🐞 كفشدوزك✅ تنديسیکهازمنتنديسساخت✍ #سحر_صفری در شماره ۲۱۹۷ روزنامه #نقدحال تقريبا ميشود گفت که يکسالي است از ماجراي برگزيده شدن بنده در جشنواره مطبوعات ميگذرد حالا بنا به هر دليلي به اختتاميه نرفتم و از نعمت آن لحظه که مجري حتما فرموده حالا بريم سراغ بخش طنز و نفرات را از رتبه سوم به اول قرائت کرده و از هيجان که کيلوکيلو قند در دلم آب ميشد محروم شدم. البته با خطر ديابتي که وجود دارد همان بهتر که نرفتم تا قندم بالا نرود و بهخاطر جشنواره مشکل قند و چربي هم بالا نياورم. خلاصه سر شما مخاطبان گرامي را از اين بيشتر به درد نياورم همان روزهاي اول که برگزيده شده بودم جايزه نقدي پنج شش تومني را به حسابم واريز کردند و در پلک به هم زدني آن هديه چنان خرج و خورده شد که انگار از اول آن مبلغ وجود نداشته اما هر روز وعده ارسال لوح تقدير و تنديس را به من ميدادند. بالاخره هديه نقدي را هم اگر تا امروز نگه ميداشتم فرقي به حال بنده نداشت در نهايت روزي خرج ميشد ولي آنچه از بچگي در مسابقات برايم اگر حائز رتبه ميشدم اهميت داشت ديدن اسمم روي لوحتقدير بود چون تنها مدرک زنده براي نشاندادن موفقيتم همان لوح تقدير بود. چند وقت يکبار به مسوول محترم جشنواره جهت ارسال لوح و تنديس پيام ميدادم و هميشه در جواب ميفرمودند در اولين فرصت ارسال ميکنيم از آن اولين فرصت تقريبا يک سالي ميگذرد و هنوز آن اولين فرصت پيش نيامده و اين اواخر هم وعده سر خرمن بود که به بنده داده ميشد غافل از اينکه درو انجام شده و تازه دولت هم بدهي گندمکاران را دارد پرداخت ميکند اينم از وعده سرخرمن، تا يک روز تصميم گرفتم با خود اداره مربوطه تماس بگيرم به جد موضوع تنديس و لوحم را پيگيري کنم که با تماس با هر شماره بنده را به واحد ديگري به صورت تلفني ارجاع ميدادند. بعد از گذشت حدود چهل تماس موفق و ناموفق شماره بزرگواري که مسوول مستقيم بود را به بنده دادند تا با ايشان هماهنگ کنم. از شدت خستگي چشمم شماره تلفن را درست نميديد و فقط ميدانم که شمارهاي گرفتم و بعد از سلام و عرض ادب موضوع لوح، جشنواره و دوندگيام را براي گرفتن آنها را براي چهل و يکمين بار براي عزيز پشت خط تعريف کردم و بعد از اتمام حرفهايم خانمي با تمام مهرباني جواب داد شما با کي تماس گرفتي؟ متوجه شدم مسوول مربوطه آقا بوده و اين بزرگوار پشت خط خانم است. خودش را معرفي کرد و گفت که در اورژانس اجتماعي کار ميکند و فکر کرد بنده دچار بحرانهاي روحي و رواني شدهام و به مشاوره نياز دارم و بعد از کلي راهنمايي از بنده خواست شمرده شمرده از اول ماجرا را تعريف کنم که هر چه ميگفتم اشتباه تماس گرفتم اصرار ميکرد که نه با جاي درستي تماس گرفتهاي و کار ما نجات شما آدمهايي است که ممکن است خدايي نکرده دچار مشکل باشيد و فکر کنيد کسي حقتان را خورده. عذرخواهي کردم و گفتم دوباره با ايشان تماس ميگيرم و گوشي را قطع کردم.بايد به مسوولان جشنواره بگويم تنديسي از تحمل و تلاش از بنده درست کنند و بگويند هدفشان از دير تحويل دادن تنديس و لوح، فقط و فقط بالابردن سطح صبر شرکتکنندگان و البته رواني جلوهدادن هم هست.@naghdehall