🌴 یک شنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ 🕊 درود حقیقت گاهی آن قدر تلخ است که وقتی با آن روبرو میشویم، خشکمان میز…
انتشار: 2026/07/19 05:07 UTC
🌴 یک شنبه ۲۸ تیرماه ۱۴۰۵ 🕊 درود حقیقت گاهی آن قدر تلخ است که وقتی با آن روبرو میشویم، خشکمان میزند. سپس تازه کم کم بعد از گذشت زمان درمی یابیم که این حقیقت و این تلخی را بارها دیده بودیم یا از آن خبر داشتیم اما قبولش نکردهایم. حقیقت گاهی چیزی شبیه یکی از همین چیزهای دور وبرمانست که هرروز از کنارشان رد میشویم، میبینمشان اما حواسمان به وجودش چندان نیست و عاقبت یک روز از جایش بلند میشود و محکم میخورد به صورتمان. و آن وقت تازه بهتر درکش میکنیم!این روزهای شگفت انگیز که جنگ بخش هایی از کشورمان را فراگرفته ولی در بخش های دیگر میهن زندگی معمولی در جریان است، نشان داد سالهای سال با چیزی خو گرفته ایم که از اساس جز بی تفاوتی و بی عاطفگی و نامهربانی، چیز دیگری نبوده است. سکوت کرده ایم و پذیرفته ایم، هر چند با اکراه اما زیر بارش رفته ایم.زیر بار جنگی نابرابر که بر ملت ما تحمیل شده است؟ حمله های پی درپی که زیرساخت های عمرانی و جاده ای و ریلی و اقتصادی ما را هدف گرفته و بی رحمانه میهن را به سوی ویرانی می برد. راستی پرسیده ایم چرا؟ همه میدانیم جنگ کار درستی نیست اما با خوب و بدش کنار آمده ایم چون از واقعیت دورمانده ایم.گاهی باید سیلی جانانهای از حقیقت بخوریم تا ببینمش و درکش کنیم. تا بفهمیم چه قدر تسلیمش بوده ایم. گاهی اما سیلی گلوله میشود، بمب و موشک می شود و سینه و تن مردم بی پناه و سربازان بی گناه را میدرد و غرق خون میکند.اما مگر میشود فراموششان کرد؟ مگر میشود خونشان را پای درخت آزادی ندید؟آن ها همان سربازانی بودند که ندیده با تمام وجودمان، دوستشان داریم. آن ها همان سربازانی که در جوانی، دلی چون بزرگترین مبارزان و آزادیخواهان داشتند، یا کودکانی که در دوره پیشین جنگ در مدرسه ی میناب پرکشیدند و آسمانی شدند.یاد آنان و یاد تمام آن جگرگوشههای از دست رفتهی این سرزمین و جوانان پاکباخته، همیشه زنده است. نام و یاد همه آنها در جان و روح جمعی ما نفوذ کرده و تا ابد باقی هستند...بامدادتان نوید آور رهایی وصلح و آرامشروزتان مژده آور پایان محنت و رسیدن به آسایش@mrn_20
