جمعه است...روی میز،دو فنجان مانده؛یکی را من شستهام،یکی رادلم هنوز نگه داشته است.پرده را کنار میز…
انتشار: 2026/08/21 13:56 UTCدریافت: 2026/08/22 08:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 08:15 UTC
جمعه است...روی میز،دو فنجان مانده؛یکی را من شستهام،یکی رادلم هنوز نگه داشته است.پرده را کنار میزنم،خیابان مثل همیشهپر از آدمهاییستکه هر کدامجایی برای رسیدن دارند؛و منتنها کسی هستمکه تمام امروز رادور نبودن تو میچرخم.مساحت غم رابا متر نمیشود اندازه گرفت؛غم،گاهی از یک تخت خالی شروع میشود،از یک پیام بیجواب،از فنجانی کهقهوهاش سرد شدهو کسی نیستبگوید:«قند میخواهی؟»جمعههاواقعیت،کمی بیرحمتر است؛چون خانهآنقدر ساکت میشودکه میتوانیصدای نبودن کسی را بشنوی.و من،میان ظرفهای نشسته،خبرهای تکراری،و ساعتهایی کهکندتر از همیشه میگذرند،به سادهترین شکل ممکندوستت دارم...✍️ #ثریا_شجاعی_اصل @soraya_shojaei@navayemastaneh


