشوار میسازد. برای نمونه، در جنگ جهانی دوم، عملیات کراسبو برای متوقف کردن موشکهای وی-۱ و وی-۲ آلمان با بمباران گسترده، کاملاً ناکام ماند، چون محلهای تولید و پرتاب موشکها بهراحتی استتار یا مقاومسازی میشدند. در جنگ خلیجفارس نیز تلاش برای نابودی پرتابگرهای اسکاد عراقی از هوا، حتی به یک مورد انهدام تأییدشده منجر نشد. اسرائیل نیز دو دهه عملیات هوایی گسترده بر فراز غزه و جنوب لبنان انجام داده تا از پرتاب موشکهای حماس و حزبالله جلوگیری کند، اما تنها عملیاتهای زمینی در هر دو منطقه توانسته است موشکها را برای مدتی خاموش کند. همچنین ائتلافهای متعدد برای توقف حملات موشکها و پهپادهای حوثیها در یمن تلاش کردهاند، اما پرتابها حتی اکنون نیز ادامه دارد. به باور نویسنده، حتی با وجود مهمات دقیق، به نظر نمیرسد که صرفاً از طریق حملات هوایی بتوان به اندازهای از این لانچرها را نابود کرد که یک کمپین موشکی یا پهپادی پایان یابد؛ همانند فروپاشی رژیم، متوقف کردن موشکها به نیروی زمینی نیاز دارد.✅سومین خواسته، اجرای دفاع موشکی تقریباً کامل بر فراز بخش بزرگی از منطقه خلیج فارس بود تا از زیرساختهای کشورهای شورای همکاری خلیج فارس در برابر حملات ایران محافظت شود. نویسنده توضیح میدهد که این هدف نیز غیرممکن است، زیرا در محیطی که پهپادها و موشکهای بالستیک بسیار ارزانتر و سریعتر از ابزارهای رهگیری آنها تولید میشوند، همیشه محتمل است که مهاجم بتواند ظرفیت دفاعی منطقه را اشباع کند. سرمایهگذاری بیشتر در روشهای مقرونبهصرفهٔ رهگیری، مانند روشهای مورد استفاده در اوکراین، و استقرار پدافند هوایی کوتاهبرد بیشتر ممکن است درصد بیشتری از حملات را رهگیری کند، اما نمیتواند تضمینکنندهٔ شکست کامل حملات باشد. به عبارت دیگر، ایران میتوانست با تولید انبوه پهپادها و موشکهای ارزانقیمت، سامانههای دفاعی آمریکا و متحدانش را مختل کند و در نهایت به اهداف خود برسد. نویسنده نتیجه میگیرد که این سومین کار ناممکن نیز نمیتوانست ناکامی دو کار قبلی را جبران کند و مجموع این سه خواسته، ارتش آمریکا را در موقعیتی شکستخورده قرار داد، هرچند که از نظر فنی برتری چشمگیری داشت.foreignpolicy.com/2026/08/21/iran-militar…
📝📝📝دموکراسیها به تخریب خلاق نیاز دارند✅جنیفر پالکا و اندرو گرینوی در تحلیلی برای فارن افرز به تاریخ ۱۸ آگوست ۲۰۲۶ نوشتند که بحران کنونی دموکراسیها کاهش ظرفیت دولت و ناتوانی نهادهای عمومی در انجام وظایف اساسیشان است. در بسیاری از کشورهای پیشرفته، فاصله میان وعدههای سیاستمداران و آنچه دولت واقعاً میتواند اجرا کند، افزایش یافته است. نمونههایی مانند ناتوانی دستگاههای آمریکایی در واکنش سریع به شیوع کرونا، افزایش شمار جوانان بیکار و خارج از نظام آموزشی در بریتانیا و ناکارآمدی شبکه ریلی آلمان نشان میدهند که شهروندان بیش از گذشته میان آنچه از دولت میشنوند و آنچه در زندگی روزمره خود تجربه میکنند، تناقض میبینند. نتیجه این وضعیت، کاهش اعتماد عمومی به دولت و در نهایت تضعیف خود دموکراسی است.