گفتا تو از کجایی کآشفته مینماییگفتم منم غریبی از شهر آشناییگفتا سر چه داری کز سر خبر نداریگفتم بر…
انتشار: 2026/06/30 18:11 UTC
گفتا تو از کجایی کآشفته مینماییگفتم منم غریبی از شهر آشناییگفتا سر چه داری کز سر خبر نداریگفتم بر آستانت دارم سر گداییگفتا کدام مرغی کز این مقام خوانیگفتم که خوشنوایی از باغ بینواییگفتا ز قید هستی رو مست شو که رستیگفتم به مِیپرستی جُستم ز خود رهاییگفتا جوی نیرزی گر زهد و توبه ورزیگفتم که توبه کردم از زهد و پارساییگفتا به دلربایی ما را چگونه دیدیگفتم چو خرمنی گل در بزم دلرباییگفتا من آن ترنجم کاندر جهان نگنجمگفتم به از ترنجی لیکن بدست ناییگفتا چرا چو ذرّه با مهر عشق بازیگفتم از آن که هستم سرگشتهای هواییگفتا بگو که خواجو در چشم ما چه بیندگفتم حدیث مستان سرّی بود خدایی#خواجوی_کرمانی@naghmehayefaribaei

