✅ اوتيسماجتماعیوظهورمازوخيسمدرادبيات✍ #جمال_بيگمنتشرشده در صفحه #باغ_ابریشم روزنامه #نقدحال ش…
انتشار: 2026/07/09 13:14 UTC
✅ اوتيسماجتماعیوظهورمازوخيسمدرادبيات✍ #جمال_بيگمنتشرشده در صفحه #باغ_ابریشم روزنامه #نقدحال شماره ۲۱۶۵ شنبه ۱۳ تیرماه ۱۴۰۵»اوتيسم اجتماعي« ضروتا يک اختلال ارتباطي يا کنارهگيري افراد از مناسبات جمعي نيست، بلکه ميتواند به منزله يک وضعيت معنايي در نظر گرفته شود که در آن شبکههاي توليد و گردش معنا دچار گسست، انزوا و خودارجاعي ميشوند. در چنين وضعيتي، زبان بهجاي آنکه در ميدان تعامل و همآفريني معنا حرکت کند در مدارهاي بسته و تکرارشونده گرفتار ميشود. فرد، گروه يا حتي يک جامعه به تدريج توان شنيدن صداهاي ديگر را از دست ميدهد و در زندان بازتابهاي خودساخته محصور ميگردد.در چارچوب فراگفتاريک، اين پديده را ميتوان نوعي فروپاشي در هم فرگشت معنا دانست. هنگامي که سامانههاي اجتماعي، فرهنگي و زباني ديگر قادر به تبادل زنده و خلاق با يکديگر نباشند، تکانگي معنا کاهش مييابد و جهان اجتماعي به مجموعهاي از مونولوگهاي پراکنده تبديل ميشود. هر گروه تنها روايت خود را ميشنود و هر فرد تنها پژواک باورهاي خويش را. در چنين فضايي، زمينه براي ظهور مازوخيسم اجتماعي فراهم ميشود. مازوخيسم اجتماعي در اينجا به معناي لذتبردن از رنج نيست، بلکه نوعي عادت به بازتوليد الگوهاي آسيبزاست. جامعه بارها در معرض تجربههاي ناکام، تحقيرهاي نمادين، شکستهاي فرهنگي يا بنبستهاي ارتباطي قرار ميگيرد، اما بهجاي بازآفريني معنا، همان چرخهها را تکرار ميکند. گويي رنج به بخشي از هويت جمعي تبديل شده است. از منظر مولفه فگورات در نظريه فراگفتاريک، اين وضعيت را ميتوان نوعي نحسي معنايي دانست. فگورات زماني شکل ميگيرد که نشانهها و روايتها بهجاي گشودن افقهاي تازه، حامل حس مداوم ناکامي و بي افقي شوند. در نتيجه جامعه نهتنها از رنج رهايي نمييابد، بلکه ناخودآگاه به بازتوليد آن کمک ميکند. در اين حالت، زبان نيز آلوده به واژگان ياس، خشم، تحقير و درماندگي ميشود و اين واژگان همچون ويروسهاي معنايي در شبکه اجتماعي تکثير ميگردند.فراگفتاريک راه برونرفت از اين چرخه را در احياي زيست بوم معنا جستجو ميکند. هرگاه امکان گفتوگو، چندصدايي، آشناييزدايي و بازآفريني معنا فراهم شود، سامانه اجتماعي از انزواي معنايي فاصله ميگيرد. در اين فرايند، زبان دوباره به موجودي زنده و خلاق بدل ميشود که ميتواند ميان تفاوتها پل بزند و انرژي تازهاي به گردش معنا وارد کند.بنابراين درمان اوتيسم اجتماعي و مازوخيسم اجتماعي در حذف تفاوتها نيست، بلکه در فعال کردن ظرفيت »هم فرگشتي معنا« و بازگشودن مسيرهاي تازه براي تعامل، تخيل و آفرينش جمعي نهفته است.@naghdehall
