#رفیق❤️ #رفیق_قدیمی #رفیقِ #رفیق_جان #رفیق_فابریکاین عکس، یکی از عجیبترین تصاویر تاریخ دمشق است؛ ا…
انتشار: 2026/08/09 15:37 UTCدریافت: 2026/08/12 09:30 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/12 09:30 UTC
#رفیق❤️ #رفیق_قدیمی #رفیقِ #رفیق_جان #رفیق_فابریکاین عکس، یکی از عجیبترین تصاویر تاریخ دمشق است؛ اما پشت آن، داستانی عجیبتر وجود دارد...میگویند «سمیر» مردی مسیحی بود که نمیتوانست راه برود و «محمد» مسلمانی نابینا بود.سمیر چشمهای محمد بود و محمد پاهای سمیر؛یکی مسیر را میدید و دیگری او را به مقصد میرساند.آن دو که گفته میشود یتیم بودند، با هم زندگی میکردند و به یکدیگر وابسته بودند؛ سمیر برای مردم داستان میگفت و محمد در همان حوالی شیرینی میفروخت.اما روزی محمد به اتاقشان برگشت و فهمید سمیر دیگر زنده نیست...میگویند هفت روز برای دوستش گریه کرد.وقتی از او پرسیدند چطور توانستید با وجود تفاوت دینتان اینقدر به هم نزدیک باشید، فقط به قلبش اشاره کرد و گفت:«اینجا... ما با هم یکی بودیم.»روایتی که شاید همه جزئیاتش قابل اثبات نباشد، اما این عکس هنوز یک پیام روشن دارد:گاهی انسانها چیزی فراتر از تفاوتهایشان پیدا میکنند؛ همدیگر.@donyaye_ajayeb
