داستان " روزنه 'مقدمهخیلی از آدما یه جایی تو مسیر زندگی، به یک نقطهای میرسن که دیگه انتخابشون ا…
انتشار: 2026/06/27 17:37 UTCدریافت: 2026/08/15 03:31 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/15 03:31 UTC
داستان " روزنه 'مقدمهخیلی از آدما یه جایی تو مسیر زندگی، به یک نقطهای میرسن که دیگه انتخابشون اون جادهی صاف و مستقیم نیست. مسیرشون رو عوض میکنن و وارد یه راه جدید میشن؛ راهی که شاید همون نقطهی عطف زندگیشون باشه و کل سرنوشتشون رو تغییر بده. گاهی یک اتفاق ساده، یک تصمیم آنی، یک «بله» یا «نه» کوتاه، سرنوشت انسان را به راهی کاملاً متفاوت میکشونه...و زمانی که دیگه نه رویای بزرگی براشون مونده و نه آیندهی دوری که منتظرش باشن، ذهن با یه سؤال سخت درگیر میشه:«چی شد که به اینجا رسیدم؟»اون موقع ناخودآگاه برمیگردیم و دنبال همون نقطهی عطف میگردیم، همون جایی که مسیرمون عوض شد و از خودمون میپرسیم: در اون صورت زندگیم چطور میگذشت؟بعضیهامون وقتی به گذشته نگاه میکنیم، با یه لبخند از کنار خاطرهها رد میشیم، چون از انتخابهامون راضی هستیم. اما بعضیهامون با یه حسرت از خودمون میپرسیم: اشتباهم کجا بود؟ اگه اون روز یه مسیر دیگه رو انتخاب میکردم، الان کجا بودم؟ چه راهی رو اون موقع ندیدم که شاید میتونست امروزم را قشنگتر کنه؟عدهای با لبخندی از رضایت به گذشته نگاه میکنند و میگن: «راه درستی را انتخاب کردم.» اما عدهای دیگر با حسرت از خود میپرسند: «در آن نقطهی عطف چه باید میکردم تا به بیراهه کشیده نمیشدم؟»شاید پاسخ این باشه که انسان در هر مقطع، با دانستهها، احساسات و توان همان روزش تصمیم گرفته؛ و زندگی، مجموعهای از انتخابها و پیامدهای آنهاست.#ناهید_گلکار@nahid_golkar
