داستان زندگانی پادشاه سرافرازایران زمین نادرشاه افشار-قسمت-146هرکه بودازروسی وعثمانی وافغانیانکردبی…
انتشار: 2026/06/18 20:13 UTC
داستان زندگانی پادشاه سرافرازایران زمین نادرشاه افشار-قسمت-146هرکه بودازروسی وعثمانی وافغانیانکردبیرون ازوطن شمشیرنادردشمناننادر نیمی از سپاه را پیرامون بغداد گمارد و با سرعت بەسوی اربیل و موصل و کرکوک و سلیمانیه رفت و پس از جنگ هائی خونین و با تحمیل شکست های پی در پی به عثمانیان شهرهای یاد شده را آن چنان با سرعتی شگفت انگیز به تصرف درآورد که باعث وحشت سلطان عثمانی گردید. دربار عثمانی سراسیمه، محمد افندی را برای صلح و آشتی بەعنوان نماینده تام الاختیار خود به سوی نادر فرستاد و به احمد پاشا فرماندار بغداد نیز پیغام داد تا به هر طریقی که می تواند با وقت کشی منتظر نتایج مذاکرات محمد افندی و نادر بماند و محاصره بغداد را تحمل نماید.محمد افندی پیام سلطان عثمانی را به این مضمون به نادر رسانید که خلیفه عثمانی از شما خواسته که دست از برادرکشی و محاصره بغداد بردارید و راه صلح و آشتی را در پیش گیرید.نادر خنده ای کرد و گفت:" خنده آور است که سلطان شما ما را برادر خطاب می کند. ولی شیخ الاسلام شما ریختن خون ایرانیان را ثوابی بزرگ که مستحق بهشت است می داند."محمد افندی سخنان نادر را تائید کرد و گفت از شما خواهش می کنم. ابتدا فرمان آتش بس بدهید تا با مذاکره و صحبت های همه جانبه با مفتیان و علمای چهارگانه سنی مذهب (شافعی ، مالکی، حنفی و حنبلی) راهی پیدا کنیم تا هر دو ملت از این جنگهای خونین رهائی و خلاصی یابند.نادر پیشنهاد محمد افندی را پذیرفت و تا تعیین تکلیف مذاکرات از فرصت پیش آمده استفاده کرد و برای بار دوم برای زیارت بارگاه امام علی ابن ابیطالب(ع) بەسوی نجف حرکت کرد.در یک فرسنگی نجف، نادر از اسب پیاده شد و تا مرقد مطهر حضرت علی پیاده راه پیمود و پس از زیارت، علمای مذهب شیعه جعفری و دیگر علمای اهل تسنن را دعوت کرد تا با گرد هم آیی و مشورت راهی بیابند تا این مُعضَل همیشگی دنیای اسلام به طریقی حل و فصل شود، با نشست علمای هر دو طرف باز هم کشمکش بر سر حقانیت مذهب شیعه و اهل تسنن آغاز شد.پس از انجمن علمای شیعه و سنی و مشورت آنان با یکدیگر، نادر نامەای به امپراتوری عثمانی فرستاد. پیشنهاد و خواسته های خود را به شرح ذیل اعلام کرد:اول- شیعیان از دشنام به بزرگان اهل سنت اجتناب و دوری کنند و مذهب شیعه پنجمین مذهب رسمی فرقه های اسلام به شمار آید.دوم- شیعیان همانند چهار مذهب اهل تسنن در مکه برای خود جایگاه و رُکنی داشته باشند.سوم- اسرای جنگی هر دو کشور بدون پرداخت جان بهاء آزاد شوند.چهارم- هنگام حج همانند چهار مذهب دیگر، از سوی پادشاه ایران سرپرست و امیر الحاج رسمی تعیین شود و هم تراز امیرالحاج های ممالک مصر و شام و توران (آسیای میانه فعلی) و قفقاز و دیگر نقاط دنیای اسلام، محترم و رسمیت داشته باشند.محمد افندی ماموریت یافت درخواست های نادر را به استانبول برده و تسلیم سلطان عثمانی نماید.نادر به محمد افندی گوشزد و تاکید کرد در صورتی که امپراتور شما پاسخ مساعد ندهد و هر یک از درخواست های مرا نپذیرد مطمئن باشید، با سربازانم پیشروی خود را در خاک شما دنبال کرده و شخصاً به استانبول خواهم آمد و با شمشیر و تبرزین، حرفم را به کرسی خواهم نشانید.در کشاکش جنگ های نادر در عراق کنونی، در ایران شخصی بنام "سام" در باکو خود را از فرزندان شاه سلطان حسین صفوی نامید و مدعی تاج و تخت ایران شد و مردم را به شورش فرا خواند. پس از مدتی کار وی بالا گرفت و لزگی ها و داغستانی ها به حمایت از او پرداختند و مجدداً شورشی بزرگ و گسترده در قفقاز به راه افتاد که در نهایت با کوشش سردار فتحعلی خان افشار و سردار عاشورخان پاپالو، این شورش، پس از ریخته شدن خون سربازان و جوانان هر دو طرف نبرد، به پایان رسید.تارهیدمام وطن ازپیش دست اهرمنآفرین گفت ناجی خودنادرشمشیرزن

