◾️ سخنان «خودمونی» نیچیروان بارزانی در تهران سخنان نیچیروان بارزانی در تهران را باید در چارچوب یک…
انتشار: 2026/07/09 16:37 UTC
◾️ سخنان «خودمونی» نیچیروان بارزانی در تهران سخنان نیچیروان بارزانی در تهران را باید در چارچوب یک راهبرد جدید برای تنوعبخشی به روابط منطقهای و شرکای امنیتی و بازسازی روابط با ایران تحلیل کرد، نه صرفاً بهعنوان تعارفاتی دیپلماتیک.صلاح الدین خدیو بیانات نیچیروان بارزانی، رئیس اقلیم کردستان، در تهران بازتاب گستردهای در رسانهها و شبکههای اجتماعی داشت. در فضای کُردزبان، شماری از کاربران از لحن بسیار صمیمی و فراتر از عرف دیپلماتیک او انتقاد کردند. البته در مناسبات دیپلماتیک، تعارفات اغراقآمیز، ابراز صمیمیت و ژستهای نمادین پدیدهای بیسابقه نیست؛ بهویژه هنگامی که میان دو طرف روابطی نزدیک و سطحی از همگرایی سیاسی وجود داشته باشد. اما روابط کنونی تهران و اربیل هنوز به چنین مرحلهای نرسیده است و همین موضوع، سخنان نیچیروان را به کانون توجه تبدیل کرد.با این حال، این رفتار را نمیتوان صرفاً به تعارفات دیپلماتیک تقلیل داد. عوامل متعددی در پس این رویکرد قرار دارد که باید آنها را در کنار یکدیگر دید.نخست آنکه نیچیروان بارزانی، بیش از آنکه یک رهبر حزبی با ادبیات تند باشد، چهره دیپلماتیک و نماد میانهروی حزب دمکرات کُردستان است. او طی سالهای گذشته کوشیده است روابط شخصی خود را با سیاستمداران ایرانی، عراقی، ترک، عرب و حتی برخی رهبران اروپایی حفظ و تقویت کند. این شبکه از روابط، یکی از مهمترین سرمایههای سیاسی او به شمار میرود. از این منظر، نیچیروان بیش از هر شخصیت دیگری در سیاست کردستان عراق، به جلال طالبانی شباهت دارد؛ رهبری که به داشتن روابط گسترده و صمیمی با رهبران سیاسی، روزنامهنگاران و نخبگان منطقه شهرت داشت.عامل دوم، پیشینه خانوادگی اوست. نیچیروان فرزند ادریس بارزانی است؛ یکی از چهرههای محوری جنبش کرد عراق در دهههای ۱۹۶۰ تا ۱۹۸۰ و رهبر مشترک حزب دمکرات در کنار مسعود بارزانی. ادریس، در مقایسه با مسعود بارزانی و جلال طالبانی، در دوران حکومت پهلوی و سپس جمهوری اسلامی، روابط نزدیکتر و کمتنشتری با تهران داشت. در آن دوران، این روابط بخشی از الزامات مبارزه با دولتهای وقت بغداد محسوب میشد و میراث آن هنوز در ذهن بسیاری از تصمیمگیران باقی مانده است.اما مهمترین عامل، تغییر تدریجی رویکرد حزب دمکرات کردستان نسبت به ایران است. طی دو تا سه سال گذشته، این حزب بهطور آشکار در پی ترمیم و تقویت روابط خود با تهران بوده و سفرهای مکرر نیچیروان بارزانی به ایران نیز مؤید همین سیاست است.پس از سقوط صدام و سپس تحولات موسوم به بهار عربی، عراق و سوریه به میدان رقابت قدرتهای منطقهای تبدیل شدند. در آن مقطع، حزب دمکرات کردستان برخلاف رقیب سنتی خود، اتحادیه میهنی کردستان، بیشتر به محور ترکیه و کشورهای عربی خلیج فارس نزدیک شد؛ در حالی که اتحادیه میهنی روابط نزدیکتری با ایران را حفظ کرد.اما تحولات سالهای اخیر، موازنههای منطقه را دگرگون کرده است. آشتی ایران و عربستان، کاهش تنش میان ترکیه و برخی کشورهای عربی و تغییر اولویتهای امنیتی منطقه، فضایی متفاوت ایجاد کرده است.در چنین شرایطی، نزدیکی به ایران برای حزب دمکرات دیگر صرفاً یک انتخاب سیاسی نیست، بلکه به ضرورتی راهبردی تبدیل شده است.پارتی دلایل عملی نیز برای این بازنگری دارد. ایران یکی از مهمترین همسایگان اقلیم کردستان و از شرکای اصلی تجاری آن است. افزون بر این، حملات موشکی و پهپادی ایران به اربیل طی سالهای گذشته نشان داد که معادلات امنیتی اقلیم را نمیتوان بدون در نظر گرفتن جایگاه تهران مدیریت کرد. همزمان، نفوذ گسترده ایران در ساختار سیاسی عراق و روابط نزدیک آن با بازیگران قدرتمند بغداد، واقعیتی است که اربیل ناگزیر از لحاظ کردن آن در محاسبات خود است.تجربه سالهای گذشته به رهبران حزب دمکرات آموخته است که اتکای بیش از حد به یک بازیگر خارجی، میتواند هزینههای سیاسی و امنیتی سنگینی به همراه داشته باشد.در همین حال، تغییر سیاست ترکیه نیز بر این روند تأثیر گذاشته است. پس از آغاز روند جدید گفتوگو با پ.ک.ک، آنکارا بهتدریج از سیاست تقابل با اتحادیه میهنی فاصله گرفته و در پی احیای روابط با سلیمانیه برآمده است. همچنین گزارشهایی درباره ایجاد گذرگاههای مرزی جدید میان عراق، سوریه و ترکیه، مستقل از اقلیم کردستان، منتشر شده که این تصور را تقویت میکند که ترکیه دیگر مانند گذشته، حزب دمکرات را تنها شریک راهبردی خود در عراق نمیداند.از این منظر، سخنان نیچیروان بارزانی در تهران را باید در چارچوب یک راهبرد جدید برای تنوعبخشی به روابط منطقهای و شرکای امنیتی و بازسازی روابط با ایران تحلیل کرد، نه صرفاً بهعنوان تعارفاتی دیپلماتیک.@MukrianNewsAgency

