یک سال بعد یعنی در سال ۱۲۶۴ قمری، محمد شاه درگذشت و ناصرالدین میرزا از تبریز به تهران آمده تاجگذاری…
انتشار: 2026/08/12 11:02 UTCدریافت: 2026/08/15 03:27 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:27 UTC
یک سال بعد یعنی در سال ۱۲۶۴ قمری، محمد شاه درگذشت و ناصرالدین میرزا از تبریز به تهران آمده تاجگذاری کرد. علیمحمد باب هنوز در قلعۀ چهریق، در حبس بود. پیروان باب در مازنداران، زنجان و نیریز آشوب کردند و توسط مردم و قوای دولتی سرکوب شدند. بابیان سپس به ترور ناصرالدین شاه اقدام کردند که ناموفق ماند. میرزا تقیخان امیرکبیر برای خاموش کردن آشوبها، از علما اذن گرفت تا باب اعدام شود. زیرا در اسلام، حکم فردی که خود را به دروغ مهدی موعود بخواند، قتل است. باب به همراه یکی از یارانش به نام محمدعلی زنوزی در تبریز تیرباران شد. و این واقعه در سال ۱۲۶۶ قمری مطابق ۱۸۵۰ میلادی رخ داد که باب در آن زمان، ۳۱ ساله بود.فیلم چریکۀ تارا، در واقع مرثیهای است بر مرگ کسانی که به حمایت از باب برخاسته و کشته شدهاند.ج. تعزیه یا مضحکه؟بهرام بیضایی در کتاب «نمایش در ایران» که در سال ۱۳۴۴ منتشر شده است، در یک فصل ۵۰ صفحهای، به تاریخ تعزیه پرداخته و جزئیات آن را شرح کرده است. اما عجیب اینجاست که او در فیلمش به وقت اجرای تعزیه، عملاً یک مضحکه اجرا میکند! از یک آدم عادی که از تعزیه چیزی نمیداند چنین خبطی قابل قبول نبود تا چه برسد به کسی که در این خصوص تحقیقات فراوان کرده و کتاب هم نوشته است. اما متأسفانه جناب فیلمساز قصد کرده تا مرثیۀ خود را در تقابل با تعزیه و عزاداریهای سالار شهیدان قرار دهد. لذا در فیلم میبینیم که مرد تاریخی با زره و کلاهخود، وقایع جنگ خود را شرح میدهد، وقایعی که شبیه آنها در کربلا نیز رخ داده است؛ جنگ چهل نفر در مقابل هزار نفر، تیر خوردن به وقت نماز، لگدمال شدن زیر سمّ ستوران، سرهای بریده بر نیزه و البته تشنگی سپاهیان در کنار دریا!نادرستی و عدم صداقت بیضایی این است که برای به اوج بردن مرثیۀ خود، سنت تعزیه را حقیر کرده و علاوه بر آن، به تمسخر مسلمانان پرداخته است. مثلاً در مجلس نخست دیده میشود که تعزیهگردانان به یک عروسک پارچهای که نمادی از دشمن است چوب میزنند و دشمنان نیز به وقت دستگیر شدن، دیگ بر سر میگذارند! در قسمتهای بعدی نیز آنچه اجرا میشود یک بازی بدون کلام و تصنعی است که اجرای آن از عهدۀ کودکان نیز برمیآید. به نظر میرسد که بهرام بیضایی شدیداً پرهیز داشته از اینکه مبادا برای سالار شهیدان و پیروان راستین او تبلیغ کند. اگر فیلمساز، لحظهای از تعزیۀ واقعی را در فیلمش اجرا میکرد در منطق فیلم او، اصلاً تارا نمیتوانست آن مجلس را ترک کند و به قلعۀ چهلتن برود و به روضههای مرد تاریخی گوش و دل بسپارد!در اینجا به ناچار برخی از مواردی که جناب بیضایی در کتاب «نمایش در ایران» دربارۀ تعزیه نوشته است نقل میکنیم:ـ تعزیه در آخرین نیمقرن دورۀ صفویه، تحول نهایی خود را طی کرد و به آن شکلی که میشناسیم در آمد (ص ۱۲۰).ـ به نقل از سرهنگ گاسپار دروویل Drouville (مشاهدات این فرانسوی در سال ۱۸۲۱ در حکومت فتحعلیشاه صورت گرفته و سفرنامهاش به سال ۱۸۲۸ در پاریس منتشر شده است) : تعزیه در فضای باز اجرا میشد و چهار هزار سیاهی لشکر داشت. مهمترین صحنۀ نمایش، روز دهم محرم بر صحنه میآید … امام حسین از تسلیم و بیعت سر باز میزند و با وجود همراهان معدود خویش، با شجاعت و شهامت به جنگ ادامه میدهد. من از دیدن این صحنۀ جاندار که چیزی از واقعیت کم نداشت به حیرت افتادم. حیرتم وقتی بیشتر شد که دیدم پس از پایان نمایش، از آن چهار هزار تن که بدون رعایت نظم و احتیاط به جان هم افتاده بودند، حتی یک تن نیز زخمی نشده است (صص. ۱۲۳ و ۱۲۴).ـ به نقل از اوژن فلاندن Flandin (مستشرق فرانسوی که این وقایع را سال ۱۸۴۹ میلادی در عصر محمد شاه، در تهران دیده است) : یک ملاّ پیش از هر نمایش، مردم را وعظ میکند و برای نمایش حزنانگیز بعد، آمادهشان میسازد … منظرهای که بیشتر مرا جلب کرد، جنگی بود که بین پیروان خاندان حسین ع و لشکر یزید اتفاق افتاد. این منظره چنان اثر میکرد که انسان به شک میافتاد نکند حقیقی باشد (صص. ۱۲۴ و ۱۲۵).ـ تعزیه، تنها نشان دهندۀ یک قصۀ مذهبی ساده نیست. محور اصلی این نمایشها، ماجرای تسلیم و زندگی در برابر پایداری و نابودی است. جنگ خیر و شرّ یا حق و ناحق، و ایستادگی به خاطر اعتقاد به عدالت آسمانی مطرح است. و قهرمانان نمایش، نابودی را بر زندگی در زیر سلطۀ غاصبان و جابران ترجیح میدهند (نمایش در ایران/ ص ۱۳۵).ـ انریکو چرولی، کتابی شامل فهرست ۱۰۵۵ تعزیهنامه را که در کتابخانۀ واتیکان موجود است را در سال ۱۹۶۱ در شهر رم منتشر کرده است (پاورقی ص ۱۳۵).ـ در زمان مظفرالدین شاه، فرستادگان مؤسسۀ فیلمبرداری پاته (pathé) در فرانسه، یک فیلم هفتاد متری مستند از مراسم عزاداری و نیز تعزیۀ تکیه دولت تهیه کردند، در حدود سال ۱۹۰۰ میلادی (ص ۱۵۱).