نگفته بود دوستم دارداما عاشق شجریان بود،با زبان موسیقی با من حرف میزد.اولش این بود:آمدهام که سر ن…
انتشار: 2026/08/17 16:08 UTCدریافت: 2026/08/19 05:00 UTCآخرین مشاهده: 2026/08/19 05:00 UTC
نگفته بود دوستم دارداما عاشق شجریان بود،با زبان موسیقی با من حرف میزد.اولش این بود:آمدهام که سر نهمعشق تو را به سر برم...صبحها، صبح بخیر نمیگفت.میفرستاد:یارم به یک لا پیرهنخوابیده زیر نسترن...بعدتر«من پشیمون اومدم» را،«من اینجا، تو اونجا»... را،اینها زبانش بودند.یک بار از گله گوسفند در غروببا صدای زنگولهها،یک بار شب تا صبح بیدار مانده بودو صدای جیرجیرک ها را،برایم فرستاد.نیازی به داروی آرامبخش نبود.او،زبان دلم را بلد بودبلد هستو من این زبان ارجمندش راخدا میداند که چقدردوست داشتم...دوست دارم.#محبوبهاحمدی
تاریخچه بازدید مشاهدهشده
حدود 3 بازدید تازه در ساعت در این نمونهنخستین مشاهده و پستهای مشابه
این برچسبها فقط زمان نخستین مشاهده متن عمومیِ همسان در این فهرست را نشان میدهند و اثباتکننده نویسنده اصلی نیستند.
- کپشن خـــاص · تطابق نزدیکِ متصل به نمونه مبنا — ۲۷ مرداد ۱۴۰۵، ۳:۴۰
- نوشته های ناب و عاشقانه · تطابق دقیق — ۲۷ مرداد ۱۴۰۵، ۸:۵۵
اثر انگشت فشرده دقیق و تطابق نزدیکِ متصل به یک نمونه مبنا · زمان ناشناخته، ناموجود باقی میماند