:▫️ اینکه بتونی ساعتها با خیالِ راحت یک جایی شبیه به اینجا با صدای طبیعت بخوابی و استراحت کنی واقع…
انتشار: 2026/08/21 05:05 UTCدریافت: 2026/08/22 01:06 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 01:06 UTC
:▫️ اینکه بتونی ساعتها با خیالِ راحت یک جایی شبیه به اینجا با صدای طبیعت بخوابی و استراحت کنی واقعا یک جون به جونها اضافه میکنه ...:@Myworllllld
پستهای تلگرام — دنیای من ...
:▫️ عاشق▫️ علیرضا عصاریه طرف فتنه زیباییِ تویه طرف هم این دلِ بیهمه چیزمن به هم میریزم از غصه توبعد از این دیگه منو به هم نریزجای تو، تو قلبمه حال من با تو خوشه ترس از دست دادنت داره منو میکشه:@Myworllllld
:▫️ بیپروا▫️ آرمان گرشاسبیمرا عاشقی شیدا فارغ از دنیا، تو کردیمرا عاقبت رسوا مست و بیپروا تو کردیمنم اکنون چون خاک راهیغباری در شام سیاهیاگر مهری رخشد، اگر ماهی تابداگر هستی پاید، تو هستی:@Myworllllld
:شاید واقعا معلوم نباشه چند بار دیگه فرصت کنیم دور هم بنشینیم، غذا بخوریم و از بودن کنار هم لذت ببریم.چه خوب که گاهی غذا خوردن، فقط غذا خوردن نباشه؛بهانهای باشه برای با هم بودن، برای دیدن زیباییهای قدیمی و برای ساختن یک خاطره تازه ...▫️ آخرین آدینه گرم مرداد به دورهمی ...:@Myworllllld
: قدیما خونهها عطر داشتن …عطر هل، گلاب، زعفرون و مربایی که آروم روی چراغ قل میزد و بوی شیرینش همه خونه رو پر میکرد ...طبق تحقیقات علمی، انسانها وقتی دیدگاهی نوستالژیک و مثبت به گذشته داشته باشند، بیشتر احساس شادی میکنند.«نوستالژی» یا همان «دلتنگی همراه با لذت و حسرت به گذشته» هیجانی مشترک بین همه مردم جهان است.تحقیقات اخیر نشان میدهند حس نوستالژی باعث ایجاد احساسات مثبت، افزایش عزت نفس و احساس «دوست داشته شدن» میشود.به عبارتی دیگر، شادی درازمدت به توانایی ما در ایجاد یک روایت مثبت از زندگی خودمان بستگی دارد.📚 هنر خاطره سازی▫️ مایک وایکینگ :@Myworllllld
:جنگ به تو یاد میدهد که به دیدن خون عادت کنی، مجبور میشوی با آن کنار بیایی. از یک جایی به بعد (که خیلی هم زود اتفاق میافتد) میفهمی که آدمها کرور کرور میمیرند و جسدهایشان روی هم تلنبار میشود، و همه اینها در ذهنت تبدیل به اعدادی انتزاعی میشود. برای اینکه دوام بیاوری، سنگدل میشوی. فقط وقتی بر خود میلرزی که کسی را که کشته شده است میشناسی، چون برای درک واقعیتِ مرگ باید به آن هویت بخشید، با چهرهاش آشنا شد و آن را شخصی کرد. در غیر این صورت رنج میکشی اما رنجی مبهم و گنگ، انگار یک زره فلزی تنگ به تن کرده باشی!:یکی دیگر از دوستانم در زاگرب تصمیم گرفته دیگر رادیو گوش نکند، تلویزیون نبیند و روزنامه نخواند. خودش را از همه اطلاعات و اخبار دور کرده است. اول فکر کردم این کارش یک جور فرار کردن است، تصمیم گرفته جنگ را نادیده بگیرد، انگار اصلا ربطی به زندگی او ندارد. اما حالا میفهمم که این آخرین تلاشِ نومیدانه اوست برای اینکه بتواند آدمی عادی بماند، چون جنگ تا همین حالا هم زندگیاش را تباه کرده، و هیچ کاری هم از دستش برنمیآید.📚 بالکان اکسپرس▫️ اسلاونکا دراکولیچ:@Myworllllld

