گرانی بنزین و مسئولیت دولت در برابر معیشت مردم🖌بنزین یکی از مهمترین نهادههای اقتصادی است که تغییر قیمت آن میتواند زنجیرهای از افزایش هزینهها را در بخشهای مختلف زندگی مردم ایجاد کند. از حملونقل و تولید گرفته تا توزیع کالا و خدمات. قیمت سوخت در بهای تمامشده بسیاری از اقلام اثر میگذارد. پس هرگونه افزایش قیمت بنزین، بهویژه در شرایطی که اقتصاد با جنگ، تورم مزمن، کاهش قدرت خرید، رکود دستوپنجه نرم میکند، فشار سنگینی بر دوش خانوارها وارد میکند.بنابر تجربه، گرانی سوخت بهسرعت خود را در افزایش هزینه حملونقل و سپس در قیمت نان، دارو، مواد غذایی، خدمات، اجارهبهای مسکن و... نشان میدهد. و بیشترین آسیب متوجه کارگران، معلمان، بازنشستگان، پرستاران و خانوارهای کمبرخورداریست که درآمدشان حتی کفاف خرید مایحتاج روزانه را نمیدهد. افزایش چنددرصدی قیمتها، اعداد و ارقام نیستند و مستقیماً بهمعنای حذف بخشی از سفره غذایی، به تعویق انداختن درمان و... است.امروز میبینیم؛ خانوادههایی ناچارند نان نصفه بخرند، همچنین گسترش خرید نسیه و افزایش بدهی خانوارها از معضلات بزرگ کنونی هستند.این وضعیت تنها پیامد طبیعی تحریم و جنگ نیست، بلکه سیاستهای اقتصادی، میزان ناکارآمدی مدیریت، رانتخواری و غارتگریست. دولت نمیتواند و نباید نسبت به وضعیت معیشت مردم بیتفاوت بماند و به ارائهی بستههای حمایتی محدود بسنده کند. توزیع کالابرگ نمیتواند حتا بخش کوچکی از فشار معیشتی را کاهش دهد و بدون مهار تورم و افزایش قدرت خرید مردم، هیچ تغییری در وضعیت معیشتی ایجاد نمیشود.مسئله فقط جنگ نیست و به پیش از آن برمیگردد؛ چرا مطالبات گروههای مختلف اجتماعی همچنان بر زمین مانده است؟ معلمان، کارگران، پرستاران، بازنشستگان و بسیاری از مالباختگان سالهاست مطالباتی دارند که بخش مهمی از آنها هنوز تعیین تکلیف یا پرداخت نشده است.پس دقیقاً در چنین شرایطی است که مسئولیت دولت در قبال مردم سنگینتر میشود.این تصور که "از دولت دیگر نباید انتظاری داشت، چون ماهیتا به منافع مردم بیاعتناست" نادرست است؛ مردم حق دارند درباره تصمیمهای اقتصادی، نحوه هزینهکرد منابع عمومی، سیاستهای مقابله با تورم، وضعیت دستمزدها و سرنوشت مطالبات انباشتهشده خود توضیح بخواهند.شهروندی که درآمدش با تورم همسان نشده، نمیتوان انتظار داشت هر افزایش قیمتی را بپذیرد و تنها کمتر مصرف کند. نمیتوان از کارگر و بازنشسته خواست هزینه.های جنگ، ناکارآمدیها، تورم، تصمیمهای نادرست اقتصادی و سوءمدیریتهای انباشته را از سفره خود پرداخت کنند. نمیتوان ابتدا قیمتها را افزایش داد و سپس از مردم انتظار داشت با درآمدی که ارزش آن روزبهروز کاهش مییابد، خود را با شرایط جدید وفق دهند.مسئولیت حاکمیت در دوران دشوار بهویژه جنگ، حفاظت از جامعه در برابر عمیقتر شدن شکافهای اقتصادی و اجتماعیست. نمیتوان از مردم انتظار داشت هم هزینه بحرانهای اقتصادی را تحمل کنند، هم کاهش قدرت خرید خود را بپذیرند و هم مطالباتشان را برای سالهای نامعلوم به تعویق بیندازند. خواستههای حداقلی مردم تأمین نان، مسکن، آموزش و درمان و سایر نیازهای یک زندگی استاندارد است.از این رو، انتظار از دولت در شرایط کنونی، مهار تورم، حمایت واقعی از قدرت خرید مردم، پرداخت مطالبات معوق، شفافیت در تصمیمگیریهای اقتصادی و پاسخگویی در برابر پیامدهای سیاستهای کنونی، حداقل وظایفی است که جامعه از مسئولان مطالبه میکند.مردم نباید نخستین قربانی هر بحران و آخرین دریافتکننده حمایت باشند. درخواست صبر بیشتر از مردم کافیست، باید درباره عملکرد خود پاسخ دهند و نشان دهند برای حفظ کرامت و معیشت شهروندان چه اقدام عملی و مؤثری انجام دادهاند.اتحاد بازنشستگان@nedaeziran
