📘تقلیل استعاره به کالبد: گسست الهیاتیِ قرآن از سنتهای پیشین و پیامدهای تمدنی آن(۳۲)✍🏻 #حسین_میرصلا…
انتشار: 2026/06/23 19:30 UTC
📘تقلیل استعاره به کالبد: گسست الهیاتیِ قرآن از سنتهای پیشین و پیامدهای تمدنی آن(۳۲)✍🏻 #حسین_میرصلاح⚖️ فرجام سخن: الله در قامتِ شارلیابدو؟ نهیلیسم و فروکاستگرایی قرآنی در ترازوی تفکر شاعرانه و راز (۲/۴)🌱 در برابر این نهیلیسم قرآنی که امر مِتافیزیکی را به زنجیرههای زمینی میکشد، هایدگر از «تفکری مأخوذ به راز» سخن میگوید که به جای «هجو، ابطال یا سادهسازی کاریکاتوریِ» امر نامتناهی، به آن تقرب میجوید و در آستانهٔ آن «سکنی» میگزیند.🌱 تفکر شاعرانه، راز را به مثابهٔ یک مسئلهٔ منطقی یا یک شجرهنامهٔ بیولوژیک نمیبیند که نیاز به حل کردن یا نفی کردن داشته باشد؛ بلکه به امر قدسی اجازه میدهد تا در همان «ابهام، پردهنشینی و تجلیِ اسرارآمیز خویش» باقی بماند.🔺در این تقابل بنیادین، رویکرد الهیاتی قرآن با محاکمهٔ مادیِ استعارهها، ساحت «راز» (Das Geheimnis) را به کل ویران کرده و افق گشودهٔ هستی را به یک قفس تنگ و بوروکراتیک بدل میسازد، در حالی که تفکر شاعرانه، «پاسداری از همین رازِ گریزپا و فروکاستناپذیر» را تنها راه رهایی انسان از «انحطاط، پوچانگاری و سقوط به چنگال نظم مکانیکی جهان» میداند.⚖️ تمایز بنیادین: هجو بشری در برابر مدعای علم مطلقدر اینجا باید یک مرزبندی و تمایز معرفتشناختیِ بسیار حیاتی را روشن کرد. اگر نشریهای مانند شارلی ابدو یا نویسندهٔ یک مقالهٔ انتقادی، در بخشی از متن خود از طنز و هجو استفاده کند و جنبههای متناقض یا تحتاللفظی استدلالهای قرآن را با زبانی عامیانه به نقد بکشد، عملی کاملاً متفاوت و دگرگونه رقم زدهاست. 🔺طنزنویس یا منتقد دین، هرگز مدعی «اتصال به «علم مطلق، حکمت بالغه، کمال اخلاقی -در حد اسوگی بشریت- و هدایت ابدی بشریت» نیست؛ او در قامت یک انسانِ محدود، با ابزار نقد و هجو به جنگ با دگمها میرود تا افقگشایی کند. 🔺اما شگفت آنکه در این قیاس، حتی بسیاری از منتقدانِ اینستاگرامی اسلام، در رعایتِ انصاف و وفاداری به فحوای کلام و نقدِ مستند و همدلانه، به مراتب اخلاقیتر و متنمحورتر از متنی عمل میکنند که خود را سنجهٔ مطلقِ هدایتِ بشری تا قیامت میپندارد.🔺اما فاجعه بزرگ و دایلمای اخلاقی زمانی رخ میدهد که متنی با بالاترین ادعاهای لاهوتی، خود را کلامِ خالق مطلق کیهان معرفی کند، اما در ساحت استدلال، در حتی یک مورد (چه رسد به موارد متعدد موجود در قرآنی) برای از میدان به در کردن رقیب، به همین روشهای کاریکاتوری، مغالطهآمیز و فرومایه تن بدهد. سقوط معرفتی اینجاست: آگاهی مطلقی که توانِ فهم یا اراده برای بازنمایی منصفانهٔ اندیشهٔ مخلوقاتش را ندارد و برای کسب یک پیروزی آسان قبیلهای، به تحریف و ساخت پهلوانپنبه پناه میبرد.🩸 انسداد گفتگو و تبارشناسی خشونت تاریخی🔻این کاریکاتورنگاری الهیاتی، پیامدهای هولناکی در طول تاریخ به بار آورده است. مولفان قرآن با مسخ کردن و تحریف ساختاریِ باورهای سنن همسایه (مانند مسیحیت، یهودیت و چندخدایی باستان)، عملاً هرگونه امکان برای گفتگوی بینالادیانی، تفاهم معرفتی و زیست مسالمتآمیز بر پایه درک متقابل را در نطفه خفه کردند. پیروان این متن، به جای مواجهۀ راستین با رقبای فکریِ واقعی و سیستمهای پیچیدۀ فلسفی - الهیاتی - اسطورهای آنها، همواره با ماکتهای دستساز، مضحک و کاریکاتوری روبرو شدند که مولفانِ قرآن، بهدروغ از زبانِ خدا بهمثابه «داور نهایی و عقل کل» برایشان ترسیم کرده بودهاند.🔻این امر نه تنها مانع از رشد فکری، پویایی ذهنی و تعالی معنوی مخاطبان و پیروانِ قرآن شد، بلکه آنها را در یک حصارِ جزمگرایانه و پیشفرضِ خودبرتربینانه منجمد ساخت. این انسداد عقیدتی و ناتوانی در رواداریِ دیگریِ واقعی، زمینهساز گسترش خشونتی بیحدوحصر، فتوحات خونین و سرکوب دگراندیشان در طول یک تاریخ بلند گردید؛ چرا که وقتی دیگری را از زبان خودِ خدا بهمثابه خرد و مهر و حکمت مطلق، در همان ابتدا در ساحت زبان به یک کاریکاتور سخیف و مستحق تمسخر تقلیل دادید، تیغ کشیدن بر روی او و حذف فیزیکیاش در واقعیت زمینی بسیار آسانتر خواهد شد.(ادامه دارد)➖➖➖🌾 @Naqdagin