🧷ای شب از رویای تو رنگین شدهسینه از عطر توام سنگین شدهای به روی چشم من گسترده خویششادیم بخشیده…
انتشار: 2026/06/27 19:33 UTC
🧷ای شب از رویای تو رنگین شدهسینه از عطر توام سنگین شدهای به روی چشم من گسترده خویششادیم بخشیده از اندوه بیشهمچو بارانی که شوید جسم خاکهستیم زآلودگی ها کرده پاکای تپش های تن سوزان منآتشی در سایهء مژگان منای ز گندمزارها سرشارترای ز زرین شاخه ها پر بارترای در بگشوده بر خورشیدهادر هجوم ظلمت تردیدهابا توام دیگر ز دردی بیم نیستهست اگر، جز درد خوشبختیم نیست ای دل تنگ من و این بار نور؟های هوی زندگی در قعر گور؟ای دو چشمانت چمنزاران منداغ چشمت خورده بر چشمان منپیش از اینت گر که در خود داشتمهرکسی را تو نمی انگاشتمدرد تاریکیست درد خواستنرفتن و بیهوده خود را کاستنسر نهادن بر سیه دل سینه هاسینه آلودن به چرک کینه هادر نوازش، نیش ماران یافتنزهر در لبخند یاران یافتنزر نهادن در کف طرارهاگمشدن در پهنه بازارهاآه، ای با جان من آمیختهای مرا از گور من انگیختهچون ستاره، با دو بال زرنشانآمده از دور دست آسمانجوی خشک سینه ام را آب توبستر رگهام را سیلاب تودر جهانی اینچنین سرد و سیاهبا قدمهایت قدمهایم براهای به زیر پوستم پنهان شدههمچو خون در پوستم جوشان شدهگیسویم را از نوازش سوختهگونه هام از هرم خواهش سوختهآه، ای بیگانه با پیرهنمآشنای سبزه واران تنمآه، ای روشن طلوع بی غروبآفتاب سرزمین های جنوبآه، آه ای از سحر شاداب تراز بهاران تازه تر سیراب ترعشق دیگر نیست این، این خیرگی ستچلچراغی در سکوت و تیرگی ستعشق چون در سینه ام بیدار شداز طلب پا تا سرم ایثار شداین دگر من نیستم، من نیستمحیف از آن عمری که با من زیستمای لبانم بوسه گاه بوسه اتخیره چشمانم به راه بوسه اتای تشنج های لذت در تنمای خطوط پیکرت پیرهنمآه می خواهم که بشکافم ز همشادیم یک دم بیالاید به غمآه، می خواهم که برخیزم ز جایهمچو ابری اشک ریزم های هایاین دل تنگ من و این دود عود ؟در شبستان، زخمه های چنگ و رود ؟این فضای خالی و پروازها؟این شب خاموش و این آوازها؟ای نگاهت لای لائی سِحر بارگاهوار کودکان بیقرارای نفسهایت نسیم نیمه خوابشسته از من لرزه های اضطرابخفته در لبخند فرداهای منرفته تا اعماق دنیا های منای مرا با شور شعر آمیختهاینهمه آتش به شعرم ریختهچون تب عشقم چنین افروختیلاجرم شعرم به آتش سوختی#فروغ_فرخزاد#بانو_پریوش@aramesh_khiyalll@navayemastaneh