تجمع شبانه در برابر زندان سنندج برای جلوگیری از اعدام کاوه رفوشهشماری از مردم سنندج شامگاه دوشنبه ۲۶ مرداد در مقابل زندان مرکزی این شهر تجمع کردند و با شعار «نه به اعدام» خواستار توقف اجرای حکم کاوه رفوشه شدند.رفوشه، شهروند ۳۵ ساله اهل سنندج، یک روز پیش برای اجرای حکم از بند عمومی به سلول انفرادی منتقل شده بود. تجمعکنندگان تا ساعات پایانی شب تلاش کردند با جلب رضایت اولیای دم، مانع اجرای حکم قصاص شوند، اما این تلاشها به نتیجه نرسید و حکم او سحرگاه سهشنبه ۲۷ مرداد در زندان مرکزی سنندج اجرا شد.به گزارش شبکه حقوق بشر کردستان، کاوه رفوشه حدود سه سال پیش در جریان یک نزاع در سنندج مرتکب قتل شده و پس از آن خود را به پلیس معرفی کرده بود. دادگاه کیفری سنندج او را به اتهام «قتل عمد» به قصاص نفس محکوم کرده بود.تجمع شبانه مقابل زندان سنندج، فارغ از پرونده قضایی رفوشه، بار دیگر مخالفت بخشی از جامعه با مجازات مرگ و تلاش شهروندان برای جلوگیری از گرفتن یک جان دیگر را به خیابان آورد. در نظام قصاص، تصمیم نهایی میتواند به اولیای دم واگذار شود، اما مسئولیت اجرای مجازات مرگ همچنان بر عهده دستگاه قضایی و حکومت است.#نه_به_اعدام#اعدام_قتل_عمد_حکومتیست@nedaeziran
فریاد،فریاد از این همه بیداد#اصفهان: تجمع و راهپیمایی هر روزه بازنشستگان فولاد و ذوبآهن امروز سهشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ نیز همچون روزهای گذشته با حضور پرشور بازنشستگان فولاد و ذوبآهن در اصفهان در اعتراض به وضعیت معیشتی و مطالبات خود تجمع و راهپیمایی برگزار نمودند.@nedaeziran
هزینه حداقلی زندگی یک خانوار کارگری را در پایان تیر۱۴۰۵ بیش از ۹۰ میلیون تومان برآورد شده است؛ رقمی که نزدیک به چهار برابر حقوق ماهانه یک کارگر متاهل دارای یک فرزند است.بر پایه این محاسبات، دستمزد چنین کارگری با احتساب همه مزایا، تنها هزینه حدود هشت روز از ماه را پوشش میدهد.@nedaeziran
🔴 گسترش کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» به ۶۰ زندان مختلف در هفته صد و سی و چهارم با پیوستن زندان گچساران⭕️ یاد و خاطره تمامی زندانیان سیاسی جانباخته در تابستان خونین ۱۳۶۷ گرامی و جاودان باد.در سالگرد قتلعام زندانیان سیاسی در تابستان ۱۳۶۷ ــ که توسط آقای جاوید رحمان، گزارشگر پیشین حقوق بشر سازمان ملل متحد، به عنوان «جنایت علیه بشریت» شناخته شد ــ یاد و خاطره تمامی جانباختگان راه آزادی و برابری را گرامی میداریم و امیدواریم به زودی عاملان و آمران این فاجعه ضدبشری در برابر دادگاه عدالت قرار گیرند. کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، دادخواه تکتک این عزیزان و تمامی کسانی است که توسط دیکتاتوری حاکم بر ایران اعدام شدهاند. حکومت