✅ صنعتبدونتجارتبزرگنمیشود✍ یادداشت #مهدی_حيدرپور در شماره ۲۱۶۹ روزنامه #نقدحال اگرچه امروزه گ…
انتشار: 2026/07/11 06:30 UTC
✅ صنعتبدونتجارتبزرگنمیشود✍ یادداشت #مهدی_حيدرپور در شماره ۲۱۶۹ روزنامه #نقدحال اگرچه امروزه گسترش تجارت بهعنوان يکي از عوامل مهم زمينهساز رشد اقتصادي کشورها مورد توجه ويژه قرار گرفته و در صدر برنامه دولتها قرار دارد، اما چگونگي تاثير اين پديده بر بخشهاي ديگر کشور نيز ميبايست مورد توجه واقع شود. اشتغال بهويژه اشتغال بخش صنعت که بهعنوان موتور رشد و توسعه اقتصادي کشور همواره در بيشتر اسناد توسعه مورد توجه بوده است، يکي از بخشهايي است که با توجه به مشکل بيکاري در جامعه چگونگي تاثيرپذيري آن از تجارت از اهميت بهسزايي برخوردار است. اهميت تجارت و اشتغال بخش صنعت موجب شده تا بررسي تاثير تجارت بر سطح اشتغال صنايع توليدي ايران هدف اصلي اين ياداشت قرار گيرد. صنعتي که در يک بازار بسته و محدود فعاليت ميکند، ناگزير به سمت حداقلگرايي حرکت ميکند. وقتي مشتري فقط داخلي است، رقابت ضعيف است، استانداردها سختگيرانه نيست و بازخورد جهاني وجود ندارد. در چنين فضايي، انگيزهاي جدي براي نوآوري، کاهش هزينه، بهبود کيفيت و طراحي محصول باقي نميماند. اما به محض آنکه يک صنعت وارد ميدان تجارت بينالملل ميشود، قواعد بازي تغيير ميکند: قيمت، کيفيت، زمان تحويل، خدمات پس از فروش و برند اهميت پيدا ميکند و بنگاهها ناچار ميشوند خود را با استانداردهاي جهاني هماهنگ کنند. آنچه امروز ميان آمريکا، ايران و بازيگران خاورميانه در جريان است، بهتدريج در حال تبديل شدن به نقطه آغاز بازآرايي عميق در معماري تجارت جهاني و توازن قدرت اقتصادي جهان است؛ بازآرايياي که بهنظر ميرسد چين بيش از هر قدرت ديگري خود را براي آن آماده کرده است. نكته قابل تامل اينکه اقتصاد ايران با کمبود سرمايهگذاري و تجارت محدود در دنيا باعث بخشي از ناکاميهاي صنعتي ما شده. براي مثال، صنعت خودرو، قطعهسازي و حتي خدمات پس از فروش سالهاست که از ضعف مزمن در کيفيت، تنوع محصول، قيمت تمامشده و رضايت مشتري رنج ميبرند. اين ضعف را نميتوان صرفا به کمبود سرمايه يا فناوري نسبت داد؛ ريشه مهمتر آن، فقر تجارت و محدود بودن پيوند اين صنايع با بازارهاي منطقهاي و جهاني است. وقتي يک صنعت عمدتا براي بازار داخليِ محدود و نسبتا غيررقابتي توليد ميکند، طبيعي است که به استانداردهاي جهاني فکر نکند. قطعهسازياي که در زنجيره صادراتي حضور ندارد، انگيزهاي براي ارتقاي مستمر کيفيت و دريافت گواهيهاي بينالمللي ندارد. خدمات پس از فروشي که مشتري خارجي نميبيند، کمتر به بهرهوري، سرعت پاسخگويي و تجربه مشتري توجه ميکند. در چنين شرايطي، صنعت به جاي »يادگيري از بازار«، به »تکرار درونگرا« گرفتار ميشود. اگر هدف ما صنعتي رقابتپذير، صادراتمحور و پايدار است، بايد نگاه خود را از »حمايت صرف از توليد« به سمت »توسعه تجارت بهعنوان پيشران توليد« تغيير دهيم. اصلاح سياستهاي ارزي و گمرکي، ثبات در مقررات تجاري، تسهيل لجستيک، فعالسازي ديپلماسي اقتصادي و کاهش موانع حضور بنگاهها در بازارهاي خارجي، به اندازه سرمايهگذاري صنعتي اهميت دارد.@naghdehall
