.🔴 زمین ، رمز امانت الهی چهار جانشینی خدا و زمینزی بودن آدمی چیست و چهاست ؟ همهٔ انسان و انسان، هم…
انتشار: 2026/06/19 05:13 UTCدریافت: 2026/08/01 00:10 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/01 00:10 UTC
.🔴 زمین ، رمز امانت الهی چهار جانشینی خدا و زمینزی بودن آدمی چیست و چهاست ؟ همهٔ انسان و انسان، همه همین زمینزی بودن است و درست از همین نقطه ، قصهٔ آزادی انسان آغاز میگردد . چگونه ؟ گیسوی این قصه نیز بلند و پر شکنج است . به تناسب ظرف این یادداشت ، فقط دو نکته میگویم : الف . زمینزی بودن آدمی این است که بر چیزی جز زمین خدا زندگی نکند . شاید کسی بگوید که آدمیزادگان همه بر زمین زیست میکنند اما چنین نیست . چرا که یکی از ترفندهای شیطان و عملهٔ انساننمای او «شبیهسازی» است . هزاران شبه زمین برای آدمیان ساختهاند و آنان را با همانندهای زمینزیستی به دام انداختهاند . زمین زیر پای انسان است و پای او نشانهٔ عزم و اراده و انتخاب و پویائی است . آنجا که به هر شکل و با هر اسم و نام و حیلهای ، عزم و انتخاب و پویائی آدمی از او سلب شود و او به زیستن در «جهانلانه» انس گیرد و معتاد شود ، دیگر انسانِ «زمینزی» نیست . تفاوتی ندارد که آن شکل و اسم چه باشد ؛ هرچه باشد عامل مسخ انسان است حتی اگر اسم و شکل خدا و دین و دانش و کتاب و فلسفه و هنر باشد . انسانی که زمینزی نیست و بر بسیط زمین زندگی نمیکند ، انسان مسخ شده و به دامافتاده است و دیگر فرق نمیکند که بر کدامین بساط و بر چه چیز زندگی کند ؛ بر بالای ستونهای لغزانی از کتابهای مزین یا آراء و اقوال مطنطن یا افکار و اندیشههای رنگارنگ و ملون ؛ بر کوهی از کلمات دستمالیشده و از کارافتاده ؛ بر تلی از توهمات و رؤیافروشیهای هیجانانگیز و پرآبوتاب ؛ بر تپهای از شعارها و تبلیغات و تحریفات و هیاهو ؛ و یا بر هر چیز دیگر . انسانی که «زمینزی» نیست ، «هوازی» است و انسان هوازی ، بازیچه و ملعبه است ؛ بازیچهٔ باد و توفان ؛ بازیچهٔ دست بازیگران ؛ بازیگران عرصههای مختلف ؛ از دین و دانش و فکر و فلسفه و فرهنگ و هنر بگیر تا سیاست و اقتصاد و تجارت و بازار و غیره . الحال بد نیست اگر اندکی از این کلیات ، فاصله بگیریم و پای بر زمین واقعیتها نهیم و یکی دو مصداق از زندگی هوازی را بنگریم : یک . یکی از مصادیق بارز انسان هوازی ، ما مردم ایرانیم در سال ۵۷ . آنروزها اکثر مردم این سرزمین تاریخآفرین و شگفتانگیز ، بسیط زمین را از یاد بردند و به دست فراموشی سپردند و در بساط معرکهگیران و بازیگران به دام افتادند . آنروزها مردم ایران هوازی و هوائی شده بودند . نه بر زمین که بر ستونهای نامتعادل و لغزانی از کتابهای سیاه و سفید ، اندیشههای چپ ، رؤیافروشیهای کاذب ، توهمات اذهان مالیخولیائی ، و سخنرانیها و حرافیهای بیسروته ، زندگی میکردند . در هوا . بر هوا . به مرور و رفتهرفته دریافتیم که نخست چه کلاه گشادی سرمان رفته و پس از آن چه توفان سهمگینی کلاهمان را برده است . آنک عزم بازگشت کردیم ؛ به زمین ؛ زیست زمینی و زمینزیستی . پس از آن ، حرکت مردم به سمت بازگشت و فرود آمدن در زمین واقعیتها و واقعیت زمین زندگی آغاز شد و در دیماه خونین به اوج رسید . این مردم شریف و نازنین برای بازگشت به زمین و برای رسیدن به آزادی ، بهائی بسیار سنگین پرداختند اما راه بازگشت را هموار ساختند .نصرالله حکمت جمعه چهارم محرمالحرام سال ۱۴۴۸۲۹ خرداد ۱۴۰۵@nasrollahhekmat
