سخن آن است که از جای درآرد دل راحدی آن است که دیوانه کند محمل راباده آن است که خشت از سر خم برداردع…
انتشار: 2026/06/21 04:35 UTC
سخن آن است که از جای درآرد دل راحدی آن است که دیوانه کند محمل راباده آن است که خشت از سر خم برداردعالم آن است که بیدار کند جاهل راسخن پوچ همان به که نیاید بر لبچه کمال از کف بیمغز بود ساحل را؟خانه زادست نشاط دل خونین جگرانمطرب از بال و پر خویش بود بسمل راگر شوی مرغ، همان بال ترا دام ره استتا سبکبار نسازی ز علایق دل رامحو دلجویی پروانه بود روی دلششمع دارد به زبان گرچه همه محفل رابیسخن، قابل تحسین نبود احسانشهر که محتاج به گفتار کند سایل راباغ را در گره غنچه نهان ساختهاندبا خبر باش که بر هم نزنی یک دل راعشق داغی است که مرهم نکند پنهانشچند بر چهره خورشید بمالی گل را؟نیست با اهل خرد سنگ ملامت را کارنقطه بر سر نگذارند خط باطل راصائب از خود بفشان گرد علایق زنهارکاین غباری است که پوشیده کند منزل را#صائب@naghmehayefaribaei

