یک شبی مجنون نمازش را شکستبی وضو در کوچه ی لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش…
انتشار: 2026/06/28 20:55 UTC
یک شبی مجنون نمازش را شکستبی وضو در کوچه ی لیلا نشست عشق آن شب مست مستش کرده بود فارغ از جام الستش کرده بود سجده ای زد بر لب درگاه اوپر ز لیلا شد دل پر آه اوگفت یا رب از چه خوارم کرده ایبر صلیب عشق دارم کرده ایجام لیلا را به دستم داده ایوندر این بازی شکستم داده اینشتر عشقش به جانم می زنیدردم از لیلاست آنم می زنیخسته ام زین عشق، دل خونم مکن من که مجنونم تو مجنونم مکنمرد این بازیچه دیگر نیستم این تو و لیلای تو ... من نیستمگفت: ای دیوانه لیلایت منمدر رگ پیدا و پنهانت منمسال ها با جور لیلا ساختیمن کنارت بودم و نشناختیعشق لیلا در دلت انداختم صد قمار عشق یک جا باختم کردمت آواره ی صحرا نشدگفتم عاقل می شوی اما نشدسوختم در حسرت یک یا ربتغیر لیلا بر نیامد از لبت روز و شب او را صدا کردی ولیدیدم امشب با منی گفتم بلیمطمئن بودم به من سر می زنی در حریم خانه ام در می زنیحال این لیلا که خوارت کرده بوددرس عشقش بی قرارت کرده بودمرد راهش باش تا شاهت کنمصد چو لیلا کشته در راهت کنم❤