مشاهدات عمومی نمایه؛ این اعداد توسط مالک کانال ارائه نشدهاند.
مشاهده تازه · اطمینان پایین · 37 نمونه پست · پوشش داده: 2026/08/20 تا 2026/08/23
دسترسی برابر است با میانه بازدید پستهای منتشرشده در ۳۰ روز گذشته تقسیم بر آخرین تعداد مشاهدهشده اعضا. خط تیره یعنی داده تاریخی کافی نیست. channel-v1
هنوز مشاهدهٔ کافی برای امتیازدهی به این کانال وجود ندارد. هر امتیاز دستکم به ۱۴ روز پوشش و ۵ پست مشاهدهشده نیاز دارد؛ کمتر از آن حدس است، نه اندازهگیری.
هفت روز اخیر
ویرایش و حذف پست از داده تجمیعی فعلی در دسترس نیست؛ بنابراین بهجای صفر، ناموجود نمایش داده میشود. · بازه 2026-08-18 تا 2026-08-24
بحث تلاش که جداس، اما از زور زدن بدم میاد.
راستشو بخوای هیچ دوره از این سن و سال آزگار انقدر شکننده نبودم.
شاید فردا خوب بشه این جای زخم قدیمی من.
میدونستم خیلی خیلی خیلی سخته. ولی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی سخت شد.
امروز بر سر مودی بودن یا دو قطبی بودنم بحث بود بین علما.
شهریور زنگ زد الان، گفت بیست دیقه اینا دیگه میرسه. پلیس راهه.
ویدئو مسیجهای با گریه وقتی نور روصورتت خوبه چه ژانر جالبیان. خوشم اومد.
من همهی تلاشمو کردم ایرج.احساس میکنم دیگه باید برم.
دلم فوران احساسی میخواد.
من اینطوریم که، رفتار آدما، جزئیات، کوچیکترین چیزا عصبی و ناراحتم میکنه و این عصبانیت و ناراحتی رو میریزم تو خودم میریزم تو خودم و یهو میزنم زیر میز ول میکنم میرم.
میگه قبل رسیدن به پذیرش هم خشم داری هم غم.ولی وقتی قبولش کنی خشمت میره و فقط غم میمونه.
اینکه خودت داری اینو میگی لزومی نداره که واقعیت داشته باشه.
انگار هر رؤیایی که میبافم، قبل از اینکه به دنیا بیاد، ازم یک تیکه زندگی قرض میگیره.
از این گربه dshها خیلی خوشم میاد، یه جور معمولیای نازن، مثل خودم.
آدم گاهی از خود قبلیاش عبور میکند، در حالیکه هنوز به آدم تازهای که دارد میشود، عادت نکرده است. و این حسی عجیب دارد. انگار که در زندگی خودت، مهمان شده باشی.
راستش نجاتدهنده پوله، رفتن از اینجاست، زندگی کردن در جاییه که دوستش دارم، آرامشه، بودن کنار آدمیه که باهاش احساس تنهایی نکنم.
آدم خیلی عجیبه، هر قسمت از زندگی خودشو که نگاه میکنه، میبینه برای چیزی به خودش سخت گرفته.
دلم یه مستی میخواد اسم خودمم یادم نیاد.
گاهی وقتا حس میکنم تمام طلبمو از این دنیا گرفتم و تازه بدهکارش هم هستم از بس خوبه و خوبم. گاهی وقتهای دیگه اونقدر طلبکارم که با هیچ وعدهای نمیتونم رضایت بدم. بم بگن نظرت راجعبه زندگی چیه همینو عرض میکنم.
اینطوریام نیست. حالا ما عصبانیایمیه چیزی میگیم.
این پستم خیلییییییییی قشنگه. خیلی.
از هیچکدوم از قطع ارتباطایی که کردم ناراضی نیستم؛ همشون بهجا، درست و سنجیده بودن.
اونقدری صبر میکنم، اونقدری خودمو قانع میکنم تا روزی برسه که خوشم نیاد حتی به حرفات گوش بدم.
خبببب پس، بین دوتا ماهگرفتگی میلولیم و برا همینه که همه چی معلق به نظر میرسه. خیالم راحت شد.
دیروز بم گفت چرا گریه میکنی؟ گفتم چون وقتی گریه میکنم خوشگلترم.
عاشق وقتهایی ام که آدما میگن وقت ندارم، انقد کار دارم، انقد درس دارم، چه میدونم انقد ورزش دارم یا انقد کتاب و فیلم دارم که اصن نمیرسم به هیچی. یعنی ببین. عاشق سرشلوغی آدمام.
خوبم ولی سلام نمیرسونم.
گور باباشون بابا. بچسب به زندگی خودت.
توی دفترم چندین و چند روز پیش نوشته بودم دلم میخواد انقدر اشک بریزم که اشکهام هرچی که اذیتم میکنه رو بشوره پاک کنه.