سحر ز هاتفِ غیبم رسید مژده به گوشکه دورِ شاهشجاع است، مِی دلیر بنوششد آن که اهلِ نظر بر کناره میر…
انتشار: 2026/06/28 01:44 UTC
سحر ز هاتفِ غیبم رسید مژده به گوشکه دورِ شاهشجاع است، مِی دلیر بنوششد آن که اهلِ نظر بر کناره میرفتندهزار گونه سخن در دهان و لب خاموشبه صوتِ چنگ بگوییم آن حکایتهاکه از نهفتنِ آن دیگِ سینه میزد جوششرابِ خانگیِ ترسِ محتسبخوردهبه رویِ یار بنوشیم و بانگِ نوشانوشز کویِ میکده دوشش به دوش میبُردندامامِ شهر که سجاده میکشید به دوش#حافظصبحتون به نور@navayemastaneh.

