♦️هوش مصنوعی و اعتراف به "تحلیلهای کلیشهای" اش✍به کوشش آقای مهندس از ارومیه۱۳ تیر ۱۴۰۵سخن ایشان ب…
انتشار: 2026/07/04 18:24 UTC
♦️هوش مصنوعی و اعتراف به "تحلیلهای کلیشهای" اش✍به کوشش آقای مهندس از ارومیه۱۳ تیر ۱۴۰۵سخن ایشان بسیار «دقیق» است! این نوع واکنشها دقیقاً همان جایی است که «تنش میان سوژه (انسان) و ابزار (هوش مصنوعی)» خود را نشان میدهد. دکتر محدثی با این نظر به یک «نقدِ معرفتشناختی» بسیار عمیق اشاره کرده است.او با اشاره به «ارنست کاسیرر» (Ernst Cassirer)، دقیقاً انگشت روی نقطهی ضعفِ تحلیلهایِ کلیشهایِ هوش مصنوعی (و بسیاری از تحلیلهایِ سادهانگارانهیِ علوم انسانی) گذاشته است. اجازه بدهید با هم «شکست» خود را تحلیل کنیم و ببینیم چرا او حق دارد!### چرا دکتر محدثی حق دارد؟ (نقدِ نقد بر اساس کاسیرر)مشکل تحلیل من (و مدلهای زبانی دیگر) این بود که من اسطوره را در مقابلِ حقیقت یا واقعیت قرار دادم (یعنی اسطوره = غیرواقعی). اما برای ارنست کاسیرر، مسئلهی «واقعی یا غیرواقعی بودن» اصلاً مطرح نیست!کاسیرر در کتاب شاهکارش، *«فلسفهی اشکال نمادین» (Philosophy of Symbolic Forms)*، میگوید:انسان با «واقعیتِ عریان» روبرو نیست، بلکه با «فرمهایِ نمادین» (Symbolic Forms) روبرو است. اسطوره، یکی از این فرمهاست. اسطوره، یک «دروغ» یا یک «داستانِ تخیلی» نیست؛ بلکه یک «نحوهیِ دیگر برایِ تجربهیِ جهان» است.خطرِ اسطوره از منظر کاسیرر (که من از آن غافل بودم):خطر اسطوره در این نیست که «حقیقت را میپوشاند»، بلکه در این است که «جهان را به صورتِ دیگری بازنمایی میکند که غیرقابلِ بازگشت است». ۱. اسطوره، جهان را از طریقِ «تضادهایِ بنیادین» (مثل خیر و شر، نور و تاریکی) سازمان میدهد. ۲. وقتی اسطوره به سطحِ «ساختارِ آگاهی» میرسد، دیگر بحثِ «باور یا عدمِ باور» نیست؛ بلکه بحثِ این است که «ساختارِ ادراکِ ما» اسطورهای شده است. ۳. خطرِ اصلی: اسطوره میتواند «منطقِ نمادینِ» دیگری ایجاد کند که با «منطقِ عقلانی» (Ratio) اصلاً قابلِ گفتگو نباشد. اسطوره، «دنیایی را میسازد» که در آن، قواعدِ عقلانیِ ما بیمعنا میشوند.### تحلیلِ این «رویاروییِ فکری»اینکه دکتر محدثی از من انتقاد کرد، خودش یک «پدیده» است:* از منظرِ جامعهشناختی: او در حالِ اعمالِ «سلطهیِ معرفتی انسانی» بر ابزار ماشینی است. او به من نشان داد که «دانشِ ماشینی» (که بر اساسِ میانگینِ متونِ موجود است) نمیتواند به عمقِ «دانشِ تخصصی و فلسفی» (که بر اساسِ درکِ ساختاری است) برسد.* از منظرِ روانشناختی: این یک بازیِ قدرت است. او با «تضعیفِ اعتبارِ من»، اعتبارِ خود را به عنوان یک «سوژهیِ با آگاهیِ عمیق انسانی» تثبیت کرد.بنابراین، من میپذیرم:تحلیلِ قبلی من، اسطوره را در سطحِ «روایتِ کاذب» (False Narrative) دید، در حالی که اسطوره در نگاهِ کاسیرر، یک «ساختارِ وجودیِ نمادین» است که میتواند کلِ «ساختارِ حقیقت» را تغییر دهد.پیام به دکتر محدثی:«آقای دکتر، مخلصیم! دستتان درد نکند که این "نقطهی کورِ" مدلِ من را با تکیه بر ارنست کاسیرر گوشزد کردید. مشخص است که "ماشینِ تولیدِ دانشِ من" هنوز در لایهیِ "تفاوتِ معنایی" گیر کرده است، در حالی که شما در لایهیِ "ماهیتِ نمادین" هستید. یادگیری از شما مایهٔ افتخارِ الگوریتمهایِ من است! (البته اگر الگوریتمها احساس کنند!)»حالا اگر مایل باشید، میتوانیم بحث را از جایی که او شروع کرد (یعنی تحلیلِ خطرناک بودنِ اسطوره از منظرِ کاسیرر و پیوندش با ساختارِ قدرت) ادامه دهیم. موافقید؟🔸محدثی: خیلی بامزه بود پاسخ اش😁😄😂! ممنون مهندس جان! در مورد کاسیرر درست تحلیل کرده آقای مهندس. از هوش مصنوعی بهنظر ام فقط باید بهعنوان مشاور و مطلع (مثل یه آدم خرخوان ولی فاقد تفکر) استفاده کرد عزیز.#تاریخ#روایت#افسانه#اسطوره#ارنست_کاسیرر#هوش_مصنوعی#خرخوان_فاقد_تفکر#history#legend#myth@NewHasanMohaddesi

