🔴بازنگری در اولویتهای ورزشی: از جنجال قهرمانی تا بهداشت همگانی🔻در حالی که سیاستگذاری ورزشی در ایر…
انتشار: 2026/08/20 10:08 UTCدریافت: 2026/08/20 13:50 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/20 13:50 UTC
🔴بازنگری در اولویتهای ورزشی: از جنجال قهرمانی تا بهداشت همگانی🔻در حالی که سیاستگذاری ورزشی در ایران معطوف به رشتههای پرهزینه و بعضاً نمادین نظیر فوتبال شده، شواهد آماری و پزشکی نشان میدهد که نادیده گرفتن ورزش همگانی، به بحرانی خاموش در سلامت عمومی انجامیده است. این یادداشت، با استناد به تجارب کشورهای توسعهیافته و دادههای داخلی، بر ضرورت «تغییر پارادایم» از سوی نهادهای متولی تأکید دارد.🔸 ۱. نقد رویکرد کنونی: اتلاف منابع در برابر دستاوردهای نمادینسیاست فعلی در حوزه ورزش را بهسختی میتوان «توسعهمحور» خواند، چهرسد به «سلامتمحور». تخصیص بودجههای نجومی به مربیان خارجی با عملکردی نهچندان درخشان در باشگاهها و تیمهای ملی، نهتنها به ارتقای پایدار ورزش منجر نشده، بلکه در مواردی، عملکردهای فنی و مدیریتی (که از حیث اخلاق حرفهای نیز قابل تأمل است) سبب خدشهدار شدن اعتبار بینالمللی ورزش کشور گردیده است. بهعبارتی، ما هزینهای فاحش میپردازیم تا «برند»ی فاقد پشتوانهٔ مردمی و بنیادی بسازیم.🔸۲. قیاس با الگوهای موفق: تجربهٔ کانادا و کشورهای پیشرودر کشورهای توسعهیافته نظیر کانادا، رویکرد «همگانیسازی ورزش» نهیک شعار که یک اصل راهبردی در نظام سلامت است. در آنجا، سیستم ورزشی فدرال بیش از آنکه بهدنبال افتخارات زودگذر و مقطعی باشد، به دنبال افزایش «میانگین سن سالمندی» و کاهش هزینههای درمانی از طریق توانبخشی حرکتی است. این نگاه، ضمن کاهش تصاعدی نرخ بیماریهای غیرواگیر (از سرطان تا اختلالات اسکلتی-عضلانی)، بار مالی نظام درمان را تا ۴۰ درصد کاهش داده است. متأسفانه در ایران، ساختار فدراسیونها با انبوهی از نیروهای مازاد اداری و مصارف غیرشفاف، نهتنها «کارآمد» نیست که خود به معضلی بودجهبر بدل شده است.🔸 ۳. معضل آماری: پیری زودهنگام و هزینههای درمانی فزایندهدادههای بالینی در ایران نشان میدهد که متوسط سن «زمینگیری و وابستگی حرکتی» در جمعیت سالمند، بهطور میانگین میان ۶۵ تا ۷۰ سال است؛ درحالیکه در جوامع با سطح بالای تحرک عمومی، این آستانه به ۸۵ تا ۹۰ سال ارتقاء مییابد. این یعنی فقر حرکتی، عمر مفید اجتماعی را نزدیک به دو دهه کاهش میدهد. صرفنظر از رنج فردی، این پدیده بار مضاعفی بر دوش خانوادهها و نظام بیمهای کشور تحمیل میکند که قابلچشمپوشی نیست.🔸۴. آسیبشناسی توزیع منابع: فرصتهای ازدسترفتهاگر هزینۀ سالیانۀ قراردادهای کلان مربیان خارجی (که اغلب با کارنامهای نه چندان پایدار همراه است) بازتوزیع میشد، چه بسا میتوانستیم سالانه برای هر ایرانیِ دارای پوشش بیمهای، یک بستۀ استاندارد تجهیزات حرکتی (شامل دو دست لباس ورزشی و کفش طبی-ورزشی) تأمین کنیم. این اقدام، در کنار ارتقای عدالت ورزشی، میتوانست بهعنوان مهمترین محرک توسعۀ ورزش پایه عمل کند.۵. نقشآفرینی نهادهای فرهنگی و شهری- رسانۀ ملی (صداوسیما): بهجای پخش زندهی حاشیههای پُرفروش، میتواند با تولید برنامههای آموزشیِ رایگان و کاربردی (مربوط به اصلاح الگوی حرکتی، پیشگیری از کمردرد و گردندرد و تمرینات نشسته برای کارمندان)، سهم مؤثری در سواد حرکتی آحاد جامعه ایفا کند.🔸- شهرداریها: ارتقای کمی و کیفی پارکهای سلامت، ایجاد مسیرهای دوچرخهسواری امن و نصب تجهیزات مدرن ورزشی در نقاط پرتردد، نه یک کار تشریفاتی که یک تکلیف قانونی و توسعۀ زیرساختی است که تاکنون به حاشیه رانده شده است.نتیجهگیری و مطالبه: 🔶وقت آن رسیده که متولیان ورزش و سلامت، از حباب «قهرمانپروریِ نمایشی» خارج شوند. سرمایهگذاری در بدنهی جامعه، یعنی افزایش سرمایۀ اجتماعی و کاهش هزینههای درمانی. عقل سلیم حکم میکند که اگر نمیتوانیم قهرمان بسازیم، دستکم به فکر «جامعهای سرپا و سرزنده» باشیم که نیازی به قهرمانیِ وابسته ندارد. این، نه یک توصیۀ اخلاقی، که یک ضرورت محاسباتیِ اقتصادی-پزشکی است.وحید نجف پور🆔@namehgonabadدر روبیکا هم با ما همراه باشید 👇🌐 rubika.ir/namehgonabad1

