سرگذشت فلافل پرده اول: دهه شصتبچه که بودیم نمی‌دانستیم این گلوله‌های تیره رنگ چه مزه‌ای دارد. اصرار ما برای خرید این ساندویچ هم تاثیری نداشت و والدین حاضر نبودند ساندویچ فلافل برای ما بخرند. بعدها که بزرگ شدیم فهمیدیم‌ مشتریان اصلی این ساندویچ، سربازان و شاگرد کارگرهای کم درآمد بودند و به‌همین دلیل والدین خجالت می‌کشیدند این ساندویچ ارزان قیمت را سفارش دهند.پرده دوم: دهه هشتاددر این دهه فلافل مردمی و فراگیر شده بود. در هر محله و خیابانی تابلوی فلافلی‌ آبادان و خوزستان و لبنان و شعبه دوم و سوم و چهارم و پرکن و ببر و هفت عدد فلافل شش هزار تومان دیده می‌شد. اکثر دانش‌آموزان و جوانان با پول تو جیبی روزانه و بسیاری از خانواده‌ها به عنوان عصرانه می‌توانستند فلافل بخورند. اگر بخواهیم تاریخ را با غذا بازخوانی کنیم بدون شک این دهه عصر فلافل است. پرده سوم: دهه نوددر اواخر دهه نود، قیمت فلافل مرز چهل هزار تومان را رد کرده بود. حالا دیگه هرکسی شهامت خریدن فلافل را نداشت؛ درست مانند ده شصت اما این‌بار نه به دلیل ارزان بودن بلکه بخاطر گران شدن. مشتریان با بادی در گلو وارد فلافل فروشی شده و سفارش فلافل می‌دادند و با غرور و افتخار سفارش خود را گرفته و خارج می‌شدند. از قدیم گفته‌اند: دارندگی و برازندگی!! پرده سوم: سال ۱۴۰۵فلافل شده یکصد و هشتاد هزار تومان!! دل شیر میخواد بری فلافل فروشی و برای چهار عضو خانواده سفارش چارتا فلافل و یه نوشابه خانواده بدی و یک میلیون تومان پیاده بشی. در این سال چه می‌توان گفت؟ فقط می‌توان گفت: "خداحافظ فلافل، خداحافظ" ✍ دکتر نظام بهرامی‌کمیل@namnavari