✍امروز، کنار تیغه، قمقمهای سرد یافتم؛ آخرین جرعهای که شاید تشنگیِ کوهنوردی را سالها پیش در دل سن…
انتشار: 2026/08/04 08:29 UTCدریافت: 2026/08/08 11:20 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/08 11:20 UTC
✍امروز، کنار تیغه، قمقمهای سرد یافتم؛ آخرین جرعهای که شاید تشنگیِ کوهنوردی را سالها پیش در دل سنگها به یادگار گذاشته بود.اندکی آنسوتر، دستهایی را دیدم که روزگاری سودای لمس دیواره را در سر داشتند؛ دستهایی که هنوز ردِ اراده بر سنگها را میشد در سکوتشان خواند.ردِ قدمهایی نیز مانده بود؛ گامهایی که تنها به سوی قله نمیرفتند، بلکه در جستوجوی راهی برای عبور از تنگناهای زندگی بودند.و آنسوتر، میان چینخوردگی صخرهها، خاطرههایی خفته بودند؛ صعودهایی که فراموش شدهاند، اما کوه هنوز آنها را از بر دارد.کوهستان، موزهای از اشیای گمشده نیست؛ آرشیو رؤیاهای ناتمام انسانهاست. هر آنچه بر جای میماند، نه یک قمقمه، نه ردِ یک دست و نه اثری از یک گام؛ بلکه روایتی است از انسانهایی که روزی دل به ارتفاع سپردند و بخشی از وجودشان را برای همیشه به کوه بخشیدند.t.me/Nangaparbatboroujerd




