🪻گفتم ببخشین ساحل کدوموره؟ گفت اونوره ولی الان بستهس. گفتم پس کی بازه؟ گفت باهار. گفتم باها…
انتشار: 2026/08/21 15:20 UTCدریافت: 2026/08/22 08:15 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/22 08:15 UTC
🪻گفتم ببخشین ساحل کدوموره؟ گفت اونوره ولی الان بستهس. گفتم پس کی بازه؟ گفت باهار. گفتم باهار کدوم بود؟ گفت اونی که میخندیم، ارزونیه، هیشکی با باباش قهر نیس، مادرها پیر نمیشن. گفتم کی میاد؟ گفت معلوم نیست یهو دیدی همین فردا. گفتم پس میشه من تا فردا نهنگ شما باشم؟ گفت نهنگ کدوم بود؟ گفتم همونی که خستهس میخواد اونقد نگاه کنه بهت تا خوابش ببره و خواب ببینه بغلش کردی. گفت دیوونهای؟ گفتم اونم هستم ولی کارشناس ذوقکردن واسه موهای بافتهت هم هستم. گفت لاکم رو هم بگو. گفتم من اگه الان عاشقت بشم ممکنه دهسال دیگه یهچیزی دربارهت بنویسم، عیبی نداره؟ گفت دهسال دیگه یعنی کی؟ گفتم یعنی اونموقع که ریشم سفید بشه قلبم سیاه. گفت عیبی نداره. گفتم پس یهچیزی بگو که یادم بمونه. گفت یادت میمونه، هر شبی که بفهمی واسه گفتن از همهچی دلتنگ منی یادت میفته. گفتم پس من دیگه نهنگ شمام؟ گفت بخواب آدم ساده. کسی دیگه نهنگ نمیخواد تو این گرونی. خوابیدم. خواب دیدم یهنفر که دوستش دارم دوستم داره. یه خونه داشتیم سفید، دم کوه، با پنجرههای بزرگ. برف میومد و هیشکی تنها نموندهبود. بیدار نشدم دیگه. تو که بیداری هروقت کسی یادم افتاد بیدارم کن. هروقت باهار شد. هروقت مامان خوب شد. هروقت نوبت ما شد برقصیم و بگیم آزادی. هروقت دیگه تیر نخورد به بچهها. هروقت یکی پیدا شد بلد باشه لالایی بخونه. هروقت دوباره ابر تو آسمون درکه تنها موند. هروقت سگ پارک دم خونه دلتنگم شد. هروقت نفسم دیگه تنگ نبود. هروقت مهرههای کمرش سهم لب من شد. هروقت وطن قصهی گریهداری نبود. هروقت ارزونی شد و آدما فهمیدن نهنگداشتن چقد خوبه. هروقت جام خالی بود. باهار بیدارم کن. باهار.برای تو، نهنگ محبوبت، و روزی که دوباره بخندی.✍#حمید_سلیمی🎙#بانو_پریوش@navayemastaneh