✅از نگاه نویسندگان، ریشه این مشکل در بخش مهمی از ساختارهای اداری بهجامانده از قرن بیستم قرار دارد. این نهادها در دورهای شکل گرفتند که مسائل نسبتاً شناختهشده، محیط باثبات و تغییرات آهسته بود؛ بنابراین بر برنامهریزی متمرکز، سلسلهمراتب، کنترل دقیق و مجموعه بزرگی از قواعد و رویهها استوار شدند. اما عصر اینترنت و سپس هوش مصنوعی محیط حکمرانی را کاملاً تغییر داده است. دولت امروز باید بتواند به مسائل ناشناخته و بهسرعت متغیر پاسخ دهد، راهحلها را در عمل آزمایش کند، از نتایج یاد بگیرد و آنها را دائماً اصلاح کند. در مقابل، انباشت مقررات و فرایندهایی که در پاسخ به مشکلات گذشته ایجاد شدهاند، اکنون در بسیاری از موارد به جای افزایش کارآمدی، موجب کندی و فلجشدن دستگاه دولت شدهاند.✅بنابراین مقاله خواهان چیزی فراتر از اصلاحات تدریجی است و مفهوم "باززایی نهادی" را مطرح میکند. بر اساس این دیدگاه، برخی سازمانهای دولتی آنقدر در قواعد، رویهها و عادات گذشته گرفتار شدهاند که دیگر نمیتوان آنها را صرفاً با اصلاحات جزئی نجات داد. در چنین مواردی دولت باید نهادی تازه با مأموریتی روشن، ساختاری متفاوت و آزادی عمل بیشتر ایجاد کند و در صورت لزوم، نهاد قدیمی را نیز تعطیل کند. البته نویسندگان تأکید میکنند که یک نسخه واحد برای همه موارد وجود ندارد: گاهی باید یک سازمان کاملاً جدید ایجاد شود، گاهی یک وظیفه مشخص از سازمان موجود جدا شود، گاهی میتوان گروهی نوآور را درون همان سازمان مستقر کرد و گاهی نیز تغییر رهبری و مأموریت سازمان موجود کافی است.✅تجربههای مختلف نشان میدهند که موفقیت چنین نهادهایی بیش از هر چیز به وضوح مأموریت، آزادی عملیاتی و کیفیت تیم مدیریتی بستگی دارد. سازمان جدید نباید صرفاً نام تازهای برای همان بوروکراسی قدیمی باشد؛ بلکه باید بتواند در زمینههایی مانند استخدام، تدارکات، فناوری و شیوه انجام کار از قواعد دستوپاگیر موجود فاصله بگیرد. همچنین همه کارکنان باید بدانند سازمان دقیقاً برای دستیابی به چه نتیجهای ایجاد شده است. نویسندگان نمونههایی مانند ناسا، سازمان پژوهشهای پیشرفته دفاعی، اصلاح نظام پرداختهای رفاهی بریتانیا و تحول خدمات دیجیتال ایالت کلرادو را برای نشاندادن این منطق بررسی میکنند. در همه این موارد، تمرکز بر نتیجه مشخص و امکان آزمون و اصلاح مستمر، به جای پایبندی صرف به فرایندهای اداری موجود، اهمیت اساسی داشته است.✅در نهایت، نویسندگان معتقدند این مسئله در عصر هوش مصنوعی فوریت بیشتری پیدا کرده است. فناوریهای جدید میتوانند ظرفیت دولتهای کارآمد را بهشدت افزایش دهند، اما اگر سازمانی از ابتدا ناکارآمد و گرفتار فرایندهای معیوب باشد، هوش مصنوعی ممکن است همان ناکارآمدی را با سرعت بیشتری بازتولید کند.foreignaffairs.com/united-states/democrac…
📝📝📝ماشین جنگی فناناپذیر تهران: چرا مهار ایران شکست میخورد و راهکار نهایی چیست؟ / ایران کشوری بزرگ، با نیروی ماهر انسانی و منابع فراوان است / تنها راه مهار ایران، فدرالیسم از درون است/ جرزالم پست✅ریشه بقای تهدید ✅قریب به نیم قرن، جهان با یک پیشفرض سادهلوحانه با ایران مواجه شده است: اینکه یگانه منبع خطر، ساختار ایدئولوژیک برآمده از انقلاب است. سیاستهای غرب همواره میان مهار، تغییر رفتار و انتظار فروپاشی در نوسان بوده است. اما بازگشت مداوم تهدیدها پرسشی بنیادین میآفریند: چرا هر بار که مهار تهران موفقیتآمیز به نظر میرسد، این ساختار قدرتمندتر بازمیگردد؟ پاسخ در نادیده گرفتن بستری است که به قدرت مرکزی اجازه میدهد پروژه نفوذ خود را دائما بازسازی کند. ✅مسئله فراتر از برنامه هستهای، زرادخانه موشکی یا شبکههای نیابتی است. این عناصر صرفا ابزارهایی هستند که از درون یک دولت پهناور با جمعیتی عظیم، ذخایر بیپایان انرژی، بنیانهای صنعتی و عمق ژئوپلیتیک میجوشند. نابودی تاسیسات یا حذف فرماندهانی کلیدی، شاید وقفهای تاکتیکی ایجاد کند، اما دانش فنی و ظرفیت احیا را محو نمیکند. استراتژی مهار تا امروز صرفا مدیریت چرخههای تکراری «توسعه، ضربه و بازسازی» بوده است؛ زیرا با شکستن یک ابزار، ماشین تولیدکننده آن دستنخورده باقی مانده و مجددا به بازتولید قدرت میپردازد.✅سراب تغییر رژیم ✅تغییر حاکمیت در ایران، در بهترین حالت راهکاری ناقص است. سیستم حاکم ایدئولوژی را تامین میکند، اما ساختار بهشدت متمرکز دولت است که ثروت لازم برای ماجراجوییها را فراهم میآورد. جایگزینی هسته قدرت بدون تغییر سازوکار مدیریت، شاید لفاظیهای سیاسی را تعدیل کند، اما تضمینی برای تغییر مسیر بنیادین نیست. حتی با روی کار آمدن دولتی اقتصادمحور، جبر جغرافیا و ظرفیتهای نهفته باقی مانده و جاهطلبیهای تاریخی این بار در قالب گفتمان ناسیونالیستی فوران خواهند کرد. با این وجود، تلقی ایران به عنوان موجودیتی ذاتا متخاصم نیز خطاست.✅مشکل اصلی، پیوند خطرناک قدرت بلامنازع مرکزی، ایدئولوژی توسعهطلبانه و انحصار تصمیمگیری نظامی است. از سوی دیگر، فروپاشی هرجومرجطلبانه دولت خطراتی فاجعهبار دارد. تنوع قومی، وفور تسلیحات و موقعیت استراتژیک، فروپاشی را به یک جنگ داخلی ویرانگر، مداخله خارجی و اختلال عظیم در شریانهای انرژی و خطوط کشتیرانی تبدیل کرده و بحرانی کاملا مهارناپذیر میآفریند.✅فرمول مهار نهایی ✅پایدارترین مسیر خنثیسازی تهدید، از درون مرزهای ایران و اراده عمومی میگذرد. تمرکززدایی گسترده، فدرالیسم یا ترتیبات کنفدرال، مبتنی بر اجماع ملی، یگانه راهی است که انحصار مرکز بر تصمیمگیری را میشکند. تحمیل این الگوها از خارج، صرفا به حاکمیت بهانه میدهد سرکوب را تحت لوای یکپارچگی ملی تشدید کند. اگرچه تمرکززدایی صلح را تضمین نمیکند، اما هزینه انحصارطلبی را بالا برده و ماجراجوییهای خارجی را بدون رضایت داخلی ناممکن میسازد. ✅مهار نهایی نیازمند چهار گام استراتژیک است: محدودسازی ظرفیتهای تهاجمی، پیشبرد اصلاحات نهادی برای توزیع قدرت داخلی، حفظ بازدارندگی منطقهای و دیپلماسی مشروط. تنها زمانی که قدرت ایران از منبع وحشت همسایگان، به نیرویی محدودشده توسط نهادها و منافع مدنی تبدیل شود، ریشه بحران میخشکد. در آن نقطه، تهدید صرفا عقبنشینی نکرده، بلکه بستر حیات خود را برای همیشه از دست داده است.@Ravandnegarr@MostafaTajzadeh
