مسعود پزشکیان، مردی از جنس عشق و صدق"نه هر که سر بتراشد قلندری داند"و به قول سعدی، “به عمل کار بر آ…
انتشار: 2026/06/27 06:24 UTC
مسعود پزشکیان، مردی از جنس عشق و صدق"نه هر که سر بتراشد قلندری داند"و به قول سعدی، “به عمل کار بر آید به سخن دانی نیست".این فریاد دکتر پزشکیان است که “این گوی و این میدان! هر کس مدعی کار و تلاش است (نه فقط پیشنهاد بدهد)، بسم الله”.پزشکیان کسی است که:- در میان پاسداران و رزمندگان، هم پاسدار است و هم رزمنده و دولت او با تمام قدرت از رزمندگان جان بر کفی که در مقابل متجاوزانِ به وطن، محکم و استوار تا پای جان ایستادهاند، قاطعانه پشتیبانی میکند. - او با ۵ دوره نمایندگی مجلس، در میان نمایندگان پارلمان شاخص است و در مقابل نمایندگانِ چهار درصدی که میخواهند بر گردنش طناب دار انداخته و او را حلق آویز کنند، صبور و بیاعتناست.- در عرصهی علوم تجربی و پزشکی، از چهرههای مجرب و شناختهشدهی کشور است. پزشکیان جراح قلب است و قدر متخصصان خدوم را خوب میداند.- در عرصهی علوم و معارف اسلامی، از بینشی جامعالاطراف و حافظهای قوی برخوردار است. تسلط بر نهجالبلاغه با نگاه اعتقادی راسخ سبب شده تا متظاهران به شرع و ایدئولوژی، توان خردهگیری بر او را نداشته باشند.- در میان ولایتفروشان، ولایتمداریست معتقد و آگاه. او در ارتباط با حب دنیا، به مولایش علی (ع) اقتدا کرده است؛ لذا جیبش را دوخته و زبانش را گشوده است.-در عرصهی اجرا، او مافوق گروه و دسته عمل کرده است و با مخالفترین فردی که به صراحت میگفت: “من نمیگذارم تو رییسجمهور شوی”، صادقانه کنار میآید.- او از مردم است و در میان مردم.-او در میان مردم و در قالب دستههای سینه زنیِ ابا عبدالله(ع)، تیمهای ورزشی، گروههای جوانان، آیینهای افتتاحیه، درختکاری و مناسبتهای مختلف چنان ساده و بیتکلف رفتار میکند که مورد طنز فخرفروشانِ کوتهبین قرار میگیرد.آری؛تکلف گر نباشد خوش توان زیست/تعلق گر نباشد خوش توان مُرداو به خوبی فهمیده است که مقام ریاستجمهوری به ثمن بخس نمیارزد مگر حقی را احیا کند و باطلی را محو کند و با اقتدا به مولایش علی میگوید: “مرد دانا به جهان داشتن ارزانی نیست”. اما و هزار اما...از همه مهمتر مولفهای که ایشان را به روشنی متمایز کرده، عشق است و صدق. او هم عاشق است و هم صادق؛به جهان خرم از آنم که جهان خرم از اوست/عاشقم بر همه عالم که همه عالم از اوستآری! او که عاشق خدا و عاشق عالمیانِ اوست، البته که بر بندگانش به ویژه بر مردم محرومِ کشورش به طریق اولی، صادقانه عشق میورزد. او به درستی فریاد می زند که "من نمیتوانم به داد مردم نرسم و مسوول باشم. من نمیتوانم کُرکُری بخوانم ولی مردم در رنج و سختی زندگی کنند. باید مشکلات مردم را حل کنم”. او به درستی بر این باور است: “ما اگر پرچمدار مردمی بودن باشیم، هیچکدام از این جناحها و دستهها نمیتوانند بگویند که تو چپی یا راستی. من میگویم ظلم نکن، زور نگو، چرا زور میگویی؟ ما آمدهایم تا مشکل مردم را حل کنیم”.او صادق است که صدق و صفای شان سازنده و انرژی زاست.غیر نطق و غیر ایما و سجل/صد هزاران ترجمان خیزد ز دلانصاف باید داد که در شرایط حاضر کمتر کسی میتوان یافت که مجموعهای از چنین مولفههای مثبتی در او جمع شده باشد. پس اگر نمیتوانیم یاریاش دهیم، چه نیکوتر که او و دولتش را تخریب نکنیم و ساکت باشیم. البته ایشان در دوران کارزار انتخابات به صراحت اعلام کرد اگر بیاید، در حد توان و ظرفیت کار میکند وعدهای نمیدهد که از پسِ آن بر نیاید. او هیچگاه وعدهی حل تمامی مشکلات ریز و درشت کشور را نداد. کیست که نداند در این مملکت چه مشکلات عدیده و مزمنی در عرصهی اقتصاد و در مواجهه با تفکرات ارتجاعیِ مزاحم وجود دارد. راستی اگر انسانها در این دنیا به اندازه دانششان سخن میگفتند، چه دنیای ساکت، آرام و زیبایی داشتیم.علیاصغر اسفندیارپور۴/۴ /۱۴۰۵ شمسیمصادف با عاشورای حسینی ۱۴۴۸ قمری@naghdehall