مستبد طی هفته گذشته نیز یک زندانی سیاسی اعتراضات دیماه ۱۴۰۴ به نام شهرام صادقی را سبعانه در کرج به دار آویخت. با اعدام شهرام صادقی و محمد (چراگ) افروخته که اخیراً در زاهدان اعدام شد، تعداد زندانیان سیاسی اعدامشده از ابتدای سال ۱۴۰۵ تاکنون دستکم به ۳۹ تن رسیده است. این آمار، زنگ خطری جدی برای بسیاری دیگر از زندانیان سیاسی و غیرسیاسی زیر حکم اعدام است. حکومت ولایت فقیه با وجود اعتراضات گسترده، هرگز دست از اعدام بر نداشته است؛ چرا که بقای خود را در گرو سرکوب و اعدام میبیند. طی ماههای گذشته، میزان اعدامها به حدی افزایش یافت که پس از ۱۳۴ هفته تداوم کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» و گزارشهای مکرر آن به افکار عمومی و نهادهای مختلف ــ در کنار اعتراضات گسترده مردم و فعالان ضد اعدام ــ سرانجام ۳۲ کشور مختلف جهان در بیانیهای بسیار مهم، خواستار توقف فوری اعدامها در ایران شدند. ما اعضای کارزار «سهشنبههای نه به اعدام»، از تمامی این کشورها میخواهیم که برای اثربخشی در توقف ماشین اعدام، تمامی روابط دیپلماتیک و تجاری خود با حکومت ایران را مشروط به توقف کامل اعدامها کنند. همچنین بار دیگر از همه وجدانهای بیدار میخواهیم که صدای این کارزار و تمامی محکومان به اعدام در ایران باشند و مستمراً به هر شکل ممکن اقدام کنند. لازم به ذکر است جمعی از زندانیان زندان گچساران با انتشار بیانیهای، پیوستن رسمی خود را به کارزار «سهشنبههای نه به اعدام» اعلام کردند. بر این اساس، اعضای این کارزار در هفته صد و سی و چهارم مبارزات خود، روز سهشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵ در ۶۰ زندان سراسر کشور دست به اعتصاب غذا میزنند.اسامی زندانهای اعتصابکننده به شرح زیر است:زندان اوین(بند های زنان و مردان)، زندان قزلحصار(واحدهای ۲ و ۳ و ۴)، زندان مرکزی کرج، زندان فردیس کرج، زندان تهران بزرگ، زندان قرچک، زندان خورین ورامین، زندان چوبیندر قزوین، زندان اهر، زندان اراک، زندان لنگرود قم، زندان خرم آباد، زندان بروجرد، زندان یاسوج، زندان اسد آباد اصفهان، زندان دستگرد اصفهان، زندان شیبان اهواز، زندان سپیدار اهواز(بندهای زنان و مردان)، زندان نظام شیراز، زندان عادل آباد شیراز(بندهای زنان و مردان)، زندان فیروزآباد فارس، زندان دهدشت، زندان زاهدان(بندهای زنان و مردان)، زندان برازجان، زندان رامهرمز، زندان بهبهان، زندان بم، زندان یزد(بندهای زنان و مردان)، زندان کهنوج، زندان طبس، زندان مرکزی بیرجند، زندان مشهد، زندان گرگان، زندان سبزوار، زندان گنبدکاووس، زندان قائمشهر، زندان رشت(بندهای مردان و زنان)، زندان رودسر، زندان حویق تالش، زندان ازبرم لاهیجان، زندان دیزل آباد کرمانشاه، زندان اردبیل، زندان تبریز، زندان ارومیه، زندان سلماس، زندان خوی، زندان نقده، زندان میاندوآب، زندان مهاباد، زندان بوکان، زندان سقز، زندان بانه، زندان مریوان، زندان سنندج، زندان کامیاران، زندان ایلام، زندان کرمان، زندان بروجن، زندان نیشابور و زندان گچسارانهفته صدوسی و چهارمسهشنبه ۲۷ مرداد ۱۴۰۵#کارزار_سهشنبههای_نه_به_اعدام#کارزار_سه_شنبه_های_نه_به_اعدام#نه_به_اعدام#نه_به_اعدام#اعدام_نکنید#اعدام_قتل_عمد_حکومتیست@neddaeziran