📝📝📝آتش در نیستان، حکایت اوّلین ترجمه مثنوی به زبان فرانسه«یادداشتی بر شاهنامه فردوسی همراه با ترجمه قطعاتی از این کتاب»، ۱۸۱۰ میلادی ، از «یعقوب د والنبورگ» مطابق ضبط روی جلد که عکسش را میبینید. در قاب تصویر او این بیت آمده است که:«ارباب علم و معرفت بر این دانشمند نالانند / اصحاب کمال و فضیلت بر این هنرمند گریانند»... و چرا؟ ✅وقتی تاریخ ترجمهٔ آثار کهن فارسی به زبانهای اروپایی و خصوصاً زبان فرانسه را پی میگیریم، تعجّب میکنیم که چرا ترجمهٔ مثنوی این همه به تاخیر افتاده است. از ترجمه گلستان دو ریه به سال ۱۶۳۴ میلادی آغاز کنیم و بعد ترجمههای پر تعداد بعدی همچون لیلی و مجنون جامی ۱۸۰۷، منطق الطّیر ۱۸۵۷، شاهنامه ۱۸۷۶، بوستان ۱۸۸۰، دیوان منوچهری ۱۸۸۶... کلمان هوار حتّی کلّ مناقب العارفین افلاکی را به سال ۱۹۱۸ ترجمه و منتشر کرده است و در این میان ترجمه کامل مثنوی کی بوده است؟ ۱۹۹۰ میلادی... ربع قرن پیش! امّا نه... ✅نیکلسون در مقدّمه چاپ اوّل تصحیح خود از مثنوی، لیدن ۱۹۲۵، از کتاب نایابی سخن گفته است که دوستش برای او آورده و از آنجا او دریافته که مثنوی مدّتها پیش به تمامی ترجمه شده ولی پیش از انتشار، دستخوش آتش شده و از آن نشانی نمانده است.✅آن کتابی که نیکلسون ذکرش را میکند، همین کتاب «یادداشتی بر شاهنامه» از دِ والنبورگ است که چهار سالی پس از مرگ نویسنده به همّت یار و همکار قدیمی او، بیانشی منتشر شده است. بیانشی، در مقدّمه کتاب، با غم و اندوهی عمیق از فقدان این دوست سخن میگوید و شرح حالی از او میآورد که گزیده ترجمه آن را اینجا میآورم:«والنبورگ، دیپلمات فرانسوی، کارش را به عنوان مترجم در استانبول آغاز کرد. در سفرهای مختلف نقش مهمّی در مذاکرات صلح با عثمانیان داشت. جدای دانش گسترده در زبانهای اروپایی، زبان یونانی جدید، ترکی، عربی و فارسی را هم میدانست امّا همچون همهٔ ادبدوستان، علاقه خاصّ او به زبان فارسی بود که نویسندگان بزرگی را در قرون پیشین پرورده بود.✅سال ۱۷۹۲ که پس از ماموریتی در وین به استانبول بازگشت، شش سال به ترجمهٔ مثنوی مشغول بود تا آن را به پایان برد. مثنوی، کتابیست شاعرانه در خصوص برخی نکات مذهبی، اخلاقی، وجدانی، سیاسی و تاریخی. ترجمه را، پس از مقابلهٔ نسخ متفاوت، به عادت خویش، با وفاداری بسیار به متن اصلی تا آخرین بیت پیش برده بود بدون آن که بکارت معنی، قدرت بیان و تازگی و روشنی رنگهای متنوع آن از دست برود. این ترجمه همچنین همراه یادداشتهایی به زبان فرانسه در خصوص تصحیح متن و معنی آن بود امّا تمامی ترجمه و یادداشتها در آتشسوزی سال ۱۷۹۹ که نیمی از استانبول را به کام خود کشید از بین رفت. والنبورگ از این خسران، بیش از همهٔ آنچه از دست داده بود، حسرت خورد.» ✅بیانشی سپس میافزاید که این دیپلماتِ دانشمند، خسته و دلشکسته، به وین بازگشت و این بار ترجمهٔ شاهنامه را به دست گرفت امّا فرصت نیافت.✅این هم حکایت اوّلین ترجمهٔ مثنوی از دیپلمات دانشمندی که در میانهٔ سالهای پر تب و تاب انقلاب فرانسه، دل به مثنوی داده بود. نیکلسون در اشاره به همین واقعه در مقدمه ترجمه خود مینویسد که بخت همیشه همراه شجاعان و بلندپروازان نیست و این که چطور اثر والنبورگ و نام او با هم گم شد و همانجا آرزو کرده که دست کم خودش خوشاقبالتر باشد. بیهوده نیست که بر سر هر سه جلد ترجمه خود، این بیت مشهور را آورده است که تِلكَ أثارُنا تَدُلّ عَلَيْنا، فانْظُروا بَعدَنا إلى الأثار.. آری جهد بیتوفیق خود کس را مباد ولی ما اینجا دست کم یادی کردیم از این دانشمند و عشق او به ادب فارسی و نی و نیستان مثنوی...@MostafaTajzadeh