تاجیکستان کشوری که فرهنگ پارسی را نگه داشته و به ایرانی بودن خود افتخار می کند.ساخت تندیس بزرگان تا…
انتشار: 2026/08/23 06:07 UTCدریافت: 2026/08/23 10:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/23 10:50 UTC
تاجیکستان کشوری که فرهنگ پارسی را نگه داشته و به ایرانی بودن خود افتخار می کند.ساخت تندیس بزرگان تاریخ ایران در تاحیکستان..پاینده باد ایران زیبای ما🙏@naghmehayefaribaei
پستهای تلگرام — نغمه های فریبایی
داستان کوتاه و زیبا از چخوف ---در یکی از روستاهای دورافتادهٔ روسیه، روستاییای را هنگام باز کردنِ پیچهای ریل قطار دستگیر کردند...بازرس:«میفهمی جانِ هزاران انسان را به خطر انداختهای؟ چرا آن پیچها را باز میکنی؟»روستایی:«فقط یک پیچ است ارباب... برای سنگین کردنِ قلابِ ماهیگیریام لازمش دارم. من که به کسی آسیب نمیزنم. تازه، همهٔ اهل روستا همین کار را میکنند؛ یک پیچ را باز میکنیم و بعدی را میگذاریم بماند. در درس فیزیک خواندهایم، بار تقسیم میشود و قطار واژگون نمیشود.»بازرس:«این دیوانگی است! یعنی دهدار این را نمیبیند؟»روستایی:«چطور نبیند؟ او حتی قفلهای پاسگاه و خانهٔ خودش را هم از همین پیچها ساخته. بالاخره مفت است دیگر...»بازرس:«خب، اگر حقوقتان را زیاد کنیم چه؟ دست از این دزدی برمیدارید؟»روستایی:«مسئله پول نیست ارباب، مسئله عادت است. اگر عدالت و اخلاق را در کودکیمان یادمان ندهید، بزرگ هم که بشویم، حتی اگر جیبمان پر از پول شود، باز هم به باز کردنِ آن پیچها ادامه میدهیم.»بازرس که از این حجمِ جهالت وحشتزده شده بود، برای نوشتنِ گزارش خود سوار قطاری شد که به مقصد پایتخت میرفت.همانطور که از پشت پنجره به بیرون چشم دوخته بود، زیر لب زمزمه کرد:«این فلاکت روزی به یک فاجعه ختم خواهد شد...»در همین لحظه، کودک خردسالی را کنار ریل دید که دو پیچ در دست داشت.کودک لبخندزنان دست تکان میداد.بازرس از سرِ وحشت و هراس فریاد کشید:«قطار را نگه دارید!»اما دیگر خیلی دیر شده بود. صدای مهیب و کرکنندهای از برخوردِ فلزات به گوش رسید.آن کودک نه فیزیک میدانست و نه قاعدهٔ «یکی درمیان باز کردن» را. او فقط همان کاری را کرده بود که از بزرگترها دیده بود؛ با این تفاوت که دو پیچِ کنار هم را با هم باز کرده بود.قطار واژگون شد.بذری که جهالت کاشته بود، در خاکی که با بیعدالتی آبیاری شده بود، به شکل فاجعهای عظیم درو شد.تقصیر کیست یا گناهکار کیست؟مجرم اصلی کیست؟«جامعهای که جهل را عادی میانگارد، نظامی که منفعت را بر اخلاق مقدم میداند، فرهنگِ "چیزی نمیشود" و تمام کسانی که در برابر نادرستی سکوت میکنند.»چراکه برخی جوامع یکباره فرو نمیریزند.نخست، پیچهایشان شل میشود.آنتوان چخوف@naghmehayefaribaei
دوستان براتون انرژی اوردم😍💃😍╭┈┈┈┈┈─
📚 #گلستان_سعدیاثر: شیخ اجل #سعدی#باب_دوم#در_اخلاق_درویشان#حکایت_22راوی : #فریباعطاریانثانیتنظیم و میکس : #باران حکایت ۲۲عابدی را حکایت کنند که شبی ده من طعام بخوردی و تا سحر ختمی در نماز بکردی.صاحبدلی شنید و گفت: اگر نیم نانی بخوردی و بخفتی بسیار از این فاضلتر بودی.اندرون از طعام خالی دارتا در او نور معرفت بینیتهی از حکمتی به علت آنکه پری از طعام تا بینی@naghmehayefaribaei@ketabkhaniye_telegram#Size: 3.0 MB#Length: 00:02:31.
بعضی آدمها «کَانَّهُم خُشُبٌ»...انگار چوباند...تا عصبانی می شوند، آتش میگیرند،و همه جا را دودآلود میکنند،همه جا را تیره و تار میکنند،اشک آدم را جاری می کنند.ولی بعضیها این طور نیستند؛ مثل عودند.وقتی یک حرف میزنی که ناراحت میشوند، و آتش میگیرند،بوی جوانمردی و انصاف میدهند ،و هرگز نامردی نمیکنند.@naghmehayefaribaei
💬 بهترین و بدترین غذاها برای ۷ بیماری رایج 1️⃣ میگرننخورید: کالباس، نوشابه گازدار، آووکادوبخورید: بادام، زغال اخته، آب2️⃣ درد مفاصل و کمرنخورید: نوشابه گازدار، گوشت قرمز، سیب زمینی سرخ کردهبخورید: ماهی قزل آلا، بادام، کلم3️⃣ خستگینخورید: فست فود، آب نبات، شیرینیبخورید: موز، آجیل، آب4️⃣ بیخوابینخورید: قهوه، الکل، کلوچهبخورید: ماهی قزل آلا، شیر، کیوی5️⃣ استرسنخورید: الکل، قهوه، نوشابه گازداربخورید: آووکادو، روغن زیتون، صدف6️⃣ نفخنخورید: لوبیا، شیر، نوشابه گازداربخورید: هندوانه، توت فرنگی، توفو7️⃣ سوزش سردلنخورید: غذاهای تند، پنیر، فست فودبخورید: بلغور جو دوسر، سیب زمینی، کلم بروکلی@naghmehayefaribaei
گفتا تو از کجایی کآشفته مینماییگفتم منم غریبی از شهر آشناییگفتا سر چه داری کز سر خبر نداریگفتم بر آستانت دارم سر گداییگفتا کدام مرغی کز این مقام خوانیگفتم که خوشنوایی از باغ بینواییگفتا ز قید هستی رو مست شو که رستیگفتم به مِیپرستی جُستم ز خود رهاییگفتا جوی نیرزی گر زهد و توبه ورزیگفتم که توبه کردم از زهد و پارساییگفتا به دلربایی ما را چگونه دیدیگفتم چو خرمنی گل در بزم دلرباییگفتا من آن ترنجم کاندر جهان نگنجمگفتم به از ترنجی لیکن بدست ناییگفتا چرا چو ذرّه با مهر عشق بازیگفتم از آن که هستم سرگشتهای هواییگفتا بگو که خواجو در چشم ما چه بیندگفتم حدیث مستان سرّی بود خدایی#خواجوی_کرمانی@naghmehayefaribaei