✍ای که ستارهی راهنمای ما بودی… امشب زمین سرد است، اما یاد تو در دل من شعله میکشد. «چگونه امشب برا…
انتشار: 2026/07/10 16:45 UTC
✍ای که ستارهی راهنمای ما بودی… امشب زمین سرد است، اما یاد تو در دل من شعله میکشد. «چگونه امشب برایت نماز لیلةالدفن (وحشت) بخوانم؟ تویی که تمام عمرت، نمازِ شجاعت خواندی و ترس را در دلِ تاریکیها دفن کردی. تویی که خودت، آرامبخشِ دلهای ناآرام بودی، حالا منِ کوچک، با دستهایی که شاید هنوز بوی کتاب و مشق میدهند، میخواهم برای آرامشِ تو دعا کنم. عزیزِ ملت! وقتی به رکوع میروم، به یاد قامت استوارت میافتم که جز در برابر خدا خم نشد. وقتی سجده میکنم، به خاکی فکر میکنم که با خونِ پاک تو تطهیر شد. امشب در هر «اللهاکبر»، طنین صدای تو را میشنوم که ما را به ایستادگی میخواندی. من یک دانشآموزم، اما درسِ امشبم را از تقویمِ سرخ تو آموختم. نماز میخوانم تا بگویم: اگرچه جسمت در خاک است، اما راهت در سینهی من تپش دارد. این نماز، هدیهی کوچکی است از طرف سربازی که هنوز در اولِ راه است، به سرداری که به مقصد رسیده است. خدایا! امشب بر او آسان بگیر، که او عمری را برای راحتیِ مظلومان، بر خود سخت گرفت…» ✨🕯️#لیله_الدفن#دلنوشته #رهبر_شهید#باید_برخاست📡 #ناب_جهادی @nabjahadiii
